طراحی سایت
تاريخ انتشار: 10 دي 1393 - 00:32

وحید موحد

دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس

 

کلمات و الفاظ و ترکیب آنها برای تلخیص و انتقال مفاهیم و مصادیق خارجی، و آسان شدن ارتباط اجتماعی خلق می شوند. اما چنان که دکتر پرویز ناتل خانلری در مقاله ای تحت عنوان زبان و جامعه می نویسد: «هیچ لفظی خود به خود و به حسب اصواتی که در ترکیب آن به کار رفته است معنی خاصی را به ذهن شنونده نمی آورد که اگر جز این بود می بایستی که به شنیدن هر کلمه ای از زبانی بیگانه مفهوم آن را دریابیم و محتاج آموختن نباشیم. دلالت هر لفظ بر معنی معین، مبتنی بر مواضعه و قراردادی است که میان افراد یک جامعه ی هم زبان به وجود آمده است، و برای آن که غرض از این مواضعه حاصل شود باید در آن تغییر بسیار رخ ندهد وگرنه مردم آشنا با هم بیگانه خواهند شد و مقصود یکدیگر را نخواهند یافت.» با این حال گذر زمان و دست به دست شدن میان مردمان و چرخیدن بر سر زبان همگان و حوادث تاریخی و اقتضائات اجتماعی و دگرگونی های سیاسی و جهت گیری های رسانه ها و تریبون های عمومی و ... معانی آن الفاظ و عبارات را دستخوش تحول می کند؛ فهم مشترک عمومی از آنها را تغییر می دهد؛ با شنیدن و خواندن آن کلمات تصویری متفاوت با تصور گذشتگان در ذهن ها نقش می بندد و آن واژگان و اسامی حاملان معانی و مصادیق جدیدی میان مردم می شوند.

چند سالی است در ایام و مناسبت های دوماه قمری گذشته و به ویژه محرم که با نام «حسین»(ع) و کلیدواژه مهم او یعنی «امر به معروف و نهی از منکر» در آمیخته، بخش قابل توجهی از برنامه ها و سخنرانی ها، موضوعات خاصی را محور اصلی خود قرار می دهند به نحوی که در تلقی و تصور بسیاری از مردم از رسالت امام حسین و معنا و مصداق امر به معروف و نهی از منکر نیز همین مسائل و موضوعات، برجسته و غالب و تبدیل به محور اصلی شده و دیگر در مراسم های خانگی مردم عادی هم حتی تکرار می شود. در واقع هم نشینی چنین اوصافی از امر به معروف و نهی از منکر با محرم و نام حسین(ع) خود یک اینهمانی در ذهن عموم برقرار می سازد و اینگونه درک و دریافت کثیری از افراد شکل می یابد.1

اما برای درک مراد و منظور استعمال کنندگان کلمات و عبارات باید به سخنان و گفتگوهای خود آنها و در موقعیت های مختلف نظر کرد؛ به ویژه اگر آن کلمات و عبارات با اکنون ما فاصله زمانی نیز داشته باشند. حال به «امر به معروف و نهی از منکر» نیز باید از همین منظر نگریست. 

در سطوری که تاریخ ثبت نموده، و بیراه نیست اگر نقطه عطفی برای رویدادهای تاریخ ساز بعدی شمرده شود، حسین بن علی در خطابه ای یک سال پیش از مرگ معاویه در منا، نگاه خویش را چنین روایت می کند: «ای مردم! از آنچه خداوند اولیای خود را با نکوهش از عالمان دینی پند داده است، عبرت گیرید؛ آنجا که می‌فرماید: چرا خداگرایان و عالمان دینی، آنان را از گفتار گناه آلودشان باز نمی‌دارند؟ ... خداوند آنان را بدین سبب نکوهش کرده‌است که کارهای ناپسند و تباهگری ستمگرانی را که در میان ایشان بودند، می‌دیدند ولی آن ستمگران را از آنچه می‌کردند باز نمی‌داشتند، به طمع اینکه از جانب آنان به نوایی و بهره‌ای برسند و یا می‌ترسیدند که از آنان گزندی ببینند، با اینکه خداوند می‌فرماید: "از مردمان نترسید و از من بترسید." و می‌فرماید: "مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند." و خداوند بدین سبب سخن خود را با امر به معروف و نهی از منکر به عنوان فریضه‌ای از سوی خود آغاز کرده که آگاه بود چون این فریضه ادا گردد و برپاداشته شود تمام فرایض، از آسان و دشوار برپا داشته شوند، و این از آن روست که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است همراه با بازگرداندن حقوق ستمدیدگان و مخالفت با ستمگر و تقسیم [عادلانه] درآمدهای عمومی و غنائم و جمع‌آوری صدقات از جای خود و صرف آن در جای به حق خود.

