|
خلقت انسان بعنوان برترین موجود که شایستگی مسجود ملائکه قرار گرفت و خداوند به خود صفت کرامت داد که «و ربک الاکرام، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم» نشان از ارزش «کرامت» دارد، همان چیزی که سبب برتری و فضیلت انسان بر دیگر موجودات شمرده شد و به «کرمنا بنی آدم» مفتخر ... |
پيامبر ما چنين بود و چنين گفت (12) : پیامبر(ص)و کرامت انسانی
حجت الاسلام و المسلمين محمد فولادي
خلقت انسان بعنوان برترین موجود که شایستگی مسجود ملائکه قرار گرفت و خداوند به خود صفت کرامت داد که «و ربک الاکرام، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم» نشان از ارزش «کرامت» دارد، همان چیزی که سبب برتری و فضیلت انسان بر دیگر موجودات شمرده شد و به «کرمنا بنی آدم» مفتخر گردید.
کرامت به معنای نزاهت از پستی و فرومایگی است. روحی بزرگوار و منزه از هر پستی و دور از دنائت و پلیدی. کرامت، محور تعلیم و تربیت الهی است و پیامبران و بخصوص پیامبر اسلام(ص)فرمود: «انما بعثتُ لا تمم مکارمَ الاخلاق» (بحار الانوار، ج16، ص210).
و این نشان از آن دارد که خداوند آدمیان را به کرامت دعوت کرده است و پیامبران مأموران الهی هستند تا به مردم درس کرامت بدهند.
پیامبر اسلام(ص) نیز خود صاحب کرامت و شخصی کریم است، چون با تقواترین انسان ها است لذا ایشان در نزد خداوند گرامی ترین و کریم ترین می باشد.«انّ اکرمکم عندالله اتقیکم» انسان متقی کریم است و هر که اتقی است اکرم است. به معنای دیگر: آنکه تقوا ندارد دارای کرامت نیز نیست. مانند اینکه کسی که ریاست و قدرت دنیا را دوست دارد او نمی تواند انسانی کریم و بزرگوار باشد.
علی(ع):«الکرمُ ایثارُ العِرضِ علی المال» کریم آبرویش را با مال حفظ می کند و لئیم مالش را با دادن آبرو حفظ می کند. (غررالحکم، ج1، ص349.)
انسان کریم اهل بخشش و بخشایش است.
امام علی(ع):«الکریمُ مَن سَبَقَ نَوالُهُ سؤالَهُ» (همان، ص365.) کسی که قبل از سؤال می بخشد، کریم است.
باز به فرمایش امام علی(ع):انسان کریم دارای همت بلند است.
«الکرم نتیجه علوّ الهمه.» (همان، ص383).
انسان کریم، در حوادث ناگوار، صحنه را ترک نمی کند و با مشکلات می سازد. و حتی حوادث ناگوار بر روح و روان او تأثیر منفی نمی گذارد که او را از مسیر «حق» و«عدالت و انصاف» خارج کند. «النفس الکریمه لا مؤّثر فیه النکبات» (همان، ج2، ص1.)
خداوند انسان را تکریم بخشید یعنی حرمت او را در مقابل موجودات دیگر محفوظ و برتری داد. حال اگر انسان در زندگی فردی و اجتماعی خود نیز نسبت به دیگران چنین بود او کریم و بزرگوار شمرده می شود و در نزد خداوند دارای منزلت و ارزش خاص خواهد بود.
اما کسانی چون فرعون و متکبرین و خودبینان که مردمشان را تحقیر می کنند و از آنان اطاعت می طلبند اینان فاسق و پست خواهند بود و از مسیر «حق»خارج اند. روش این نوع حاکمان فاسد و خودکامه، بی کرامت کردن مردم و شکستن حرمت آنان است.
پیامبر اکرم(ص)گرامی ترین مردم بود و در میان اقوام و خاندان خود از همه بزرگوارتر. علی(ع):«ان رسول الله اکرمهم عشیرةً» (مکارم الاخلاق، ص 18).
