دکتر ابراهيم حيدري استاد دانشگاه خليج فارس بوشهر:بشريت براي تدارک زندگي بر پايه عدالت و آزادي، نيازمند گفتگو است ;به مناسبت 30 شهريور روز گفت و گوي تمدن¬ها
برداشت غالب اين است که مي توان در بستر مذاکره و گفتگوي دولت مردان و سياستمداران به بررسي و حل اين مسايل پرداخت، اما حقيقت اين است که اين مذاکرات برپايه منافع قدرت و انگيزه هاي منفعت طلبانه استوار بوده و در حد متعارف خود ابزارهاي تسکين کوتاه مدت را فراهم مي سازد. حل اصولي اين معضلات در شرايط فعلي دنيا و با توجه به ضعف سازمان هاي بين المللي وسيطره قدرت هاي سرمايه داري...
- جناب آقاي دکتر حيدري، همانطور که ميدانيد، روز 30 شهريور روز گفت و گوي تمدنهاست و موضوع مصاحبه ما درباره گفتگوي تمدنها است. - لازم است در ابتدا اين نکته را خاطر نشان بسازم که گفتگوي تمدن ها عمدتا بار فلسفي دارد و بحث در مورد ماهيت آن در حوزه موضوعات و مطالعات فلسفي قرار مي گيرد و بايستي توسط متخصصين اين رشته مطرح گردد با توجه به اين که رشته تخصصي اين جانب اقتصاد مي باشد سعي مي کنم حتي الامکان به اهميت اين گفتگو از نگاه موضوعات مرتبط با اقتصاد از جمله گفتمان توسعه ، سياست و نهاد سازي اشاره نمايم، هر چند بي ارتباط با فلسفه نمي باشند. - از آن جا که بدون شناخت مفهومي يک پديده نمي توان در مورد آن بحث نمود، اگر موافق باشيد نخست به طور کلي تعريفي از تمدن و سپس گفتگوي تمدن ها ارائه نماييد. - به طور کلي تمدن مجموعه اي فراگير از دستاوردي مادي و معنوي بشر است که در جريان تلاش هاي او براي رفع نيازهايش شکل مي گيرد. هر تمدن داراي يک يا چند انديشه و بصيرت اصلي است که مردم يک سرزمين در جهت نهادينه شدن اين انديشه ها تلاش نموده و ثمره تلاش هاي خود را در قالب پديده هاي مادي و معنوي در طول تاريخ نشان مي دهند. تمدن ميراث مادي و معنوي يک ملت است که داراي ابعاد و مولفه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فني است . به طور مثال روش خانه سازي و معماري ايراني جزيي از تمدن ماست که در پي تلاش براي تامين سر پناه به وجود آمده است . نياز ما به زيبايي هنر ايراني را پديد آمده است، نياز ما به هستي شناسي و تبيين موقعيت انسان در جهان هستي و خودشناسي پايه تلاش هايي بوده است که عرفان و هم چنين آثار زيبا و اعجاب انگيز ادبي و نظم و نثر فارسي را خلق نموده است. به همين ترتيب براي ساير تمدن ها (غربي، هندي، چيني و...) نيز مي توان مثال زد. تمدن هر ملتي داراي دوران مختلف تاريخي است و هر دوره توسط انديشه و بصيرت مسلط و پذيرفته شده در آن شناخته مي شود. به عنوان نمونه براي تمدن ايراني دوره باستان و قبل از اسلام و دوره تمدن اسلامي ايراني را مي توان مثال زد. يا در ارتباط با تمدن غرب سه دوره را مي توان از هم متمايز نمود: دوره باستان، قرون وسطي و دوره مدرن. - با توجه به نقش مهم تمدن غرب در پيشرفت هاي علمي و فني دنياي جديد، بد نيست به معرفي مختصر اين تمدن نيز بپردازديد. - وجه مشخصه تمدن غربي در عهد باستان ميراث علمي و فرهنگي يونان باستان، شاخصه اين تمدن در قرون وسطي مذهب و حاکميت مرام و روش هاي کليسا بر زندگي و سر نوشت اجتماعي و اقتصادي مردم در سراسر قلمرو کشور هاي اروپايي، با پايان يافتن قرن چهاردهم عصر رنسانس يا نوزايي شروع مي شود. اين عصر که متکي بر انديشه آزادي، برابري حق تعيين سر نوشت، حاکميت علم بود، سرآغاز تحول عظيم فکري، علمي، اقتصادي و اجتماعي در غرب مي باشد. از جمله انديشمندان اين عصر