|
مدتي است که موضوع محل احداث تعدادي پالايشگاه و يا پتروشيمي با استفاده از دخاير گازي پارس شمالي در محافل محلي و استاني مطرح است. يک روز گفته مي شود از دشتي به دير رفت و روز ديگري گفته مي شود از دير به دشتي. ظاهرا اين موضوع قرار است به پايه اي براي اختلاف بين دو شهرستان دشتي و دير و استفاده عده اي ديگر از قبل اين اختلاف تبدييل شود!... |
عليرضا مصطفوي: مدتي است که موضوع محل احداث تعدادي پالايشگاه و يا پتروشيمي با استفاده از دخاير گازي پارس شمالي در محافل محلي و استاني مطرح است. يک روز گفته مي شود از دشتي به دير رفت و روز ديگري گفته مي شود از دير به دشتي. ظاهرا اين موضوع قرار است به پايه اي براي اختلاف بين دو شهرستان دشتي و دير و استفاده عده اي ديگر از قبل اين اختلاف تبدييل شود!
با بررسي محل استقرار ذخاير گازي پارس شمالي روشن مي شود که اين ذخاير روبروي مسير رودخانه مند قرار دارد به گونه اي که از مقابل روستاهاي دهستان کبگان و از سوي ديگر مقابل بخش بردخون قرار مي گيرد. نتيجه اين استقرار اين است که دشتي ها آن را مقابل دشتي بدانند و ديري آن را مقابل دير! بنابر اين از نظر محل استقرار پارس شمالي مقابل دو شهرستان و يا حتي مي توان سه شهرستان استان (تنگستان) است بنابر اين، شهرستاني کردن موضوع پارس شمالي هيچ پايه منطقي نداشته و هيچ يک از شهرستان هاي دشتي و دير نمي توانند چنين ادعايي را داشته باشند.
از سوي ديگر چگونه است که ذخاير نفتي در سراسر کشور ملي است و در دو شهرستان استان بوشهر اينگونه شهرستاني مي شود؟!
با اندکي تامل مي بينيم که ذخاير گازي نار کنگان خوراک پالايشگاه جم را تامين مي کند، و دخاير گازي کنگان حتي خوراک پالايشگاه هاي جنوب استان فارس را تامين مي کنند. عسلويه گاز مورد نياز بيشتر پالايشگاه ها و پتروشيمي هاي کشور را تامين مي کند. از کرمانشاه تا گيلان تا کرمان تا هرمزگان و قرار است تاهند و پاکستان هم برود. چگونه است که دو شهرستان همسايه در يک استان اين گونه بر سر آن بايد بجنگند؟!!! آيا مي دانيد گاز توليدي پارس شمالي قرار است به هند و پاکستان صادر شود و آن براي راه اندازي پالايشگاه ها و پتروشيمي استفاده کنند و حال چگونه است اهالي هر يک از دو شهرستان به خود حق مي دهند که درخواست محروم شدن شهرستان همجوار خود را مطرح کنند. براي مسوولين دو شهرستان هم که اين گونه فکر مي کنند بايد متاسف بود.
آيا مي دانيد گاز عسلويه به صورت ترش (پالايش نشده) با استفاده از يک خط 56 اينچ جهت تزريق به چاه هاي نفت به خوزستان منتقل مي شود؟ با و اين شرايط ما فکر کنيم که مردم دشتي و يا دير حق استفاده از گاز پارس شمالي و يا پالايشگاه و پتروشيمي از قبل اين ذخاير را ندارند.
اين در حالي است که تا چند سال پيش بخش کبگان جز شهرستان دير بوده و بردخون به طور تاريخي مرکز اصلي دشتي شناخته مي شود. صرف نظر از خط کشي هاي تقسيمات، برخون تا ابد دشتي است و اصلا دشتي يعني بردخون و چه بسا که با توسعه صنعتي منطقه اين منطقه که به طور تاريخي يکپارچه بوده اند، دوباره يکپارچه شوند و تحت يک نام درآيند.
براي اثبات موضوع مي توانيد مراودات، زبان و لهجه، مشترکات فرهنگي دو طرف رودخانه را بررسي کنيد، درخواهيد يافت که دو طرف رودخانه يک فرهنگ داشته و يکپارچه اند. به همان اندازه که مفتون و خالو حسين متعلق به شمال رودخانه است، به همان اندازه فايز هم مال جنوب رودخانه است. ارتباط زيارت و بردخون، کردوان به گونه اي است که به هيچ و جه امکان جدايي و تفکيک بين آن ها نيست.
به نظر نگارند ذخاير گازي پارس شمالي متعلق به تمام ايران و از سويي دو طرف رودخانه مند است و همه (هم ديري ها و هم دشتي ها) حق دارند با استفاده از گاز استحصالي آن پالايشگاه بسازند، پتروشيمي بسازند و ...............همانطور که تمام ايراني ها در سرتاسر ميهن اسلامي اين حق را دارند. |