طراحی سایت
تاريخ انتشار: 26 آبان 1393 - 19:43
برای پر کشیدن مرتضی پاشایی و کنسرتی که بعد از مرگش برای جوانان استان بوشهر خواند

محمد آقایان حسینی: مرتضی پاشایی را از زمانی بیشتر شناختم که از اجرای کنسرتش در برازجان جلوگیری شد. او را به خواندن موسیقیِ محرک متهم کردند و جوانان دشتستان را به گناه ناکردة ابتذال. دکتر زارع (فرماندار دشتستان) با جدیت از اجرای پاشایی حمایت می کرد، اما گروه های تمامیت خواه معتقد بودند چون همان عده خیلی کمشان موسیقی پاپ را لهو و لعب ....

برای پر کشیدن مرتضی پاشایی و کنسرتی که بعد از مرگش برای جوانان استان بوشهر خواند

 

یکی هست که دیگه نیست...

اتحاد جنوب - محمد آقایان حسینی: غم انگیزی جمعه هفته قبل، نه از غروب، بلکه از صبح آغاز شد. خبر تلخ پر کشیدن مرتضی در گوش ملت پیچید و دلها را شکست. تصاویر دلخراش چهره تکیده اش بعد از شیمی درمانی و کلیپ لحظه های آخر و جان کندنش روی تخت بیمارستان از بیننده نیز جان می ستاند. ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه گزارشات تصویری از حضور حیرت انگیز جمعیت جوانان پشت در بیمارستان محل بستری او که دردمندانه ترانه های عاشقانه اش را دسته جمعی می خواندند، در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی می رسیدند و مردم ایران و خصوصاً جوانان را به اشک و غم می نشاندند.


غروب جمعه حقیقتاً نفس گیر شده بود. از جای جای کشور تصاویر سوگواره های خودجوش جوانان برای مرتضی می رسید. شمع های روشن در دل شب و اشک های گرم بر چهره های غمناک، از ساحل بوشهر تا سی و سه پل اصفهان از دل تهران تا حافظیه شیراز...

اما این همه غم و همدردی از کجا آمده بود؟ مرتضی با دلهای این مردم چه کرد که چنین در فراقش زار گریستند؟

صدای زیبا، موسیقی دلنشین و عاشقانه های زیبایش که در نهایت سادگی می خواند بر دلها می‌نشست و برای نسل جوان جذاب و دوست داشتنی بود. دیگر اکنون کیست که نداند که چند میلیون جوان ایرانی با ترانه های مرتضی پاشایی چه خاطره ها دارند و چه شب ها و روزها گذرانده اند.  

مرتضی پاشایی را از زمانی بیشتر شناختم که از اجرای کنسرتش در برازجان جلوگیری شد. او را به خواندن موسیقیِ محرک متهم کردند و جوانان دشتستان را به گناه ناکردة ابتذال. دکتر زارع (فرماندار دشتستان) با جدیت از اجرای پاشایی حمایت می کرد، اما گروه های تمامیت خواه معتقد بودند چون همان عده خیلی کمشان موسیقی پاپ را لهو و لعب تلقی می کنند، نباید اجرا شود، حتی اگر تمام شهر این را بخواهد. تمام تلاششان را کردند که با اعمال فشار بر مسئولین مجوز برنامه را لغو کنند، اما موفق نشدند. پس دلواپسی شان بالا گرفت و پاشایی را تهدید کردند که اگر برای اجرا بیاید به او آسیب خواهند رساند. 
دلواپسان موفق شدند پاشایی بیمار را از اجرا منصرف کنند اما هیچ ثمری برایشان نداشت غیر از خشم و نفرت در میان مردم. دلهای نسل جوان یک استان را شکستند و آنها را از موسیقی که در صدا و سیمای رسمی کشور و حتی در مذهبی ترین برنامه ها یعنی برنامه محبوب ماه عسل استفاده شده بود و از کنسرتی که در جای جای این کشور از جمله در حضور مجتهدین و بزرگانی همچون سید حسن خمینی اجرا شده بود، محروم کردند.

خوب است برخی ها بدانند همین خیل جوانانی که حاضر نیستند پنج دقیقه سخن و صدای آنها را تحمل کنند، حاظر شدند نفری 65 هزار تومان برای شنیدن صدای پاشایی (برای کنسرت نافرجام برازجان) پول بدهند. چرا که صدای پاشایی صدای صادقانه دلهایشان بود. پاشایی محبوب بود چون عشق را می خواند، ساده و بی ریا.