دکارت است که مي گويد: «فکر مي کنم پس هستم. » واز بستر انديشه هاي او عقل گرايي و عصر روشنگري ظهور مي کند. يکي از مهم ترين خدمات رسانس پشتيباني اساسي از مدرنيته است که شاخصه اصلي تمدن غرب بعد از سده هاي مياني به حساب مي آيد. مدرنيته را محصول تمدن غربي در عهد رسانس مي دانند که هسته اصلي آن عقلانيت و عقل گرايي است و در دو بعد عقلانيت ابزاري به معني «پيشرفت علمي و تکنولوژيک براي تسلط بر جهان» و عقلانيت انتقادي به معني «معرفت شناسي و تعيين حدود عقل در زمينه شناخت و اخلاق» متجلي مي شود. آن چه تحت نام مدرنيزاسيون يا نوسازي در ايران شناخته مي شود مربوط به مفهوم عقل ابزاري است. مباحث و مفاهيم متعددي در طول و راستاي پديده مدرنيته و سير تحولات آن مطرح مي شود که بيان آن ها از حوصله اين بحث خارج است. - با اين تعريف از تمدن وسايلي که در باب ايراني و غربي گفته شد، مناسب است که به سراغ مفهوم گفتگوي تمدن ها برويم. - اصولا يک تمدن نيازمند توسعه است چون نيازهاي بشر در تمامي ابعادش رو به افزايش است و لازمه توسعه يک تمدن برقراري ارتباط با ديگر تمدن هاست. مي توان گفت برخي دستاوردهاي يک تمدن، محصول ارتباطي است که آن تمدن با ساير تمدن ها و فرهنگ ها در طول تاريخ برقرار نموده است. مهم ترين ابزار ارتباط و تبادل دستاوردهاي تمدن ها گفتگو است. انسان در جستجوي حقيقت است و لازمه اين حقيقت جويي نيز گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدن هاست. اصولا گفتگو فرايند به برد و باخت و رقابت نيست بل که وسيله اي است جهت شناخت تفاوت ها و مشترکات تمدن هاي بشري و درک متقابل ملت ها را نسبت به يکديگر فراهم ساخته و آن ها را به هم نزديک مي کند. از طريق گفتگوست که مي توانيم خود را بهتر بشناسيم، بهترمعرفي کنيم و ديگران را بهتر بشناسيم و نتيجه اين گفتگو آشنايي با روش هاي بهتر تامين نيازهاي مادي و معنوي جامعه و حرکت به سمت تکامل و بهتر اداره کردن اجتماع است. يک تمدن کالاهاي خوب و بد را با هم دارا مي باشد. في المثل مدرنيته غربي علاوه بر دستاوردهاي تعالي بخش و زندگي آفرين مدل هاي علم نوين، پيشرفت هاي فني و تکنولوژي، آزادي، دمکراسي و حقوق بشر، داراي دستاورد هاي خشن و ضد بشري نيز مي باشد. گفتگو ابزار استفاده از دستاورد هاي مثبت و پادزهر دستاورد هاي منفي، خشن و ضد بشري مدرنيته مي باشد و يا در مقابل مدرنيته علي رغم گستره نفوذ و جذابيت هاي آن و علي رغم اين که در دوره اي ملل و فرهنگ ديگر را استعمار نموده است، در رويکردي ديگر معرفت گمشده خود را در فرهنگ هايي مثل فرهنگ ايراني، هندي و چيني جست و جو نموده است. در جهان متکثر فعلي اين فرهنگ ها در صورتي نقش فعال و مؤثر خود را مي توانند در اداره صحيح و انساني جهان ايفا نمايد که در گفتگو شرکت فعال داشته باشند و اين امر با توجه به معضلات و آلام بشر امروزي بيش از هر چيزي نياز به آن احساس مي شود. پايه و اساس گفتگو، تسامح و تساهل و مدارا است. اگر چنان چه کسي اعتقاد به تکثر عقايد و برخورد آزاد انديشه ها نداشته باشد نمي تواند در يک گفتگو شرکت کند. گفتگو فرآيندي متقابل و دو سويه است، ناديده گرفتن اين مسئله به تک گويي و يک صدايي منجر مي شود. گفتگو هنر زيستن در دنياي فعلي را پياده مي کند، مسئله اخلاق مدني، مدنيت، مسئوليت اجتماعي و عدالت جهاني از طريق گفتگو قابل پيگيري است. گاندي مي گويد: گفتگوي تمدن ها نيازمند آن است که ما از ميل به قدرت و انحصارخواهي دست برداريم و جهان گرايي را توسعه دهيم. نياز بشر امروزي به آزادي، برابري، حقوق بشر، عدالت و زندگي سعادت مندانه ضرورت گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدن ها را تبيين مي کند. البته خاطر نشان مي سازد پيش شرط ورود موثر و موفق در گفتگوي تمدن ها اين است که ابتدا به گفتگوي درون فرهنگ و تمدن خودمان بپردازيم و از داشته ها، خواسته ها و قابليت هاي خود به خوبي آشنايي پيدا کرده و سپس در عرصه گفتگوي جهاني وارد شديم. بديهي است اين مهم با اعتقاد به تکثر گرايي، برخورد آزاد آراء و انديشه ها و احترام، رواداري و تحمل انديشه هاي ديگران امکان پذير است. - به نظر شما اکنون بشر با چه چالش هاي عمده اي روبرو است که ميتواند مورد بحث و گفتگو قرار بگيرد؟ - بشريت دنياي حاضر در کنار پيشرفت هاي علمي و تکنولوژي و برخورداري از ابزارهاي مدرن براي چيرگي بر طبيعت و حاکميت بر سرنوشت خويش داراي چالش ها، و آلام عميق و کشنده اي نيز مي باشد. مسئله فقر و گرسنگي در کشور هاي عقب مانده آفريقايي، آسيا وآمريکاي لاتين، مسئله تروريسم و خشونت گرايي در شکل مدرن خود، حکومت هاي مستبد و دمکراسي هاي قلابي، محروميت ها و فرو پاشي هاي اجتماعي، آلودگي و خطرات زيست محيطي و نابودي حيات بشري و جانوري، موجوديت آشوب زده و لجام گسيخته و انتقاد هاي ملي در کشور هاي جهان سوم، چپاول جهاني، شرارت سياسي، زوال دولت هاي ملي، ياس فلسفي در کشور هاي پيشرفته و نقض گسترده حقوق بشر، کشور گشايي و ... اين ها درد هايي است که امروزه بشر دچار آن هاست. - با توجه به نيازهاي بشر و چالش هايي که به آن اشاره داشتيد، در اين گفتگو ها بايستي روي چه مسائلي بيشتر تاکيد شود؟ - برداشت غالب اين است که مي توان در بستر مذاکره گفتگوي دولت مردان و سياستمداران به بررسي و حل اين مسايل پرداخت، حقيقت اين است که اين مذاکرات برپايه منافع، قدرت و انگيزه هاي منفعت طلبانه استوار بوده و در حد متعارف خود ابزارهاي تسکين کوتاه مدت را فراهم مي سازد. حل اصولي اين معضلات در شرايط فعلي دنيا و با توجه به ضعف سازمان هاي بين المللي وسيطره قدرت هاي سرمايه داري بر آن ها از مسير ديپلماتيک امکان پذير نيست. گفتگوي تمدن ها بهترين ابزاري براي يافتن راه حل هاي بلندمدت و اصولي براي آلام بشر امروزي است که از طريق مبادله انديشه ها، واژه ها و مفهيم ميان روشنفکران تمدن هاي مختلف صورت مي گيرد. اين گفتگو هر چند پروژه اي فلسفي و فکري است اما با توجه به ارتباط سياست و فلسفه در نهادسازي و شکل دهي تلاش هاي سياستمداران مؤثر است. - در اين شرايط آيا دولتمردان و مردم دنيا صداي اين گفتگو ها را خواهند شنيد؟ - همان گونه که بيان شد، گفتگوي تمدن ها يک طرح ايده و فلسفي و فکري است و عاملان اصلي آن روشنفکران فرهنگ ها و تمدن هاي مختلف مي باشند. اگر بنا بر آن باشد که به يک تمدن جهاني دمکراتيک بر مبناي انسانيت دست يابيم مي بايست به دنبال جايگزين هايي براي پديده هايي از جمله خشونت، شرارت سياسي، استبداد و... باشيم که اين هم از طريق گفتگو و تعامل سازنده ميسر مي شود. بديهي است مردم دنيا در اين پروسه ذي نفع اند و نه الزاما دولت ها، هر چند نتايج اين گفتگو ها در يک فضاي مساعد جهاني به شکل گيري دولت هاي کار آمد مي انجامد. - آيا حکومتهاي غير دموکراتيک تمايلي به ورود به اين بحث دارند؟ - حکومت هاي توتاليتر، مستبد و غيردموکراتيک نه تنها تمايلي به شکل گيري و ايجاد شرايط لازم براي رونق گرفتن اين گفتگو ها ندارند بلکه با ابزار هاي رسانه اي، حقوقي و فني و سياسي مانع روشن شدن ضرورت آن نيز مي شوند. مبادله انديشه ها هنر بهتر زيستن انسان هاست و بديهي است با فراهم شدن فضاي لازم و وجود همت واراده جامعه روشنفکري، اين ملت ها هستند که از پيامد ها و دستاورد هاي مثبت آن بهره مند مي گردند. - اما نکته حائز اهميت اين است که توقف گفتگو ها در سطوح روشنفکري و فلسفي و فقدان سياست هاي عملي جهت پياده نمودن نتايج، باعث مي شود که ملت ها از اهميت و نتايج اين کوشش ها آگاهي نيابند؟ - بهرحال مي بايستي ابزارهايي را به کار گرفت که اين گفتگو به صورت جزيي جداناپذير از فرهنگ اجتماعي درآمده و مبنايي براي توصيه هاي سياستي واقع گردد، هر چند فرايند گفتگو و عملي نمودن پيامد ها بسيار دشوار و زمان بر است، اما تنها راه برون رفت بشريت از وضعيت دردناک موجود است. در اين شرايط چه راهکارها، استراتژي و شيوه انجام کار توسط دولت مردان مي تواند در اين گفت و گوها تأثير داشته باشد؟ - بايستي گفت بهترين راهکاري که دولت ها مي توانند در اين زمينه اتخاذ نمايند حذف محدوديت ها و موانعي است که از لحاظ حقوقي، سياسي و حتا مانع شکل گيري، تداوم و بازتاب واقعي گفتگو ها در سطح جهان مي باشد. دولت مي بايست شرايط و فضاي رسانه اي و اطلاع رساني مورد نياز را براي تحقق و فراگير شدن اين گفتگو ها فراهم نمايند. به هر حال ابزارهاي قانوني ، فني وسياس در دست دولت هاست. به عنوان مثال آزادي مطبوعات، برگزاري همايش ها، ميزگردها و مناظره ها در سطح رسانه هاي جمعي، حمايت از نهادها و موسسات پژوهشي در ارتباط با موضوع گفتگوي تمدن ها و مواردي از اين قبيل. اين بعد شکلي و صوري قضيه است هر چند بسيار مهم هم مي باشد. - در بعد محتوايي موضوع چي؟ - اين بعد به همت، اراده، ظرفيت گفتمان و تحمل انديشه هاي غير در ميان روشنفکران و متفکرين يک جامعه بستگي دارد. براي شکل گيري يک گفتگوي جهاني موثر و مفيد ابتدا لازم است که گفتگوي هاي دروني ميان روشنفکران انديشه هاي مختلف در يک تمدن با گفت و گوي درون فرهنگي نهادينه شود و اين هم مستلزم اعتقاد به تکثر انديشه هاست و اين که هيچ فرد، جريان يا گروهي خود را حقيقت مطلق و ديگران را محکوم به پيروزي به عنوان معيار حق نداند، اصولا انسان در جست و جوي حقيقت است. چنين گفتگويي مي تواند به طور سازنده در درون شکل گرفته و ما را قادر مي سازد تا نقش موثري در گفتگوي تمدن ها و ميان فرهنگ ها داشته باشيم و داشته هاي فرهنگي و دستاوردهاي مثبت تمدن خود را به جهانيان عرضه نماييم و در به وجود آمدن تمدن جهاني پيشرفته و عصري جديد از سياست هاي جهاني مسئولانه سهيم باشيم. - لطفا درباره چگونگي مطرح کردن ايده گفتگوي تمدن ها توسط آقاي خاتمي نيز توضيح دهيد. - آقاي خاتمي به عنوان نماينده ملت ايران در پنجاه و سومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل در سپتامبر سال 1998 پيشنهاد دادند که سال 2001، سال گفتگوي تمدن ها نامگذاري و شناخته شود. اين پيشنهاد که با استقبال بي نظير انديشمندان دنيا واقع گرديد، متکي بر تمدن بسيار غني چندين هزار ساله ايران و بر پايه اصل رواداري، تساهل ، تسامح و مداراي فرهنگ اسلامي استوار بود. اين پيشنهاد مايه افتخار ملت بود. پيشنهاد آقاي خاتمي از لحاظ سياسي راه حلي خردمندانه براي تعامل سازنده ميان فرهنگ ها به منظور يافتن سياست هاي عملي جهت دستيابي به افقي درخشان از رفاه، امنيت وسعادت بشريت به حساب مي آيد و از لحاظ فکري اين پيشنهاد پاسخي بود به نظريه برخورد تمدن ها از ساموئل هانتينگتون که به وجود خطوط گسل آتشين و خونين بين فرهنگ ها و تمدن ها تأکيد داشته و از آن به عنوان مبناي استراتژي هاي سياست خارجي محافظه کاران و افراطيون آمريکا در حال حاضر نام برده مي شود. - در اين نظريه بر روي چه مسايلي تاکيد شد؟ - در نظريه گفتگوي تمدن هاي آقاي خاتمي اين مسئله مطرح شده است که با اين گفتگو نخستين گام هاي ضروري براي تحقق اهدافي انساني هم چون عدالت و آزادي جهاني و سعادت بشري برداشته شود. رسيدن به اين اهداف مستلزم برنامه هاي ذيل است: توسعه و ترويج فرهنگ گفتگو در سطح ملي و بين المللي – فراگير ساختن فرهنگ صلح به قصد همزيستي مسالمت آميز و کمک به جلوگيري از تجاوز به حقوق ديگران – کوشش در جهت ايجاد و گسترش جامعه مدني جهاني از طريق تعامل فرهنگي ملت ها، تقويت فرهنگ معنوي، اخلاقي و ديني، پژوهش در گفتگوي تمدن ها، تحقق اهداف مزبور عزم ملي و جهاني را مي طلبد، متولي اين پروژه يک فرد، گروه يا ملت خاصي نيست بل که تک تک افراد بشري مي توانند در آن نقش داشته باشند. طرح گفتگوي تمدن هاي که پروژه فني و فيزيکي نيست که بتوان به صورت مخصوصي در مورد آن تصميم گرفت، آن را به پيش برد و ميزان پيشرفت فيزيکي آن را محاسبه نمود. مسئله اين جاست که بشريت براي تدارک يک زندگي خوب بر پايه عدالت و آزادي (يا به طور خلاصه بر پايه معيارهاي انسانيت) نيازمند چنين گفتگويي است. - نظر شما درباره ميزان توجه و پياده شدن برنامه هاي ياد شده در ايران چيست؟ - طي سال هاي اخير نهادها و شرايط مناسبي به وجود آمده و تلاش هاي خوبي صورت گرفته است، اما اين که چه قدر به اهداف نهايي نزديک شده ايم نمي توان به طور مشخص در مورد آن صحبت کرد، مهم اين است که اين تلاش ها با قوت بيشتري ادامه داشته باشد. ايجاد فضا خود از گام هاي اساسي است و ما را به سهيم شدن در يک گفتگوي جهاني و مشارکت در تحقق اهداف جهاني گفتگوي تمدن ها اميدوار مي سازد. در پايان بيان اين نکته را يادآور مي شوم که پرداختن به وجوه فلسفي اين پروژه از ضرورت هاي مجامع علمي، فرهنگي و دانشگاهي است و از متخصصين و علاقمندان مطالعات فلسفي انتظار مي رود در تعميق بخشيدن به اين گونه مباحث و کنکاش پيرامون آن ها و اجتماعي نمودن مباحث تلاش بيشتري صورت دهند...
روزنامه نگاري كار سختي است. اين را ديگر همه مي دانند خصوصا اينكه در ايران و در استان جنوبي آن يعني بوشهر زندگي كرده باشي و دستي بر آتش داشته باشي. آن وقت مي بيني كه زمان و زمين دست بدست همديگر مي دهند تا نگذارند تا به طور مستقل، قلمي بزني و نشريه اي منتشر كني. اين هم از عجايب ماست كه در حاليكه بايد براي اهل فرهنگ و قلم، ارزش قايل بود و بزرگ شان خواند و قدرشان دانست، به دشمني مي نگرندشان و اسباب زحمت را برايشان فراهم مي كنند و خوارشان مي دارند.بعد هم داد كه ... [۱۸/۰۸/۱۳۸۸]
[ادامه]
راز استقبال و حمایت از خاتمی در بوشهر
رفتارهای زننده مخالفان جریان اصلاح خواهی در خلال سال های پس از 76 قطعا برای به انزوا بردن فعالین سیاسی و اجتماعی طراحی شده بود و تا امروز نیز امتداد یافته است. علی القاعده باید کسانی که رفتارهای خشن و برهم زننده سال های اخیر از جمله قتل های زنجیره ای، حبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و برخورد... [۲۱/۱۲/۱۳۸۷]
[ادامه]
چرا عسلويه به بوشهر تعلق ندارد؟
همواره اخباري در مورد جدايي عسلويه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس و يا تشكيل استان جديدي بنام لارستان و يا پارسيان به گوش ... [۲۴/۰۷/۱۳۸۷]
[ادامه]