|
در ميان فيلم هاي همين عزيزان معترض کم نيستند آثاري که با ناديده انگاشتن حق صاحبان ترانه و موسيقي به افزايش فروش و گرمي گيشه پرداخته اند و خود مي دانند که مثلا کدام فيلم از کدام کارگردان بزرگ ايراني به علت استفاده غيرمجاز از کدام آهنگ خارجي، از کدام جشنواره خارجي برگشت خورده است.
به راستي در آشفته بازاري که بسياري ...
|
داريوش غريب زاده
بالاخره پس از خبررساني هاي قبلي در مطبوعات سراسري، روز 29 خرداد گردهمايي دست اندرکاران سينما در اعتراض به قاچاق فيلم هاي ايراني، در موزه سينما برگزار گرديد و در کم سابقه ترين شکل اطلاع رساني، نشريه اي سراسري، صفحه اول خود را تماما به اين رويداد اختصاص داد. (1) اين تجمع از آن جا که نمونه اي بسيار جالب و قابل تأمل در رفتارشناسي (روشنفکر ايراني) است مي تواند درسي عبرت انگيز براي آيندگان باشد. عبرت انگيز از اين رو که در کمال تأسف رفتارهاي نخبگان ما کم تر تفاوتي با عوام الناس ندارد و تجمع ياد شده را مي توان اعتراضي صنفي در حد مثلا توليد کنندگان آلوچه و لواشک قلمداد کرد.
واقعيت اين است که در ميان تمامي ساکنين کره ارض، ما ايرانيان اگر استثنا نباشيم حداقل از معدود جوامعي هستيم که اصولا چيزي را به نام "حقوق صاحب اثر" يا "کپي رايت" فرا نگرفته است. از قديم الايام بي رحمانه و داس بر کف، به خوشه چيني آثار هنري و ادبي جهان پرداخته ايم. انباشت هزاران کالاي فرهنگي اعم از کتاب و فيلم و عکس و موسيقي، بدون اطلاع صاحبان يا وارثان اثر، آن چنان شيرازه اخلاقيات فرهنگي را از هم پاشيده که امروز اکثر ما بدون اين که بدانيم نفس عمل جرم است، در گوشه اتاق مان به راحتي دست به تکثير و به اصطلاح رايت سي دي فيلم و موسيقي مي زنيم. فيلمي که هنوز در هفته اول اکران سينماهاي جهان است به راحتي در کوچه پس کوچه هاي ما دست به دست مي شود، زيرا قاچاق و تکثير غيرقانوني به شکل هنجار و فرهنگ بر لوح جامعه نقش بسته است. در ميان فيلم هاي همين عزيزان معترض کم نيستند آثاري که با ناديده انگاشتن حق صاحبان ترانه و موسيقي به افزايش فروش و گرمي گيشه پرداخته اند و خود مي دانند که مثلا کدام فيلم از کدام کارگردان بزرگ ايراني به علت استفاده غيرمجاز از کدام آهنگ خارجي، از کدام جشنواره خارجي برگشت خورده است.
به راستي در آشفته بازاري که بسياري از امضاء کنندگان بيانيه اعتراض آميز، در هنگام دريافت نسخه غيرقانوني و به اصطلاح گرمه جديدترين فيلم روز جهان، لبخند موفقيت و پيروزي بر لب مي نشانند، اعتراض و تجمع و فغان عليه قاچاق فيلم چه محلي از اعراب دارد؟ کدام يک از اين بزرگواران در مقابل دريافت "نسخه اصلي DVD " ده ها هزار تومان مبلغ آن را هزينه کرده است؟ تفاوت اين نخبگان با عوام جوامع ديگر چيست؟
چرا مرغ همسايه را غاز فرض مي کنيم و جرم را تنها در محدوده منافع خود تعريف مي کنيم؟ نگرش سطحي بزرگان سينماي ايران به مقوله قاچاق فيلم، کم تر تفاوتي با کم سوادترين شخص جامعه ندارد و مثال آن درخواست از نهادهاي امنيتي و پليس براي حفظ کيان! سينماي ايران است. جالب تر اين که مو سپيدي از اين قبيله با نگاه به رفتار دولت چين، گوشه چشمي نيز به مجازات اعدام! دارد.(2)
در اين ميان کسي نيست که از اين بزرگان سوال کند که شما خود تا چه حد به اين پديده دامن زده ايد؟!
کدام يک از شما هنگام تعارف يک نسخه غيرقانوني فيلم، از دريافت آن ممانعت ورزيده است. حيات قاچاق به مصرف کننده است و به طور مثال، حجم انبوه قاچاق سيگار به فراواني مصرف کننده بستگي دارد. مضافا اين که پديده تکثير غيرقانوني تنها منحصر به قاچاقچيان نيست و اغلب اهالي سينما با نگاهي به آرشيو شخصي فيلم خود، مي توانند سهم خود را در تشويق و گسترش اين عمل مجرمانه اندازه بگيرند. وجه آشکار و غيرقابل کتمان تکثير غيرقانوني اعمال آن به دست مردم است. جمله "خودم رايتر دارم" را بارها از زبان دوستان و آشنايان شنيده ايم و در باور همه ما رايت فيلم، تفاوتي با قلمه زدن يک شاخه از درخت ندارد و حال کدام نهاد امنيتي و کدام شبکه گسترده پليسي عالم، توان مقابله با اين باور غلط را دارد. چرا هميشه حل ندانم کاري و سوء تدبيرهايمان در حوزه فرهنگ را به شيوه هاي پليسي و چوبه دار حواله مي دهيم؟ در مقام روشنفکر و نخبه به مردم خود چه آموزشي داده ايم؟ در ميان صدها فيلم اخلاقي و انساني، کدام يک به اين مضمون پرداخته است؟
اين درخواست قاطعانه مرا به ياد ماه ها پيش انداخت. آن موقع که دشنه جهل و نکبت قلب يک کارگر سينما را شکافت و مادري دردمند را با دو دختر بچه در اجتماع تنها گذاشت. از مقامات قانوني تا مردم عادي اين جنايت را محکوم کردند، اما از اهالي سينما نه کسي حکم اعدام تجويز کرد و نه شايد پيام تسليتي.
آن روزها به تلخي به دوستي گفتم که ضارب آدم خوش شانسي بوده است. واي بر او اگر خطي بر خودرو يکي از سوپراستارهاي سينماي انساني ايران مي انداخت. آن موقع مي ديدي که چه قشقرقي برپا مي شد.
به گواه تاريخ پروسه پيشرفت و حکمراني قانون در جوامع انساني در سايه خردمندي انديشمندان و نخبگان طي گرديده است.
و برخورد بزرگان سينماي ايران با پديده قاچاق فيلم، تنها شمه اي از رفتار هميشگي اکثريت روشنفکران ايراني است که تا زماني که پاي منافع شخصي، در کار نباشد کار به کار عالم و آدم ندارند و در اين وانفسا به جز تأسف به حال اجتماع چه مي توان ابراز کرد. |