|
نمایندگان مجلس به اقتضای شئون سیاسی و تقنینی و مسئولیتهای قانونی نمایندگی از قدرت مانور و نقش آفرینیهای بالقوه ای در زمینه مسائل مختلف ملی و منطقه ای برخوردار هستند. این مسائل را می توان در سطوح و درجه های اهمیت متفاوت (بالا، متوسط و پایین) طبقه بندی نمود. نمایندگان قانون وضع می کنند، در ارتباط با موضوعات و مسائل مهم کشور در شرایط خاص طرح می دهند، طرحهای پیشنهادی نمایندگان و لوایح دولت را مورد بررسی ... |
در انتظارات خود از نمایندگانمان تجدیدنظر کنیم
دكتر ابراهيم حيدري
نمایندگان مجلس به اقتضای شئون سیاسی و تقنینی و مسئولیتهای قانونی نمایندگی از قدرت مانور و نقش آفرینیهای بالقوه ای در زمینه مسائل مختلف ملی و منطقه ای برخوردار هستند. این مسائل را می توان در سطوح و درجه های اهمیت متفاوت (بالا، متوسط و پایین) طبقه بندی نمود. نمایندگان قانون وضع می کنند، در ارتباط با موضوعات و مسائل مهم کشور در شرایط خاص طرح می دهند، طرحهای پیشنهادی نمایندگان و لوایح دولت را مورد بررسی قرار می دهند. بر عملکرد دولت و سایر نهادهای حکومتی مطابق قانون نظارت کرده و از آنها توضیح می خواهند. نمایندگان در صورت ضرورت با تشکیل هیئت تحقیق و تفحص مبادرت به ارزیایی عملکرد نهادها و دستگاههای عمومی می کنند. بودجه تنظیمی دولت را مورد بحث و بررسی و در صورت لزوم تغییر و به رأی می گذارند. بر تنظیم، کاربست و اجرای پروتکل های بین المللی نظارت می کنند. رییس دولت کابینه خود را به مجلس معرفی می کند تا بعد از بررسی و شور نمایندگان و کسب رأی اعتماد رسماً در مقام وزارت مشغول به کار شوند و در حین کار نیز عملکرد اعضای کابینه را زیرنظر دارند و در صورت تشخیص ضرورت، وزراء را به مجلس احضار و از آنها توضیح می خواهند. در کنار تمامی اینها رسیدگی به مسائل و امور حوزه انتخابیه تا جایی که دخالت در امور سایر قوا نبوده و به صلاح مردم باشد نیز قرار می گیرد .
سلسله موارد ذکرشده در بالا بعلاوه برخی موارد از قلم افتاده دیگر در راستای حقوق و مسئولیتهایی است که آحاد مردم در زمينه اداره امور كشور و بناگذاری حکمرانی خوب برخوردار هستند و در نظامهای پارلمانی پیگیری آنها را به موکلان خود واگذار می کنند. از اینرو نماینده مجلس نماد خرد جمعی حوزه انتخابیه مربوطه در تدوين قوانین، طرحها و برنامه های اداره کشور و نظارت بر اجرای آنها می باشد. نماینده برای پیگیری و انجام صحیح مسئولیتهایش در برابر قانون و مردم سوگند یاد می کند. میزان و کیفیت نقش آفرینی نماینده در پیگیری و ایفای این مسئولیتها شاخص بهره برداری بالفعل از ظرفیت تاریخی مردم حوزه انتخابیه اش می باشد.
با توجه به وظایف و مسئولیتهای برشمرده می توان نقش و تأثیرگذاری نمایندگان را در دو سطح مسائل با درجات اهمیت متفاوت طبقهبندي نمود. یکی سطح کلان در برگیرنده مسائل ملی و دیگری سطح منطقه ای که مسائل مربوط به حوزه انتخابیه را شامل می گردد. هر دو سطح کلان و منطقه ای دربرگیرنده طیف گسترده ای از مسائل با درجات اهمیت متفاوت است. از مسائل مهم و حیاتی و سرنوشت ساز با درجه اهمیت بالا گرفته تا مسائل جزیی و کم اهمیت كه در هر سطح وجود دارد . البته منظور کم اهمیت بودن مطلق مسائل نیست بلکه حاشیه ای بودن برخی موضوعات نسبت به شأن نمایندگی است که غالباً جنبه عرفی و یا تشریفاتی دارند. لازم است خاطرنشان سازم که در اینجا مراد از نقش آفرینی یک نماینده جوانب مثبت عملکرد اوست نه جوانب منفی، همانگونه که قانون تعیین نموده و مردم از نماینده خود انتظار دارند.
