Boushehr's Weekly Magazine

نسیم جنوب
 
جستجو:

نسخه قابل چاپ

ارسال توسط ايميل به دوستان


مهدی جهانبخشان

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر : اندر احوالات مولانا شيخ سردار ابوطالب شفقت - دفتر دوم

چون شيخ سردار ابوطالب شفقت با قهر از مازندران خارج بشد، به بيابان شد و آنجا مي بود تا آنكه قاليچه اي را اندر آن بيابان مشاهده كرد. پاي بر قاليچه نهاد و ناگه قاليچه به حركت همي در آمد و به او فرمود: «كجا ترا ببرم سرور من؟» مولانا شيخ ابوطالب با تحير و تعجب فرمود: «به هر كجا كه باد خواهد برد.» چون چنين گفت قاليچه تك چرخي بزد و بكسبادي كرد و به خطه جنوب آمد. ...

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر

 

اندر احوالات مولانا شيخ سردار ابوطالب شفقت

 

دفتر دوم

 

مهدی جهانبخشان

 

چون شيخ سردار ابوطالب شفقت با قهر از مازندران خارج بشد، به بيابان شد و آنجا مي بود تا آنكه قاليچه اي را اندر آن بيابان مشاهده كرد. پاي بر قاليچه نهاد و ناگه قاليچه به حركت همي در آمد و به او فرمود: «كجا ترا ببرم سرور من؟»

مولانا شيخ ابوطالب با تحير و تعجب فرمود: «به هر كجا كه باد خواهد برد.» چون چنين گفت قاليچه تك چرخي بزد و بكسبادي كرد و به خطه جنوب آمد. اندر راه تاير قاليچه پنچر شد. پس در صحرايي فرود آمد . جواني خوش بر و روي بيامد و بر آن مولاي بزرگ سلام كرد و پاسخ شنيد. گفت: «تو را چه غم پيش آمده؟»

ابوطالب قصه را گفت و آن جوان گفت: «تو را چهار چرخ نو ساخت كارخانه دنا دهم كه تا جنوب هيچ پنچري بر آن حاصل نيايد.» (توضيح مصحح: در حيرتم كه چرا چهار چرخ كارخانه لاستيك سازي دنا كه متعلق به اصولگرايان سنتي است در اين مقطع براي ياري قاليچه پنچر شده شفقت كه از اصولگرايان رايحه خوش خدمتيست، به ايشان داده شده است. واقعا جاي تعجب است. اللهُ يعلم)

ابوطالب گفت در ازاء آن چه  خواهي؟ آن جوان گفت: هر چه گويم انجام ده.

پس چون چهار چرخ قاليچه را تعويض نمودند با جوان به سوي جنوب شدند و شفقت فرمود: «آن جا كه از اين فراز بينم كجاست؟»

جوان گفت: «اين ديار را ابوشهر گويند. در اين وادي ميگو فراوان باشد، ماهي فراوان باشد و نفت نيز و گاز نيز، الا آدمي لايق كه قدر اين ثروت را بداند و زندگي را به حد مطلوب بهر آدميان مهيا سازد. اين ديار، كشور را نان دهد ولي خود گرسنه باشد. همگان را در اقصي نقاط جهان با گاز خود امكانات دهد ولي خود از بي امكاناتي در رنج است.»

شوقي وافر بر مولانا شفقت مستولي گشت، چندان كه همي خواست كه خود را از بلندي آسمان و از پهنه قاليچه بر ابوشهر اندازد. جوان گفت: «مبادا بدانجاي شوي بي آنكه تو را اسرار گويم كه چه سان عمل فرمايي.»

شيخ ما فرمود: «زود و بي درنگ ما را آگاه ساز كه از شوق مرا نشايد در پوست گنجيدن.»