پس شما ای گروه نیرومند که به علم شهرت دارید و به نیکی از شما یاد می کنند و به خیرخواهی معروف شده اید و به خاطر خدا در دل مردمان مهابتی پیدا نموده‌اید ... آیا این همه از آن رو نیست که شما به مرتبتی دست یافته‌اید که مردمان به شما امید دارند تا به برپاداشتن حق خدا قیام کنید؟ ... پس حقوق ناتوانان را تباه ساخته اید ولی به طلب آنچه حق خود می‌پندارید، برخاسته‌اید ... به چشم خود می‌بینید که پیمان‌های الهی شکسته شده ولی باکتان نیست ... پیمان‌های رسول خدا خوار و بی‌مقدار گشته است و شما اهمیت نمی‌دهید و کوران و گنگان و بیماران زمینگیر در شهرها به حال خود رها شده اند و بر آنان ترحمی نمی‌شود و شما به کاری که شایسته تان است برنمی خیزید و دیگران را نیز در این راه مددی نمی‌رسانید و با سازش و همکاری با ستمکاران خود را آسوده می‌دارید. تمام اینها از جمله چیزهایی است که خداوند شما را به آن فرمان داده یعنی نهی و بازداشتن یکدیگر از ناپسند، اما از آن غافلید.

... شما ستمگران را در جای خود نشاندید و امور خدا را به آنان واگذاشتید تا به شبهه‌ها کار کنند و به راه شهوت‌ها روند. گریز شما از مرگ و دلبستگی‌تان به زندگی دنیا که از شما جدا خواهد شد آنان را اینگونه مسلط کرد. پس ناتوانان را به چنگ آنان سپردید که یا بردگانی مقهور باشند و یا مستضعفانی ناتوان در اداره امور زندگی. در مملکت داری به میل خود هرچه می خواهند می کنند و در اقتدای به بدکرداران و گستاخی نسبت به خدای جبار، کار را به رسوایی می کشانند و پروایی ندارند. بر منبر هر شهری از شهرهای ایشان خطیبی است که هر آنچه می خواهد می گوید؛ تمام سرزمین‌ها بی‌دفاع زیر پای ایشان است و دستشان در آن گشاده. مردم برده‌وار در اختیار آنانند و دست ستمی که بر سرشان می‌کوبد را نمی توانند از خود برانند. گروهی اند خودکامه و ستیزه‌جو که بر ناتوانان سلطه گر و تندخویند، و اطاعت شوندگانی اند که آغازگر و بازگرداننده را نمی‌شناسند.

شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که سرزمین در تصرف ستمگری فریبکار و مالیات گیری ستمکار و حاکمی نابکار است که بر مؤمنان رحم نیارد و جبّارانه حکم راند.»2 

نقل شده که حسین(ع) در بدو ورود به کربلا نیز چنین گفت: «همانا دنیا دگرگون گردیده، ناپسند آن آشکار شده و پسندیده اش پشت کرده است ... آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی گردد؟!

در چنین شرایطی شایسته است که مؤمن مشتاق دیدار پروردگار باشد؛ همانا من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز رنج و سختی نمی بینم.» 

نهایتا حسین(ع) که به دعوت کوفیان و اعلام پشتیبانی شان به سوی آنان رهسپار شده بود، آنگاه که ایشان را علیه خود دید به آنان چنین خطاب کرد: «ای مردم اینک که آمدنم را نمی خواهید بگذارید به جای دیگر پناه گیرم» و در واکنش به تقاضای پذیرفتن بیعت با یزید بن معاویه نیز افزود: «به خدا سوگند نه دست ذلت در دست آنان می گذارم و نه مانند بردگان از آنان می گریزم»3 

اگر این مجموعه کلمات، عصاره ای از نگرش و مهمترین موضع گیری های حسین بن علی باشد که منجر به وقایع محرم و برپایی مناسبت های آن گشته، باید اذعان کرد که آنچه تاریخ از حسین(ع) و حسین(ع) از امر به معروف و نهی از منکر روایت می کند بی تردید بر گرد محوری دیگر می گردد؛ محوری که با آنچه امروز در اذهان عموم از «امر به معروف و نهی از منکر» تداعی می شود به کل غریب و بیگانه است. 