در سطح کلان مسائلی از جمله مشارکت در تدوین و بررسی طرحها و لوایح مهم اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مانند برنامه های پنج ساله توسعه، بودجه سالیانه دولت ، نظارت بر عملکرد وزراء و حضور فعال نماینده در فرآیند سؤال و استیضاح وزراء در موارد و شرایط خاص، حضور فعال و مؤثر در کمیسیونهای تخصصی (البته نه فقط حضور فیزیکی) و اظهارنظر علمی و سنجیده در خصوص مسائل و مشکلات مهم جاری کشور و مسائلی از این قبیل در زمره موضوعات مهم بشمار می آیند. پرواضح است که حضور فعال یک نماینده در این فرآیندها هم ضروری است و هم سرنوشت ساز. در سطح کلان مسائل دیگری هم وجود دارند که جزء امور روتین، موقتی و سطحی و بعضاً عرفی بحساب می آیند مانند شرکت منفعلانه در رأی گیری، گذاشتن امضاء پای بیانیه های سیاسی و تقدیر و تشکر از مدیران و شرکت در برخی مراسم و حضور منفعلانه و فاقد تأثیرگذاری در جلسات فراکسیونها كه پر واضح است حضور یک نماینده در اینگونه موضوعات هرچند برای ایجاد تنوع در زندگی سیاسی نماینده مفید است اما چندان تأثیری بر اوضاع ملی و منطقه ای نمی گذارد. مسائل حد وسط هم وجود دارد، مثلاً تذکر آیین نامه ای ، قرائت نطق پیش از دستور آماده شده که در جای خود حائز اهمیت می باشند.
در سطح منطقه ای هم می توان مسائل را طبقه بندی نمود. در این سطح مسائلی ازجمله، بیان شفاف و علنی (نه در گوشی) مطالبات مردم حوزه انتخابیه در کمیسیونها و صحن علنی مجلس، احضار و طرح سؤال از وزراء در مجلس بابت مسائل مهم اقتصادی و سیاسی حوزه انتخابیه، مشارکت در مباحث بودجه و برنامه های توسعه ای با در نظرگرفتن معیارها و ضرورت ها و جایگاه حوزه انتخابیه در برنامه های مزبور البته بر پایه آگاهی از رویکردهای منطقه ای برنامه ها ، طرح کاستی های مجموعه مدیریت اجرایی استان در حضور نمایندگان و هیأت وزیران یا بر حسب مورد احضار وزیر مربوطه به مجلس، دفاع از حقوق مردم حوزه انتخابیه در زمینه اجرا و توسعه طرحهای ملی وطرحهای آمایش سرزمین، ارتباط مستمر و معنی دار با اقشار مختلف مردم، نهادها و تشکل های سیاسی و تخصصی حوزه انتخابیه فارغ از گرایش های سیاسی و وابستگی های قومی و محله ای ، پیگیری مسائل کلان منطقه ای حوزه در مرکز ، دفاع از حقوق موکلان خود در مواردی که حقوقی پایمال شده باشد. موارد یادشده در زمره مسائل و مطالبات با درجه اهمیت بالا و یا متوسط قرار می گیرند.
مسائل سطح پایین نیز آنقدر روشن است که نیازی به ذکر شان وجود ندارد اما بد نیست برای خالی نبودن عریضه و بابت یادآوری به چند مورد برجسته و عیان آنها اشاره شود: سهم خواهی در مجموعه مدیریت اجرایی استان و لذا چانه زنی برای عزل و نصب های مدیران درون استانی و همچنين تلاش براي ارتقاء و ابقاء دوستان اندر مناصب اجرایی، پیگیری مسائل شخصی و کانالیزه کردن فرصتهای اقتصادی و سیاسی برای دوستان و نزدیکان و وامخواهان، حضور فعال تصویری و تصوری در برخی مراسم جهت همراهی و رعایت تشریفات، اهداء جوایز و ذکر مکرر بیلان عملکرد و قس علیهذا. شایان ذکر است که این مسائل هرچند در درجه اهمیت پایین قرار می گیرند اما ميزان قدرت نفوذ و مانور نماینده در دنبال نمودن و کسب نتیجه دلخواه در این سلسله موضوعات نازلي نيز بستگی به فاکتورهای شخصیتی نماینده و میزان قرابت سیاسی وی با دولتیان دارد.