پیامبر(ص)چنان با مردم برخورد می کرد که آن فرد فکر می کرد کسی گرامی تر از او در نزد رسول خدا نیست. و خود می فرمود:«من اکرم اخاه المسلم فانّما یکرم الله عزوجل» هر کس برادر مسلمانش را تکریم کند بی گمان خدای عزوجل را تکریم کرده است. (المطالب العالیه، ج2، ص369.)
روش رسول خدا(ص)در برخورد با مسلمانان چنین بود که انس بن مالک می گوید: عادت پیامبر چنین بود که بیمار را عیادت می کرد و جنازه را مشایعت می نمود و دعوت برده را اجابت می کرد. (مکارم الاخلاق، ص25).
پیامبر در تعلیم کرامت انسانی به یارانش می آموخت که با همه ی تواضعی که باید نسبت به دیگران داشته باشید اما کرامت و ارزش خودتان را از دست ندهید به این حدیث توجه کنید که:«النبی نهی ان یقام الرجل عن مجلسه و یجلس فیه اخر، قال: و لکن تفسحوا و توسعوا» (بحارالانوار، ج75، ص467. قصارالجمل، ص106.)
پیامبر(ص)نهی فرمود از اینکه کسی از جای خود برخیزد تا دیگری بر جای او بنشیند، فرمود: لاکن اجازه دهد و جایی را باز کند تا او بنشیند. آن حضرت(ص)در میان جمع اصحابش حتی نگاهش به آنان را چنان تقسیم می کرد که کسی احساس حقارت و کوچکی و بی توجهی نکند.
امام صادق(ع):«کان رسول الله(ص)یقسّم لحظاته بین اصحابه، ینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسّویه» (الکافی، ج8، ص268).
رسول خدا(ص)نگاهش را میان یارانش تقسیم می کرد و به این و آن به مساوات نگاه می کرد.
انسان های بزرگ و با شخصیت نیازی نمی بینند که برای مطرح کردن خود دیگران را تحقیر کنند و آنان را ناچیز شمرده و به چشم نیاورند. به فرمایش امام صادق(ع): «ما مِن رَجُل تکبّر او تجبّر اِلاّ لِذلّه وَجَدَها فی نَفسِهِ» (الکافی، ج2، ص312). هیچ انسانی دچار گردن فرازی یا خود کامگی نمی شود مگر به سبب پستی و حقارتی که در نفس خویش احساس می کند.
انسان کریم و شخص بزرگوار از راه دروغ، اهانت و حرام به مقاصد خود نمی رسد. بعضی می خواهند با گناه به عزت برسند. «اخذته العزّةُ بالاثم» (سوره بقره/206).
این نوع افراد در حقیقت ذلیل اند و هر گاه به قدرت برسند عقده های دیرین خود را بر سر مردم خالی کرده و تحقیر دیگران را نشان بزرگی خود می دانند. نه برای جان دیگران ارزش قائلند و نه برای آبرو و عزت و مال آنان احترام. به راحتی به مخالفین خود تهمت، دروغ، تحقیر، آزار و اذیت و شکنجه روا می دارند. شخصیت آنان را در نزد دیگران و در ملأ عام کوچک می کنند. این افراد بر اساس روایات اهل بیت در سرزمین زباله ای(خانواده بی ریشه و بی اصالت) بزرگ شده اند. و لذا نباید از شرشان درامان بود که: «من هانت علیه نفسُهُ فلا تأمن شره» هر کس نفسش خوار باشد، از شر او ایمن مباش. (تحف العقول، ص362 ).
اساس کرامت «تقوا»است و تقوا یعنی خود را شناختن و حق خدا و مردم و طبیعت را بجای آوردن و از زشتی و گناه دوری جستن و این شیوه ی انسان های کریم است که: «اذامّروا باللغو مروا کراماً» ( سوره فرقان/72).
