|
چندي است که از سوي رسانه هاي گروهي از جمله تلويزيون بدنبال بروز تنش هاي ايجاد شده در ورزشگاهها بحث وگفتگوهاي يک سويه اي تحويل خلق ا.... مي شود غافل از آنکه مقوله فرهنگ در ورزش نياز به برنامه ريزي وسازمان دهي واستفاده از نقطه نظرات... |
چندي است که از سوي رسانه هاي گروهي از جمله تلويزيون بدنبال بروز تنش هاي ايجاد شده در ورزشگاهها بحث وگفتگوهاي يک سويه اي تحويل خلق ا.... مي شود غافل از آنکه مقوله فرهنگ در ورزش نياز به برنامه ريزي وسازمان دهي واستفاده از نقطه نظرات ومديريت افرادي دارد که به ورزش ازديد ارزش نگريسته وخود داراي منش ورزشي باشند.
هرگاه درهر يک ازگروهها دستجات وباشگاههاي ورزشي برنامه ريزي کوتاه مدت ميان مدت ودراز مدت وجود نداشته و افراد حاضر در مديريت آنها فاقد تفکر فرهنگي- ورزشي باشند کار بدانجا مي کشد که بخاطر برد وباخت آسمان را به زمين دوخته و هيچگاه از خود نپرسند که آيا براي دارا بودن باشگاهي فرهنگي ابزارهاي لازم را فراهم نموده اند؟. آيا برنامه اي مکتوب بمنظور پرورش نسلي با اراده مسئول آينده ساز ومتفکروجود دارد آيا داراي امکانات مناسب از قبيل زمين ورزشي ساختمانهاي مورد نيازونيروي انساني ازجمله گروههاي قوي آموزشي در زمينه هاي ورزش علم اجتماع و...... مي باشند؟ مسلما پاسخ خير خواهد بود زيرا باشگاههاي ورزشي در سطح کشور جه مشهورترين وچه گمنام ترين آنها فاقد مديريت خلاق وامکانات مالي و...........مي باشند به همين دليل باشگاهها نه تنها مروج واقعي کلمه ورزش نمي باشند بلکه بنا به دلايل موجود واژه فرهنگي باشگاه را فراموش نموده اند.
سالها پيش وتا اواسط دهه 40 در کشور ما باشگاهي به تمام معنا فرهنگي ورزشي وجود داشت که داراي شعار مقدس " اخلاق -درس - ورزش " بود.اين باشگاه در تمام کشور ودر شهر وروستا بدليل روحيه وزير بناي مردمي داراي شعبات فراواني بود.هدف باشگاه ورزش صرف وبدون برنامه نبود بلکه: الف- هر جوان براي ورود به باشگاه علاوه بر اخلاق مناسب مي بايست داراي وضعيت درسي مناسب باشد. ب- در آن باشگاه برنامه ريزي به گونه اي بود که جوانان داراي ضعف تحصيلي با گمارده شدن افرادي درگروههاي آموزشي از سوي مديريت به رفع مشکلات درسي خويش مي پرداختند. کاري که امروزه در خيال برخي اصولا نمي گنجد .
ج- به جوانان آموزش داده مي شد تا هيچگاه به داوران اعتراض نکنند وعلل شکست وضعف رافقط در خود بجويند .
د- به دليل برنامه ريزي صحيح و هدفمند به يکباره يازده جوان تحصيل کرده در زمين مسابقه حضور مي يافتند که خود تاثير بسزايي بر تماشاگران نا آشنا با فرهنگ باشگاه ياد شده داشت. طولي نکشيد که هواداران باشگاه فراتر ازحد تصور شدند هواداراني که بسان ورزشکاران فرهنگ باشگاه را مکتب مي دانستند.
ه- جوانان پرورش يافته به علت عبور از فيلترهاي سازنده شخصيت فردي در اجتماع داراي موقعيت ومقامي مناسب شان خود شدند که باني تغييرات وتکوين شخصيت فردي واجتماعي آنها برنامه دار بودن دست اندرکاران باشگاه بود.
و- به جوانان تعليم داده مي شد تا درمقابل مردم با فروتني رفتار نموده وبه آنان از صميم قلب احترام گذارند زيرا آنها الگوي رفتاري نوجوانا ن و جوانان هوادار بودند.
امروزه باشگاه فوق پس از تحمل سختي ها وعليرغم کمبودهاي فراوان داراي بهترين امکانات ورزشي در مرکز کشور مي باشد
هدف از بيان اين مثال مشخص نمودن اين نکات است که : 1-در ميان اغلب باشگاههاي ورزشي موجود در کشور نه تنها توجهي به وضعيت تحصيلي اعضا نمي شود بلکه بدليل سر مايه گذاري فراوان و رقابت ناسالم بيشتر قصدنتيجه گيري و جذب مهره ها و تخريب رقبا را دارند.
