|
به استاد عزیز محمود دهقانی که از استرالیا به دفاع از آهوهای جزیره خارگ برخاسته اند و سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ نوشته: به داوری یک طرفه نشسته اید و . . . / " گویند روزی موسی (ع) در آن حال که شبانی شعیب پیغامبر (ع) می کرد و هنوز به وی وحی نیامده بود، گوسفندان می چرانید; قضا را میشی از رمه جدا افتاد. موسی خواست که او را به ... |
از روزگار آهوهاي خارگ حکایت
مصطفي دهقاني
به استاد عزیز محمود دهقانی که از استرالیا به دفاع از آهوهای جزیره خارگ برخاسته اند و سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ نوشته: به داوری یک طرفه نشسته اید و . . .
" گویند روزی موسی (ع) در آن حال که شبانی شعیب پیغامبر (ع) می کرد و هنوز به وی وحی نیامده بود، گوسفندان می چرانید; قضا را میشی از رمه جدا افتاد. موسی خواست که او را به رمه بازدارد. میشک برمید و در صحرا افتاد و گوسفندان نمی دید و از بد دلی همی رمید و موسی از پس او همی دوید تا مقدار دو سه فرسنگ; چنانکه میشک را نیز طاقت نماند و از ماندگی بیفتاد، چنانکه برنمی توانست خاست. موسی در وی رسید و بر او رحمتش آمد; گفت: "ای بیچاره، چرا می گریزی و از که می ترسی؟" چون دید که طاقت رفتن ندارد، برداشتش و بر گردن و دوش گرفت تا بر ِ رمه. چون چشم میش بر رمه افتاد، دلش به جای باز آمد، تپیدن گرفت. موسی زود او را از گردن فروگرفت و به میان رمه اندر شد. ایزد تعالی ندا کرد به فرشتگان آسمانها، گفت:"دیدید بندۀ من با آن میش دهن بسته چه خُلق کرد و بدان رنج که از او بکشید او را نیازارد و بر او ببخشود! به عزت من که او را بر کشَم و کلیم خویش گردانم و پیغامبریش دهم و بدو کتاب فرستم، چنانکه تا جهان باشد از او گویند." پس این همه کرامات او را به ارزانی داشت. " (برگرفته از: سیاستنامه، خواجه نظام الملک)
این از موسی که مهربانی اش بر حیوانات چنان شد که تا جهان بر جاست از او خواهند گفت و نامش به نیکی خواهد رفت و کلیم شد در یک کلام. اما تو! از آن سوی عالم برخاسته ای و دل سوزانده ای برای یک آهو یا اصلا 160 آهو. و حال این است پاسخت ; "چگونه به داوری یک طرفه نشسته [اید] و دست به قلم تنها به استناد حرف و حدیث با کیلومترها فاصله بدون بررسی دست زده [اید]."
آنچنان که دانایی و میدانیم تعداد این آهوهای جرب گرفته اگر کمتر از 40 راس نباشد بیش از آن هم نخواهد بود و مسئولین سازمان محیط زیست هم اگر بیش از این شمارش کرده اند، لابد هر آهو را 4 بار رویت کرده اند به هنگام شمارش!
تا آنجا هم که به خاطر دارم هیچ گاه در طول این ده سال (از سال 1377) که به قصد مطالعه و احیانا تحقیق، کوه و صخره و دشت و صحرای جزیره را همه روزه رویت کرده ام، این همه آهو که آنها فرموده اند مشاهده ننموده ام. و لابد اگر هم 1005 راس آهو در خارگ در تپه و ماهور ویلان بوده در سال 1381 ، یا من و دوستان و مردم جزیره ندیده ایم یا اصلا هرچه بز و آهو و کلاغ و کبوتر بوده است را همه یکجا با هم شمارش کرده اند! شاید!
همچنین باید گفت اگر اپیدمی جرب به کمک اکیپ های دامپزشک اعزام شده به جزیره ، کنترل شده و از شیوع این درد جلوگیری شده، پس این همه لاشه و پوست و استخوان آهو که در کوه و صخرۀ جزیره ورم کرده است، نشانۀ چیست؟ یا ما اشتباه دیده ایم یا همکاران اعزامی شما از این آهوها بی خبر بوده اند. و اصلا اگر بیماری ریشه کن یا دست کم متوقف شده باشد، در چه سالی این کار را انجام داده اید؟ و چرا باز آهوها دچار شده اند به درد جرب؟
آری! هیچ کس منکر این واقعیت نیست که امروز مسئولین زحمتکش سازمان محیط زیست، علی رغم کمبود نیروی لازم و محیط بان به تعداد کافی، اقدام به توزیع علوفه کرده اند برای آهوها در کوه و صحرا. اما این که هنوز آمار دقیقی از تعداد آهوها نداشته باشیم برای ارائه کردن، خود عامل مهمی می تواند باشد برای آنها که همواره سوء استفاده کرده اند از طبیعت و محیط زیست جزیره. و بسیار راحت تر می توانند آهوی خارگ را قاچاق کنند به بازار حوزۀ خلیج فارس. و خواهی دید که چه خواهان دارد این آهو در بازار خلیج فارس. اگر محیط بانان از این واقعیت که این آهوها بسیار طعمه ی مجالس شده است در میان سربازها و حتی برخی کارکنان و کارگران و اهالی در جزیره، خود تاییدی است بر بی توجهی آنها به این میراث گرانقدر طبیعت.
جهت اطلاع ایشان نگاه کنید به داستان خروس. که ابراهیم گلستان در بخشهایی از این داستان علت دیر رسیدن قهرمان داستان به بندر گناوه را چنین می نویسد " تقصیر خودم بود . . . صبح از جزیره دیر حرکت کردیم. به همراه کسی رفته بودیم شکار آهو در تپه های جزیره. . . " یعنی که این فاجعه به ادبیات هم راه یافته است و با این همه هنوز اظهار بی اطلاعی . . .
بگذریم. مع الوصف اگر قرار باشد مسئولین محیط زیست به نوشته هایی چنین پاسخگو باشند و تمام وقتشان را صرف اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در زمینه حفاظت از محیط زیست نمایند، پس دیگر چه کسی خواهد بود که از آهوهای جزیره مراقبت کند یا نگذارد که محیط زیست دریایی جزیره و مرجان های مرغوبش از بین رود؟
چه کسی خواهد بود که نگذارد کلاغ های جزیره را محیط زیست و مدیریت عملیات عمومی نفت، از جزیره بیرون کنند؟
چه کسی باقی می ماند تا از برداشت غیر مجاز و بی رویۀ ماسه ها در سواحل جلوگیری کند و از کوچ همیشگی لاک پشت های نوک عقابی جزیره، پیشگیری کند؟
چه کسی می ماند که از استحصال های بی رویۀ خشکی از دریا و تغییر در اکوسیستم جلوگیری کند؟
چه کسی می ماند که بزهای خارگی (عدانی) را به قیمت هر کدام 100 هزار تومان از جزیره خارج کند؟
چه کسی می ماند تا به منطقه حفاظت شده خارگو بی توجهی کند؟ چه کسی. . .
باقی را خود بخوان و خود بنویس
منبع: وبلاگ ایکاریوس
|