جوان گفت: «قدري درنگ مي فرما كه چنين سرزميني سخت جايي باشد به سبب مردمانش كه آنان همه چپ باشند و تو راست و در چنين جايي جرايد چپ باشد به حد وفور و تو را در اين مكان بودن تعقل مي بايد و نيز بدان كه چنين سرزمين را والي اندر آن نباشد. پس پند مرا گوش گير و بدانجاي شو و والي مي باش ليك بی اندرز من روزگار را  مگذران. »

پس قاليچه در فرودگاه ابوشهر بر زمين نشست و مديران بر او اجتماع كردند و به امارت ابوشهر شد. (توضيح مصحح: در كتاب شرح احوال مولانا سردار سيف الدوله مازني، كه زندگينامه مفصل آقاي شفقت است در خصوص آمدنش به بوشهر روايت ديگري دارد. در آن جا اشاره كرده كه استاندار جديد ابوشهر با خود ده الي دوازده خبرنگار مازندراني آورده و به ديگر خبرنگاران بوشهري اجازه ورود نداده اند. علت عدم اشاره باقر خودرو قبا كلكياني به اين مسئله مهم جاي سوال دارد)

آن چند پندي كه آن جوان، مر شفقت را بداد تاريخ نگاران بدين شرح نگاشته اند:

اول : با هيچ روزنامه نگار و خبرنگار مدارا مكن چون تو را زيان رسانند؛ پس مي كوش كه آنان را از خود براني و اگر احدي از آنان از تو سوالي داشت او را سركوفت مي زن و تهديد بنما كه وي را بدست قاضي القضات سپاري تا سياست كنند.

ثانيا: با اين قلت زمان هيچ كار نشايد بهر ابوشهر انجام دادن و هيچ عمران و آباداني از دست تو بر نيايد، پس از اين وقت قليل استفاده فرما، صحنه را آماده مي كن براي استفاده در تصميم بزرگ ارديبهشت ماه.

ثالثا: اين ابوشهر و اين مردمان و اين روزنامه نگاران همگي چپ باشند و تو با تدبير خود آنان را براه راست هدايت فرما. (توضيح مصحح: احتمالا راه راست منظور راهي است كه جناح راست از آن خوشش مي آيد و تصور نمي رود كه صراطاً مستقيم باشد.)

رابعا: والي گذشته مولانا شيخ علي افراشته، مهدي جهانبخشان طناز را يك سكه داد و خود را رسواي خاص و عام كرد . تو يك حرف «ت» وسط حرف «س» و «ك» بگذار و به ايشان هديه كن تا همگان از شر اين شديد قلم بدست مزدور راحت شوند.

خامسا: هر جلسه را كه با خبرنگاران مي نهي، دو ساعت خود به سخنراني عنايت فرما و تنها نيم ساعت بدانان اجازه فرما كه سوالي بنمايند و چون سوالي كردند آنها را خوف ده كه شما را سياست خواهم كرد تا ماست خود را كيسه فرمائيد.

گويند مولانا شفقت با خود به تفكر نشست: که مبادا آن جوان، ابليس باشد كه خود را بدين صورت آراسته تا مگر او را فريب دهد و هر آنچه او خواسته بانجام رساند و رسواي مدام گردد. چون انديشه كرد فرمود: «خبرنگاران و روزنامه نگاران را نزد من آوريد» و تا آنها بيامدند مولانا شفقت همه را محبت فرمود و مدام با خود مي گفت لعنت اله علي الشيطان رجيم.

و اين حكايت كس ندانست كه راست بود يا غير راست اما از زيادت محبت مولانا شفقت بر زبان ها جاريست و مدام خلايق، اين والي خبرنگار دوست را به رحمت ايزدي ياد كنند.

گويند شبي خبرنگاري از نيمه شب گذشته، مطلبي اندر احوالات مولانا شفقت به نگارش درآورد. چون نظر كرد ديد در سطری از سطور مطلب چنین نگاشته «بالای چشم مولانا شفقت ابروست» تا چنین دید بر سر  و روي خود همی کوفت و فرياد و فغان برآورد كه چرا از آن مولاي بزرگ به بدي ياد كردم. پس سراسيمه از خانه برون شد و به در بيت مولانا سردارنا شفقت آمد و دق الباب كرد.

مولانا بيامد با پيژاما و چشم او در آشفتگي خواب ناپيدا. روي بدان خبرنگار كرد و به رسم عادت گفت: «لعنت اله علي الشيطان رجيم». خبرنگار گفت: «بيش باد. يا مولا مرا ببخش كه بر تو از ناحیت قلم تعرضي روا داشته ام و نوشته ام "بالای چشم مولانا شفقت ابروست"».