ناگفته پیداست که نقش آفرینی مثبت یک نماینده در هر سطحی از مسائل به شناخت و قابلیتهای علمی، ویژگیهای فردی، سوابق و تجربیات علمی و اجرایی، شناخت و نفوذ سیاسی وی بستگی دارد. البته ضرورتهای حوزه انتخابیه و جایگاه آن در عرصه سیاسی و اقتصادی کشور هرچند در تعیین رجحانها و انتخابهای یک نماینده فاکتور مهمی بشمار می آید اما در نقش آفرینی وی نه تنها شرط لازم است و نه شرط کافی. چه بسا نمایندگانی از تهران بزرگ که در طول چهارسال دوره نمایندگی حتا یک نطق چند دقیقه ای تأثیرگذار هم در کارنامه آنها ثبت نشده است ، و چه بسا نمایندگانی از حوزه های دوردست و محروم که محور یا عضو مؤثر یک جریان فکری و سیاسی در مجلس واقع شده اند. بدنیست در دو سه مجلس اخیر نگاهی به چگونگی حضور و نقش نمایندگان ایلام، دهلران، بهبهان ، تبریز، نیشابور، قزوین، بندرعباس، دهلران، سمنان، .. بیاندازید.
از آنجا که برای هر فرد، نهاد و سازمانی می توان با تعریف شاخص کارآمدی و سنجش آن نسبت به میزان کارائی و اثربخشی آن اظهارنظر نمود، ساختن چنین شاخصی برای نمایندگان براي سنجش ميزان و كيفيت نقش آفرینی آنان در دو سطح گسترده مورد بحث هر چند در نگاه اول سخت و پیچیده است اما تحت شرایطی ضروری به نظر می رسد. اینکار با بهره گیری از شیوه های علمی توسط نهادها و موسسات پژوهشی بی طرف امکان پذیر است، ضمن اينكه هیچ شاخصی هرچند مستقل از ارزشگذاری ذهنی، نمی تواند کامل و مطلق باشد. در حال حاضر و در غياب چنين شاخصي ، قضاوتها و قرائتهای رایج در جامعه ما از عملکرد نمایندگان توسط خود نماینده، طرفداران یا منتقدین وی بیشتر بر پایه معیارها و مصالح سیاسی صورت می گیرد نه برپایه شاخص های بیطرفانه و مبتنی بر مصالح ملی و منطقه ای و مسئولیتهای قانونی نماینده.
لازم به ذکر است که هدف از طرح این مطلب ارائه راه حل و توصیه برای ساختن شاخص ارزیابی عملکرد و حتا گوشزد نمودن تکالیف نمایندگی به منتخبین نیست بلکه پیشنهادی برای بازنگری و حتا دگرگونی در انتظارات،معیارهای ارزیابی و شیوه های پرسشگری از نمایندگان توسط مردم، نهادها و گروههای اجتماعی است كه شاید بنا به تجربه تاریخی موجود در زمینه نقش آفرینی نمایندگان استان بوشهر توجه و تأكيد بر موضوع ضروری بنظر آید. به روشنی معلوم است که در اینجا مخاطبین اصلی مردم و نهادهای اجتماعی از جمله مطبوعات ،رسانه ها، احزاب ، مجامع فرهنگی، دانشگاهی و تخصصی می باشند.
تجربه نشان می دهد که نمایندگان استان بوشهر در غالب دوره ها عمدتاً در سطوح نازل مسائل ملی و منطقه ای نقش آفرینی کرده و حضور و نمود آنها در مسائل سطح بالا و میانی کلان بسیار ناچیز و ناپیدا بوده است. اینکه نمایندگان ما در بررسی طرحها ، لوایح و برنامه هاي مهم کشوری تاکنون نقش و مشارکتی نداشته اند اظهر من الشمس است. اینکه جای نمایندگان ما در زمینه بحث و اظهارنظر در زمینه مسائل کلان کشوری در مجلس و رسانه ها بعضاً خالی بوده است بر کسی پوشیده نیست. شوربختانه باید گفت كه حتا در ارتباط با مسائل مهم و سرنوشتساز استان نیز تجربهای برجسته و مفید از اقدام نمایندگان خود در بهره گیری از مکانیزمها و اختیارات نمایندگی در دست نداریم.
البته نمایندگان ما در زمینه مسائل کم اهمیت و حاشیه ای حوزه انتخابیه حضور فعال و شاید در برخی موارد نقش آفرینی خوبی داشته اند. این حقیقت که حتا در عزل و نصب یک مدیر میانی و دون پایه یک سازمان حاشیه ای دست یک نماینده آشکار است برای ما چندان ناآشنا نیست چه رسد به مدیریتهای سطوح بالاتر استانی . اینکه تا جریان و جناح سیاسی یک نماینده دولت را در دست می گیرد او خود را صاحب و مالک تام الاختیار سرزمین دانسته و انتظار دارد مطابق با خواست و سلیقه خود و بدون توجه به هزینه های مترتب بر چنین رفتاری اوضاع را دگرگون کند، به یک قاعده در امر ایفای رسالت نمایندگی بدل شده است. از اينروست كه از فردای روز راهیابی نماینده به مجلس وزن کشی ها و کشمکش های حاصل از توقعات و سهم خواهی طرفداران و مدعيان در گوشه و كنار هم آغاز می شود، بازار شایعات رونق می گیرد و چه آسان است باور کردن این حقیقت تلخ که قرار است از صدر تا ذیل امورات در برخي جاها دگرگون شود، هزینه هر چه می خواهد باشد مهم نیست چون مردم آنرا می پردازند. متاسفانه چنین رفتارهایی است كه مسائل حاشیه ای را به متن انتظارات و رسالت نمایندگی وارد نموده و مسائل کلان ملی و منطقه ای مهم به حاشیه رانده است.
ممکن است سؤال شود که پرداختن و نقشآفريني نماينده در مسائل کلان برای نماینده ای که از یک منطقه محروم با زنجیره ای طولانی از مسائل و مشکلات اولیه دست و پنجه نرم می کند چه ضرورتی دارد؟ آیا پرداختن به این مسائل او را از مشکلات حوزه انتخابیه اش غافل نمی سازد؟
به اعتقاد نگارنده پرداختن نماینده به مسائل ملی نه تنها اجتناب ناپذیر بوده و در رأس وظایف قانونی نماینده قرار می گیرد بلکه در پیگیری مؤثر و حل مناسب مسائل و مشکلات منطقه ای، ارتقاء وزن استان در معادلات ملی و ضرورتهای توسعه پایدار، حقیقی و بلندمدت منطقه نیز نقش تعیین کننده ای دارد. بی پرده بگویم! آیا تابحال از خود پرسیده ایم که چرا تاکنون در هیأت وزیران در سطح وزیر و مدير ارشد کسی را نداریم؟ مگر استانهای دیگر چگونه به چنین موقعیتهایی رسیدهاند؟ چرا متناسب با ظرفیت و موقعیت اقتصادی و سیاسی استان از این فرصتها بهره ای نبرده ایم؟ چرا باید در همسایگی ما استانهای خوزستان و فارس از منطقه ویژه صنایع انرژیبر برخوردار باشند و ما حتا در زمینه فرصتهای تجاری نیز در خطر انزوا قرار بگيريم؟
به گمان اینجانب هرچند تمامی این كاستيها را نبايد به پای نمایندگان نوشت اما درد تاریخی ناچیزی وزن و عدم حضور استان در سلسله مراتب و تصمیم گیریهای كشوري را در بروز این كاستيها نميتوان از نظر دور نگه داشت. معالاسف باید اذعان نمود كه عامل شكلگيري اين وضعيت را در درجه اول بايد در مطالبات نازل جامعه ما (مردم و نهادها) از نمایندگان استان جستجو نمود. از اينرو ضروري است كه برای تغییر این وضعیت و جبران مافات، انتظارات خود را بر پایه مسائل مهم ملی و منطقه ای بازبيني و تنظيم نماييم. این رسالتی است که ابتدا متوجه مطبوعات ، رسانه ها و مجامع دانشگاهی ، فرهنگی و تخصصی است. به یقین نهادینه شدن این رفتار در جامعه تلاش های نمایندگان استان را در جهات و سطوح عالی سوق داده و در نقش آفرینی مثبت آنها در عرصه تصمیميمگيريها و سیاستگذاریهای کلان و پیگیری مطالبات توسعه ای استان اهمیت بسزايي دارد، بيائيد از همين امروز شروع كنيم. |