|
با سخنان خاتمی در دانشگاه تهران و پاسخ های روشن وی به دانشجویان، به نظر می رسد وی دریافته است که جز آمدن به صحنه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری راهی دیگر پیش رو ندارد. آنگاه که وی پس از چند سال از سرکوب جنبش دانشجویی در 18 تیر 1387 چنین موضع ... |
خاتمی؛ مرد بحران امروز ایران
ابوالحسن گنخکی
با سخنان خاتمی در دانشگاه تهران و پاسخ های روشن وی به دانشجویان، به نظر می رسد وی دریافته است که جز آمدن به صحنه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری راهی دیگر پیش رو ندارد. آنگاه که وی پس از چند سال از سرکوب جنبش دانشجویی در 18 تیر 1387 چنین موضع گرفت: «حادثه کوی دانشگاه نشانه مظلومیت دانشگاه بود. 18 تیر جنایت بزرگی بود که زخم مظلومیت آن هنوز دل های دلسوزان نظام را میسوزاند». خاتمی در ادامه چنین پرسید:«آیا آزادی به معنای واقعی کلمه در جامعه ما نهادینه شده است؟ آیا دانشگاه های ما که باید کانون آزادی باشند آزادی را احساس می کنند؟ آیا در دانشگاه های ما و در جامعه ما نقد قدرت هزینه ندارد؟ اگر ندارد این همه ستاره گذاری و محرومیت برای چیست؟» وی که هشت سال مسئولیت عالی نظارت بر اجرای مفاد قانون اساسی را بر عهده داشته است، تاکید کرد: «آیا به قانون اساسی عمل می شود؟».
سید محمد خاتمی با نقد وضعیت موجود کشور خاطرنشان کرد: «در صورتی میتوان با برنامه آمد که مطمئن باشد دستگاهها و نهادهایی که دارای قدرت هستند پشتیبان باشند یا حداقل کارشکنی نکنند. اگر کارشکنی در کار باشد، نمیتوان کار را انجام داد». رئیس دولت اصلاحات با طرح این پرسش که «چه باید کرد؟» تصریح کرد: « نمیتوان به مردم قول داد و نتوانست عمل کرد و سپس همه جریانها و جناحها شروع به حمله کنند. معتقدم باید کسی بیاید که میتواند کار بکند.»
پاسخ های مردی با عبای شکلاتی در این نشست که تجربه "هر نه روز یک بحران" را در دوران ریاست دولت اصلاحات تجربه کرده است، نشان می دهد آنچه در ذهن او می گذرد بسیار فراتر و واقع گرایانه تر از ایده های خرداد 1376 است.
در تاریخ جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی را مرد بحران ها نامیده اند. روزگاری که آتش ترور و اعتراضات قوم ها و گروه های سیاسی و چریکی در کنار جنگ تحمیلی دهه شصت را سرشار از بحران های روزانه کرده بود، او در مقام فرمانده جنگ و رئیس قوه مقننه توانست کشتی بان بزرگ انقلاب را در آن دریای طوفانی یاری نماید. به نظر می رسد او دیگر علاقه ای به تجربه مجدد ریاست قوه مجریه ندارد.
بحران های امروز اما از نوعی دیگر است. این بار بحران ها از جنس دهه شصت نیست که به مردی چون رفسنجانی نیاز باشد. خاتمی در نیمه دوم دهه هفتاد و نیمه اول دهه هشتاد نشان داد قادر است فشار های بین المللی و گروه های فشار داخلی را مهار کند. او گرچه قدرتی نداشت که با گروه های خودسر و ... مقابله کند، اما توانست با نمایش صداقتی آشکار افکار عمومی تحت فشار سیاسی رسانه ها را با خود همراه کند. رای بیست میلیونی خاتمی در هشتمین دوره انتخابات سند این مدعاست.
گرچه گفته می شود اعتبار بین المللی خاتمی نباید هزینه دستیابی به جایگاه ریاست جمهوری که از اختیار و قدرت کافی برای پیشبرد اصلاحات نیست، شود و نگارنده نیز با این نظر سخت موافق است اما واقعیت آن است که هیچ کدام از گزینه های مطرح موجود قادر به مهار بحران فعلی نیستند. بحران فعلی جز با رهبری اصلاحات توسط مردی با وجاهت بین المللی و تجربه اجرایی قوی، گذر از آن براحتی امکان پذیر نیست.
حرف های خاتمی نشان داد خاتمی دیگر آن سید مظلوم سال 76 نیست. او دریافته است که دنیای سیاست پیچیده ایران را با نجابت و مظلوم نمایی کاری نیست. او دریافته است که باید ایستاد. آنگاه که در پاسخ به سوال دانشجویی معترض مبنی بر اینکه که شما «8 سال شعار زنده باد مخالف من» را سردادید، دستاورد این 8 سال چه بود؟ گفت: «برای رسیدن به آرمانها و اهداف انقلاب نه تنها فرصت 8 ساله کافی نیست، بلکه از آنجا که اصلاحات تدریجی است ٢٨ سال نیز کافی نیست».
وی در ادامه با صراحت اعتراف نمود: «معتقدم بعضی جاها فرصتها را از دست دادیم. از جمله وقتی برخی کارشکنیها شروع شد و با مصادره ارزشهای انقلاب، در مقابل اصلاحات و حرکت و خواست مردم ایستادند حتما اگر ما با قاطعیت بیشتر عمل میکردیم امروز وضع و حالمان بهتر میشد. اگر بعضی از کارشکنیها نبود قطعا ما دستاوردهای بیشتری داشتیم در عین حال هم بنده اعتراف می کنم که نقص و ضعف از ما بود و هم موانع و کارشکنیها هم بود و در مقابل آن عمل میشد».
جان کلام آنکه به نظر می رسد در شرایط فعلی، خاتمی "مرد بحران امروز ایران" است.
|