مولانا شفقت دست بر بالاي چشم كشيد و فرمود: «فرزندم تو درست نگاشته اي بر بالاي چشم من ابروست».

 پس خبرنگار از اين همه مرحمت و علو طبع خجل شد و آنقدر گريست و اشك فرو ريخت كه تا آستانه درب آب جمع گرديد.

پس مولانا شفقت را فرمود كه خواب به چشم من نيايد. مولانا شفقت، سر خبرنگار را روي زانوي مبارك گذاشت چون متكا و او را تپ تپ كرد و لالايي همي خواند تا آن خبرنگار به خواب رفت و اين مرحمت مولانا شفقت سالياني چند بر سر زبان ها بود. 

 

 

 

از اين نويسنده:

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر: اندر احوالات روزنامه نگاران ابوشهر در زمان صدارت استاندار قدر شوكت و ارشاد والا تبار :: شماره ۵۸۶

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر : اندر احوالات مولانا شیخ غلامحسین خان نظامی :: شماره ۵۸۴

طرحي خوب براي نفس كشيدن شهر :: شماره ۵۷۴

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر: اندر حكايت مولانا عليرضا مظفري زاده و كتابت او (3) :: شماره ۵۶۲

سفرنامه باقر خودرو قباكلكياني به ابوشهر : اندر احوالات پهلوان حميد كللي فرد :: شماره ۵۶۱

روزنامه "اندیشه‌نو" منتشر می‌شود 

چه كسي اجازه نداد 90 مصاحبه كريمي را پخش كند 

دو شرط عجیب عروس خانوم برای ازدواج با بازیکن مشهور لیگ برتر 

سرویس ترجمه گوگل ارتقا یافت +عکس 

جمعيت بيكاران كشور؛ يك قدم تا 5 ميليون نفر 

ده عكس تماشايي از جهان 

قوی‌ترین احتمال قیمت بنزین در مهرماه 

5 عضو شورای شهر اهواز سلب عضویت و رئیس شورا بازداشت شد 

اعتراض رسمی فرانسه به روزنامه کیهان در مورد فاحشه نامیدن همسر رئیس‌جمهوری این کشور 

10 برند معتبر دنیا را بشناسید 

کویت: 60 میلیون قرص مخصوص خریدیم تا اگر نیروگاه بوشهر نشت کند، بخوریم! 

يک کشاورز ونزوئلايی در پی اعتصاب غذا، درگذشت 

پشت‌پرده خشم فردوسی‌پور در اجرای برنامه نود؛ فردوسی‌پور جریمه می‌شود 

مازاد بودجه كويت به 16 ميليارد دلار رسيد 

نرخ تورم در عراق كاهش يافت 

حاشیه استخدام‌های پر از ابهام‌ آموزش و پرورش 

صدور قبض‌های 300 هزار تومانی برق در اهواز 

میوه و گوشت این هفته دوباره گران شد 

ذخاير ايران بيش از 6 ميليارد دلار کاهش می‌یابد 

مازاد بودجه كويت به 16 ميليارد دلار رسيد 

خبر خبرگزاری ایسنا درباره نامه‌ي مديران مسوول نشريات مستقل بوشهر درباره‌ي قطع آگهي‌هاي دولتي و سهميه‌ي کاغذ 

روزنامه های آینده این شکلی اند(+عکس) 

عکس> اصلاح‌طلبان در مراسم افطاری عبدالله نوری 

سایت تابناک: گلايه مدیران مسئول بوشهری از قطع آگهي‌هاو سهميه‌ کاغذ 

حذف لاریجانی و قالیباف از مانیفست جدید اصولگرايی! 

سایت عصر ایران: گله بوشهری ها از قطع آگهي‌هاو سهميه‌ کاغذ 

مسواک زدن در حال روزه 

انعکاس نامه‌ي مديران مسوول نشريات مستقل بوشهر درباره‌ي قطع آگهي‌هاي دولتي و سهميه‌ي کاغذ- سایت سراسری پارسینه 

عکس: شوخی جالب اوباما با همکارش 

"خبر بد" را چگونه بگوییم؟! 

گزارش تصویری: مرگ دریاچه ارومیه را ببینید و گریه کنید... 

ناشنیده ای از امام خمینی درباره شیخ صادق خلخالی 

درباره اجرای تلویزیونی عادل فردوسی پور 

عکس:خلاقانه ترین بیلبورد جهان 

میخ های شکنجه در بدن کنیز سریلانکایی+عکس 

عکس: قلم جادویی تقلب 

علی بهزادی درگذشت 

هواداري كه 700 ميليون تومان به شاهين بوشهر قرض داد 

22 بهمن راه اندازی بیمارستان جدید بوشهر 

قطبی دوباره ایران نیست؟/ حاج باقر: هست اما سر درد دارد! 

(ادامه...)

 

آتشی در آخرین روزهاواگويه ی آن چند ماه قبل از فوت استاد آتشي
ـ پرويز هوشيار
گاز منبع قدرت
ـ محمد ابراهيم فروزاني
شیطان، آتشي و ما - از منظر عبرت و نه قضاوت
ـ حبیب احمدزاده
وارونه کردن تاریخ، برای توجیه یک اعتراض - در اعتراض به عطارزاده
ـ محمدمهدي بوشهري
بازخواني پشت صحنه فيلم تنگسير- مصاحبه بهروز وثوقي درباره فيلم تنگسير
ـ به کوشش اکبر شيخ زاده - کانادا
بحران هاي پيش رو
ـ عليرضا مشايخ - پاريس
سیاسی
[ادامه]
ادب و هنر
[ادامه]
ورزشی
[ادامه]
اجتماعی
[ادامه]
گفت و گو
[ادامه]
گزارش
[ادامه]
علمی
[ادامه]
بانوان
[ادامه]
تاریخی
[ادامه]

Editorial

تجربه تلخ استاندار غیر بومی و انتظار از اصولگرایان
در این شرایط بهتر است که اصولگرایانی که دلشان به حال مردم و مملکت می سوزد، به دلیل نزدیکی به کانون قدرت، منافع مردمی را بر منافع شخصی مدیر ارجح دانسته و نگذارند که مدیران ضعیف اصولگرا در مناصب مدیریتی، با ضعف مدیریتی خود، مردم استان بوشهر را دچار مشکلات بیشتری نمایند. بدیهی است چنانچه روند توسعه استان بوشهر در زمان مدیریت اصولگرایان شدت گیرد و طرحهای بزرگ عمرانی و خدماتی به سرانجامی برسد، افتخار آن برای اصولگرایان است که می توانند نمونه موفقی را از مدیریت دوران خود بازگو نمایند. همانطور که امروز اصلاح طلبان بوشهر با افتخار از دوران نمایندگی محمد دادفر یاد می کنند و استانداری مهندس تبادار را نمونه و الگوی مدیریت موفق و درخشان نیروهای بومی در استان بوشهر ...
[۱۱/۰۵/۱۳۸۹] [ادامه]
 
Dadfar
راز استقبال و حمایت از خاتمی در بوشهر
رفتارهای زننده مخالفان جریان اصلاح خواهی در خلال سال های پس از 76 قطعا برای به انزوا بردن فعالین سیاسی و اجتماعی طراحی شده بود و تا امروز نیز امتداد یافته است. علی القاعده باید کسانی که رفتارهای خشن و برهم زننده سال های اخیر از جمله قتل های زنجیره ای، حبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و برخورد...
[۲۱/۱۲/۱۳۸۷] [ادامه]

 
With Mohammad Ebrahim Foruzani
چرا عسلويه به بوشهر تعلق ندارد؟
همواره اخباري در مورد جدايي عسلويه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس و يا تشكيل استان جديدي بنام لارستان و يا پارسيان به گوش ...
[۲۴/۰۷/۱۳۸۷] [ادامه]

Boushehr Photo Gallery


[گالری عکس‌های بوشهر]
 

 

 

کليه حقوق اين وب سايت متعلق به هفته نامه نسيم جنوب ميباشد.
برداشت مطلب با ذکر منبع و نام نويسنده  و لينک به وب سايت بلامانع است.
 © Copyright 2004, Nasimjonoub.com. All rights reseved.
Powered By: Khalijonline.net