به گزارش تاریخ، آن فراز مشهور عاشورا و چه بسا آخرین «امر به معروف و نهی از منکر به روایت حسین بن علی» نیز، درست در میانه نبرد و از قضا خطاب به حمله کنندگان به زنان بی دفاع بیان شده است: «اِن لم يكن لکم دين و كنتم لا تخافون یوم المعاد فكونوا في امر دنياكم احراراً ذوی احساب؛ اگر دین ندارید و از روز جزا نمی هراسید پس در کار دنیای خویش آزاده و بزرگ منش باشید»4...

------------------

پی نوشت:

1. از جمله در ماه های گذشته همین امسال نیز «امر به معروف و نهی از منکر» بعضاً با چنین تعاریف و مصادیقی در لابه لای برخی اخبار مخابره شد: «دبيركل ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر با ارسال نامه اي به آقاي دكترقاليباف شهردار تهران از اقدام اين سازمان در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب تقدير كرد» 15/5/93؛ «تقدير از بانوان محجبه در همايش مردمي امر به معروف و نهي از منكر» 10/8/93؛ «رئیس ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر مرکز استان بوشهر: امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی همان نظارت مردم بر مردم است...» 11/8/93 (که این تعریف حتی طبق قانون اساسی نیز کاملاً ناقص است)؛ «دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کردستان: همایش حجاب و عفاف در شهرستان مریوان برگزار شد» 20/9/93 و...

2. در این باب و در بیان ریشه های این خطبه، دکتر فیرحی در سخنرانی هایی به مناسبت ایام محرم امسال، وضعیت آن برهه را اینگونه تشریح کرد: «فیرحی با تأکید بر این نکته که تحولات سیاسی در دوران معاویه نظارت شهروندان بر دولت را به تدریج از جامعه پاک کرد، گفت: در این دوره بود که امر به معروف و نهی از منکر را به چیزهای جزئی تقلیل دادند، مثل اینکه فلانی نماز می‌خواند یا نه، یا اینکه یک قرص نان را گران می‌فروشد یا ارزان. ضمن اینکه در این دوره نهادی به نام «حسبه» تأسیس شد که از طریق آن دولت مسئول امر به معروف و نهی از منکر به شهروندان شد. در نتیجه دولتی که باید شهروندانش بر او نظارت کنند، به نظارت بر شهروندان پرداخت و خود بی ناظر ماند.» «در سال 60 هجری امام حسین(ع) خطبه‌ای را در مکه و در ایام حج خواندند که تمام آن به نقل از حضرت علی(ع) بود. در این خطبه نظارت شهروندان بر مسئولان به عنوان یک امر واجب و روی زمین ماندن آن مد نظر قرار گرفت.» (سایت جماران، و خبرگزاری های ایسنا و فارس)

3. منبع سخنان؛ کتاب حسین بن علی(ع) از مدینه تا کربلا، صفحات 155، 187 و 302 است به نقل از کتابچه نهضت عاشورا در سایت آیات:

http://ayat.ir/?p=597

4. تاریخ طبری، ج 7، ص 3058، نشر اساطیر، چاپ هشتم، تهران، 1390

 

برچسب ها:
امام حسین

نظرات کاربران
مجید بيش از 6 سال قبل گفت:
با تشکر از جناب موحد. مهمترین چیزی که در بیان سخنان افراد و چه برسد به بزرگان باید مد نظر قرار بگیرد این است که هر سخن کجا و در چه شرایطی و در پاسخ به چه کنشی بوده است. در غیر اینصورت راه برای تفسیر به رای و سوء استفاده از سخنان فراهم شده و حتی ممکن است خدای ناکرده منجر به باز خورد منفی از سوی جامعه و تخریب تدریجی از بزرگوار گردد.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین