اگر فرماندار کنگان بخواند خوب است; تصوير انتخاب مدير فرهنگ و ارشاد اسلامي کنگان
تصوير دوم: فرمانداري شهرستان کنگان باز جلسه اي ترتيب داده تا به قول ديگري! هنرمندان شهرستان کنگان با «قائدي» (فرماندار بعد از بوستاني) براي اولين بار! صميمانه بنشينند، بگويند و بشنوند. برگه اي به همه داده مي شود تا هر کس از خود و کارهايش بگويد و پيشنهاد و نظري را به مشغله هاي فکري فرمانداري جديد اضافه نمايد...
تصوير اول: فرمانداري شهرستان کنگان جلسه اي ترتيب داده تا به قولي جوان تر ها با «بوستاني» (فرماندار وقت در سال 1377) براي اولين و آخرين بار! گپ و گفتي داشته باشند. من آخرين نفرم که بايد ميکرفون ام را روشن کنم!، دو جمله مي گويم: جمله ي اول: ممنونم بعد از مدت ها ما را ديديد! جمله ي دوم: اميدوارم در جاهاي ديگر (شهرستان ها) به جوان ها اعتماد کنيد و آن ها را مشارکت فکري دهيد. با خنده اي جوابم را مي دهد و مي گويد: «سعي مي کنم و حتما ...» تصوير دوم: فرمانداري شهرستان کنگان باز جلسه اي ترتيب داده تا به قول ديگري! هنرمندان شهرستان کنگان با «قائدي» (فرماندار بعد از بوستاني) براي اولين بار! صميمانه بنشينند، بگويند و بشنوند. برگه اي به همه داده مي شود تا هر کس از خود و کارهايش بگويد و پيشنهاد و نظري را به مشغله هاي فکري فرمانداري جديد اضافه نمايد! من اين بار زياد نوشتم ولي شبيه کودکي که املايش ضعيف است و جمله هايش کوتاه و پشت سر هم . مثلا: « من حُنر را دوصت دارم، خوشنويثي کار مي کونم و ...» زير کلمه هايي که اشتباه املايي داشت خط کشيدم و در آخر به خودم نمره ي 5 دادم!. هيچ کس اين بار با من تماسي نگرفت و در آرزوي خنده اي ماندم. تصوير سوم: فرمانداري شهرستان کنگان دوباره جلسه اي ترتيب داده تا پنج شش نفر! از هنرمندان با «تبرکي» (فرماندار حال) در مورد فاکتورها و کانديداتورهاي پست و سمت رياست اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي کنگان مباحثه کنند. اين بار من حضور ندارم . گزينه ها اين سمت بدون نام عبارت بودند (هستند) از: يک روحاني بومي 50 ساله، يک جوان 25 تا 30 ساله شهر کردي ويک رييس فعلي اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستاني ديگر! رايزني¬هاي پنج شش هنرمند حاضر براي به فعليت رساندن نظر خود شروع مي شود و هر کس بنا به دغدغه¬هايي که دارد چيزي مي گويد و تقريبا هم قول يک نفر را انتخاب مي کنند! به علاوه از فرماندار مي شنوند که: «اگر کسي را سراغ داريد که از خودتان (يعني هم هنرمند، هم بومي) باشد، معرفي کنيد»!؟ من کاري به اين مسئله ندارم که چه کسي با چه احوالي مي خواهد تصدي گري اين پست را با خود و به نام خود داشته باشد، چون : زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت: صعب روزي، بوالعجب کاري، پريشاني عالمي (حافظ) ولي اول: فرماندار نبايد فراموش کند که مي تواند از همين جواناني که به نوعي بار هنري و فرهنگي و اجتماعي بر دوش دارند به عنوان مشاور و رايزن فرهنگي خود استفاده کند. مي شود با انديشه هاي نو و جوان، گام هايي را براي زنده کردن روح هنري شهر کنگان برداشت. ساختار فکري جوان هر چه که باشد مي تواند باراني باشد که بهاري را براي درخت فرسوده ي هر به رخوت رفته اي را به ارمغان آورد. جوان مي تواند، فقط اعتماد مي خواهد . دوم: فرماندار باز نبايد فراموش کند که مي توانست و مي تواند رسمي تر و ريزتر به قضيه نگاه کند و اين شکل تقريبا تشريفاتي خاص را رنگي ديگر بزند و تعداد هنرمندان شهر را بيشتر از انگشتان دست و پا بداند و جمع کند. تصوير چهارم: ... براي بعد
روزنامه نگاري كار سختي است. اين را ديگر همه مي دانند خصوصا اينكه در ايران و در استان جنوبي آن يعني بوشهر زندگي كرده باشي و دستي بر آتش داشته باشي. آن وقت مي بيني كه زمان و زمين دست بدست همديگر مي دهند تا نگذارند تا به طور مستقل، قلمي بزني و نشريه اي منتشر كني. اين هم از عجايب ماست كه در حاليكه بايد براي اهل فرهنگ و قلم، ارزش قايل بود و بزرگ شان خواند و قدرشان دانست، به دشمني مي نگرندشان و اسباب زحمت را برايشان فراهم مي كنند و خوارشان مي دارند.بعد هم داد كه ... [۱۸/۰۸/۱۳۸۸]
[ادامه]
راز استقبال و حمایت از خاتمی در بوشهر
رفتارهای زننده مخالفان جریان اصلاح خواهی در خلال سال های پس از 76 قطعا برای به انزوا بردن فعالین سیاسی و اجتماعی طراحی شده بود و تا امروز نیز امتداد یافته است. علی القاعده باید کسانی که رفتارهای خشن و برهم زننده سال های اخیر از جمله قتل های زنجیره ای، حبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و برخورد... [۲۱/۱۲/۱۳۸۷]
[ادامه]
چرا عسلويه به بوشهر تعلق ندارد؟
همواره اخباري در مورد جدايي عسلويه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس و يا تشكيل استان جديدي بنام لارستان و يا پارسيان به گوش ... [۲۴/۰۷/۱۳۸۷]
[ادامه]