افراد باتقوا، کریم و بزرگوار دارای صفاتی چون مکر و عهدشکنی و تجاوز، سخت گیری و لجبازی نیستند. (تحف العقول، ص397).
در حدیث آمده است که: «اِنّ اعظمَ الناسِ قدراً مَن لا یَری الدنیا لنفسه خَطَراً» (کافی، ج1، ص19).
ارجمندترین مردم کسی است که برای دنیا در برابر نفس خود ارزش قائل نیست. نفسی که خداوند ذاتاً آنرا ارجمند و گرامی داشته است و عزت را برای خدا و رسول خدا و مؤمنین حتمی دانسته شده است، پیامبر(ص)در ازای هیچ چیزی که قابل تصور باشد حاضر نمی شد «کرامت و ارزش انسانی» خود را از دست بدهد.
«هیچ فردی این اجازه و حق ندارد که کرامت خود یا دیگری را از بین ببرد. حق کرامت انسانی یکی از حقوق اساسی و زیر بنایی برای دیگر حقوق موضوعۀ بشری است» (رساله حقوق، ص32).
پیامبر اسلام(ص)حفظ کرامت دیگران را به صرف انسان بودن بر خود لازم می شمرد.
جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند:«جنازه ی یک یهودی را از کنار ما عبور می دادند، ما جلوس کردیم اما پیامبر(ص)به احترام جنازه قیام کردند به پیامبر(ص)عرض کردیم آن جنازه از آنِ یک یهودی بود، حضرت فرمودند: هنگامی که جنازه ای را مشاهده کردید قیام نمایید.» (صحیح بخاری، ج2، ص87، کتاب23، فی الجنائز، باب 500).
در حدیثی دیگر آمده است که وقتی اصحاب از پیامبر(ص)پرسیدند او از اهل ذمه است یعنی مسلمان نیست حضرت فرمود:«آیا او یک انسان نیست؟!» (رساله حقوق، ص 34).
علی(ع)که تربیت شده ی پیامبر(ص)بود برای کرامت انسان ها ارزش خاصی قائل بود و حاضر نبود کرامت انسان ها را خرج عظمت و قدرت حکومت خود کند. آنهم حکومتی که با مخالفین حیله گر و قدرتمندی چون معاویه مواجه است و این داستان چه عبرت آموز است اگر کسی اهل عبرت آموزی باشد.
استاد مطهری در داستان راستان، داستان 9 از نهج البلاغه، کلمات قصار، شمارۀ37 نقل می کند که:
«علی(ع)هنگامی که به سوی کوفه می آمد، وارد شهر انبار شد که مردمش ایرانی بودند. کدخدایان و کشاورزان ایرانی خرسند بودند که خلیفه ی محبوبشان از شهر آنها عبور می کند، به استقبالش شتافتند. هنگامی که مرکب علی(ع)به راه افتاد، آنها در جلو مرکب علی(ع)شروع کردند به دویدن. علی(ع)آنها را طلبید و پرسیدند: چرا می دوید، این چه کاری است که می کنید؟
- این یک نوعی احترام است که ما نسبت به امراء و افراد مورد احترام خود می کنیم. این سنت و یک نوع ادبی است که در میان ما معمول بوده است.
- این کار شما را در دنیا به رنج می اندازد و در آخرت به شقاوت می کشاند. همیشه از این گونه کارها که شما را پست و خوار می کند خودداری کنید. بعلاوه،این کارها چه فایده ای به حال آن افراد دارد؟»
سخن آخر اینکه رسول گرامی اسلام فرمود: «لا تحقرنّ احداً من المسلمین فان صغیرهم عندالله کبیرٌ»
مبادا فردی از مسلمانان را کوچک بشمارید و تحقیر کنید که کوچک آنان نزد خدا بزرگ است.
(تنبیه الخواطر، ج1، ص31.كیمیای سعادت، ص659).
|