2- بعلت رقابت ناسالم مجالي براي آموزش وتفهيم ارزش ها وبالابردن روحيه پذيرش ضعف در درون وعدم اعتراض به بيرون (داور) وجود ندارد.
3- مديريت قوي وخلاق مي تواند داراي برنامه و هدف باشد. امروزه تعداد اين مديران بسيار اندک است بنا براين فضاي ترويج تفکر استفاده از جوانان تحصيل کرده محدود است.بجز تعدادي انگشت شمار اغلب ورزشکاران يک باشگاه داراي تحصيلات پايين و موقعيت شغلي و اجتماعي غير تاثير گذاراند.
4- تثبيت مديريت ناکارآمد درراس باشگاهها باعث ترويج روحيه بدست آوردن پيروزي بهر وسيله شده که تنش هاي احتمالي را ازدرون باشگاه ها به روي سکوها وهواداران انتقال مي دهند.
افرادي که با طرز تفکر متفاوت با هم واز گروههاي شغلي و اجتماعي گوناگون به ورزشگاهها مي آيند حد اقل اغلب آنان با هم در يک چيز مشترک اند وآن پيروزي تيم خود وباخت تيم مقابل . گاهي به دليل حضور افراد شرور اين احساس مبدل به سم اعصاب هواداران شده وناخودآگاه به هر تصميم داور ويا بهر حرکت بازيکن حريف عکس العمل نشان داده و آن را به باد فحش و تهمت گرفته وباعث هتک حرمت افراد مي شوند.بطوري که امروزه با الگو قرار دادن افراد نامناسب و به تاسي از رفتار هاي زشت گذشته قهرمانان ملي را مورد بي مهري و هتاکي قرار مي دهند.
نطفه اينگونه حرکات و رفتارهاي غير ورزشي در ورزشگاهها ازدرون باشگاهها به سکوها انتقال يافت وکاربدانجا کشيد که ازمعلم اخلاق فوتبال کشور (مرحوم دهداري ) در ورزشگاه آزادي به جرم حذف تماميت خواهان عرصه فوتبال ملي وايجاد نظم وانضباط ورعايت روحيه جوانمردي وجوانگرايي واعتماد به جوانان سراسر کشورحتي هرمزگان ونه يک شهر وباشگاهي خاص متاسفانه با گلوله هاي برف استقبال نمودند مردي که بيشترين خدمت رابه جوانان وجامعه ورزش نمود. در برابر اين حرکت بسيار زشت هيچکس عکس العمل مناسبي انجام نداد همانها که مي بايست کاري کنند سکوت کردندو امروزاز وضع ورزشگاهها اظهار تاسف مي کنند. تنها چيزي که بيش از همه در اين گير ودار زيان مي بيندفقط وفقط ورزش و فرهنگ آن است و بس.
چه بايد کرد:
1- استفاده از مديران لايق کاربلد ورزشي وعلي الخصوص فرهنگي در اداره باشگاهها.
2- مشخص نمودن اهداف فرهنگي کوتاه مدت ميان مدت وبلند مدت در باشگاهها وجمع آوري اطلاعات مربوطه وارائه آن به مردم در زمان لازم به ابتکار مديران.
3- برگزاري سمينارهاي فرهنگي ورزشي و بزرگداشت شخصيت هاي ورزشي قابل قبول در جامعه ومعرفي آنها به عنوان الگوي نسل جوان.
4- فعاليت راديو وتلويزيون به منظور پخش سخنراني ها و همايش هاي فرهنگي- ورزشي وتبليغ روحيه "اخلاق- درس- ورزش" ومعرفي الگوهاي اخلاقي به جامعه .
5- آموزش وتعليم وتربيت مربيان جوان وتجهيز آنها به اصول علمي ورزش بمنظور حذف و دفع ناداني و جهل در جامعه ورزش .
6- انتخاب الگوي مناسبي از باشگاهداري .
7- آموزش وتجهيز داوران به علم ورزش و انتخاب وحمايت کامل از افراد شايسته وبااراده به منظور ترويج قضاوتهاي سالم.
8- شناسايي سر گروههاي تماشاگران و شناسنامه دار شدن آنها . 9- تدوين برنامه اي مناسب جهت تعليم افراد از دبستان تا دانشگاه در ساعات ورزش با همکاري و هماهنگي وزارتخانه هاي ذيربط |