روز یک شنبه مراسم تشییع مرتضی پاشایی چنان باشکوه بود که به سختی می توان نظیر آن را در سالهای اخیر یافت و مردم و جوانان نشان دادند که واقعاً چه کسانی را از ته دل دوست دارند. حضور مردم آنچنان عظیم بود که به خاک سپاری مرتضی تا بعدازظهر طول کشید. اما دلم می‌خواهد بدانم آنگاه که چند صد هزار نفر، بی نظیر ترین تشییع جنازه سالهای اخیر را برای پاشایی برگزار کردند، دلواپسان با خود چه می اندیشیدند؟ آیا متوجه جایگاه واقعی خودشان در دلهای مردم شدند؟  آیا برای اتهاماتی که به این جوان بیمار زدند جوابی در محضر خداوند دارند؟ می خواهم بدانم آنگاه که در تشییع جنازه، پدر مرتضی برای جوان محبوبش روضه حضرت علی اکبر (ع) می خواند برخی از مدعیان نامحبوب دین چه حالی داشتند؟

امروز که مرتضی پاشایی رفته، گردهمایی های میلیونها ایرانی در سراسر کشور بسیاری را انگشت به دهان کرده که چه شد که یک خواننده ساده و غیر دولتی فقط ظرف دو سال چنین در دل مردم رسوخ کرد؟! و البته این بهترین فرصت است تا بسیاری از سیاست گذاران عرصه فرهنگ و هنر با خود بیاندیشند که خواسته های حقیقی مردم چیست. فرصتی است تا بدانند که از تمام چند هزار میلیاردی که خرج امور فرهنگی در این کشور می کنند صرفاً درصد قلیلی از مردم را مخاطب قرار داده اند.

مرتضی پاشایی هیچ موسیقی محرکی نخواند و از ریتم های تند جاز و راک استفاده نمی کرد. در اغلب کارهایش سبک پاپ ایرانی اقتباس شده از شادمهر عقیلی و محسن یگانه را می شد دید. اما به دلیل اینکه مبادا در برازجان به خواننده ای غیر از خودش تبدیل شود و غیر از آنچه که همیشه خوانده بود را بخواند مورد غضب افراط گرایان قرار گرفت.

 پاشایی نه عو عو کرد، نه زوزه کشید و نه با بی ادبی و گستاخی موجب وهن مجالس دینی شد. نه امام حسین (ع) و اهل بیت علیه السلام را با خواندنش تحقیر کرد نه هفت تیر می‌کشید، نه پیراهن پاره می کرد، نه اسید می پاشید و نه شمشیر تو فرق سر خودش فرود می آورد. او خواننده ساده‌ای بود که دوست داران و طرفدارانش به خاطر راست گویی و تنفرش از غیبت و تخریب دیگران و برای عشق و لطافتی که در کارهایش بود عزیز و محبوبش می داشتند.

من نمی دانم چرا برای آلوده کردن مجالس عزا داری کسی کفن نمی پوشد. نمی دانم چرا از ده سال پیش و از وقتی پای موسیقی های کاملاً محرکِ جاز و راک و رقص ها و ریتم های عربی و پاکستانی را به مداحی اهل بیت علیهم السلام باز کردند کسی دلواپس نشد؟ برخی دلواپس این شدند که مبادا در کنسرت پاشایی چند نفر دختر و پسر دست بزنند و شادی کنند. کاری که هر روز در صدا و سیما اتفاق می افتد و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید. جوانان این استان حق شادی نداشتند؟ من نمی دانم دلواپسان شهر ما از کدام مراجع تقلید و عالمان دین دیندارتر و مدعی‌تر هستند؟

مرتضی پاشایی زجر زیادی کشید تا از این دنیا رفت اما راحت شد از جامعه ای که در آن توتالیتاریسم و لُمپنیسم تمامی ندارد. او رفت اما آخرین کنسرتش را این روزها پس از مرگش اجرا می کند. حضور معنا دار مردم در مراسم تشییع جنازه اش آخرین و باشکوه ترین کنسرت اوست. کنسرتی که نشان دهنده وزن و بهای عشق و سادگی و صداقت است. او پس از مرگش این ترانه عاشقانه را برای جوانان استان بوشهر به رایگان خواند، همان ترانه ای که چند ماه پیش قرار بود پولی خوانده شود.

یادش گرامی

مرتبط:
» پدیده پاشایی [بيش از 8 سال قبل]
برچسب ها:
مرتضی پاشایی

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین