سایت هامون
    بنا
    دشتستان نیوز
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 05 شهريور 1396 - 11:45
خاطرات شادروان عبدالرسول جمالی تنگستانی، مطلع محلی و روزنامه نگار بوشهری

من عبدالرسول جمالی تنگستانی متولد 1310 خورشیدی و بازنشسته شهرداری بندر بوشهر در سال 1358 هستم. اینجانب در سال 1323 و در دوران شهرداری مرحوم آقای حسین شبانکاره وارد شهرداری شدم و در بخش تنظیف شهری مشغول به کار گردیدم. با این حال بواسطه برادر بزرگترم مرحوم ابراهیم جمالی که پیش از من وارد شهرداری شده بود با فعالیت های شهرداری بوشهر ...

 

مصاحبه و تنظیم: محمدعلی بختیاری 

به نام خدا. من عبدالرسول جمالی تنگستانی متولد 1310 خورشیدی و بازنشسته شهرداری بندر بوشهر در سال 1358 هستم. اینجانب در سال 1323 و در دوران شهرداری مرحوم آقای حسین شبانکاره وارد شهرداری شدم و در بخش تنظیف شهری مشغول به کار گردیدم. با این حال بواسطه برادر بزرگترم مرحوم ابراهیم جمالی که پیش از من وارد شهرداری شده بود با فعالیت های شهرداری بوشهر آشنا بودم.

بنای «باغ ملی» در بوشهر

یکی از کارهایی که در زمان کودکی بنده انجام گرفت، بنای «باغ ملی» بوشهر در سال 1316 بود. در پی دستور رضاشاه برای ایجاد فضای سبز و باغ همگانی در بندر بوشهر فرماندار وقت بوشهر که فرزانه نام داشت و با همراهی معاونش به نام عمو کریم نواب که مسئول شهرداری بوشهر نیز محسوب می شد در سال یاد شده قبرستان قدیمی شهر را که در محوطه ای از پشت مسجد فیل تا نبش گذرگاه ضلع شمالی دبیرستان سعادت و از جانب مغرب تا جایگاه فعلی گرمابه شهرداری و از شمال تا حدود آب انبار قوام گسترده بود، صاف کردند و در مهرماه 1316 با برگزاری مراسم جشن مهرگان کل این محوطه را درختکاری نمودند و در آن سکوها و نشیمنگاه هایی جهت نشستن مردم ایجاد کردند. نام این پارک «باغ ملی» نهاده شد. این پارک تا سال ها تفرجگاه مردم بوشهر بود. مردم برای استراحت و نشستن با خانواده و غذا و کباب ساختن به این باغ می آمدند. بیمارستان و بناهای پیرامون آن درون باغ ملی ساخته شد و اکنون فضای سبز بیمارستان فاطمه زهرا و پارک خلیج فارس باقیمانده باغ ملی مذکور است.

در سال ۱۳۱۸ نیز باشگاه شهرداری توسط مرحوم کربلایی علی فرزند حاج رجب (رجبی) در جایگاه فعلی باغ پرندگان و محوطه روبروی آن در پارک خلیج به شکل کشتی ساخته شد. در زمانی که باغ ملی ساخته شد در مغرب قبرستان قدیمی بوشهر، قبرستان قدیمی یهودیان بوشهر قرار داشت.

نهضت جنوب در بوشهر

در سال ۱۳۲۵ در بوشهر نهضت جنوب اتفاق افتاد. در ساعت هشت صبح روز بیست و پنجم شهریور ماه، خوانین دشتی و تنگستان و حیات داوودی با چندین کامیون از تفنگچی های تحت امر خود وارد بوشهر شدند. پیش از این گردان بوشهر که دارای 200 نفر سرباز ارتشی بود از بهمنی به هنگ ژاندرمری -که در آن زمان در محدوده ضلع شمالی استانداری فعلی واقع شده بود منتقل شده بودند. تفنگچی ها این هنگ را محاصره کردند و درگیری ها آغاز شد. به مدت ده روز و ده شب صدای شلیک گلوله در فضای بوشهر طنین انداز بود. سیم های برق پاره پاره شد. درختان سوراخ سوراخ شدند. تفنگچی ها آب را بر روی سربازان محاصره شده در هنگ قطع کردند. سربازان از نظر آب در مضیقه افتادند. آنها حتی برای رسیدن به آب، چاه کندند ولی بدلیل سنگی و سخت بودن زمین، موفق به اتمام آن و رسیدن به آب نشدند. امام جمعه وقت بوشهر سید هاشم عدنانی بود. او خواست که بخاطر آب وساطت کند چرا که سربازان مشرف به مرگ بودند اما تفنگچی ها اجازه نزدیک شدن به امام جمعه را ندادند و تهدید کردند که اگر نزدیک تر بیاید شلیک می کنند.

پیرزنی از اهالی هلالی که فرزندش در میان سربازان بود مشکی به دوش گرفت و وارد خیابان شد که به طرف پادگان ببرد. تفنگچیان با گلوله او را کشتند. مردم شهر بی نهایت در اضطراب بودند و نمی دانستند که این «نهضت» برای چیست. در شب دهم که عرصه بر سربازان و فرمانده کل آنها سرگرد آراسته تنگ شده بود، آنها با بیرون آمدن از هنگ به طرف عمارت (دکتر) ایزی که مقر تنگستانی ها بود حمله کردند. این عمارت متعلق به انگلیسی ها بود و در شرق خیابان سنگی و نزدیک به فلکه امام فعلی قرار داشت. درب عمارت ایزی آتش گرفت. چندین نفر از جمله استواری به نام حاج علی و سرباز جوانی به نام فولادی و همچنین سه نفر از تفنگچی ها کشته شدند. سربازان و ژاندارم ها فرار کردند. تفنگچی ها فرصت را غنیمت شمرده و مقر ژاندارمری و سلاح های موجود در آن را غارت کردند. سرگرد آراسته به ناچار تسلیم شد. هواپیمایی نیز متعلق به ارتش ایران وارد آسمان بوشهر گردید و چند نقطه از سنگی از جمله در عمارت دشتی (واقع در غرب استانداری فعلی) را بمباران کرد. برخی از این بمب ها منفجر نشد. در عمارت زیتون (واقع در جنوب غربی میدان فعلی امام که متعلق به ژاپنی ها بود) یکی از این بمب ها منفجر شد و گاوی را از بین برد. عمارت ایزی در مسیر سابق بوشهر -بهمنی که ابتدای آن منطبق با خیابان فعلی بیسیم است. این عمارت تقریبا در جایگاه کنونی اداره کار قرار داشت. عمارت زیتون متعلق به کنسولگری ژاپن بود و بخاطر تعداد زیادی درخت زیتون که در آن بود به عمارت زیتون مشهور شده بود. این عمارت در جنوب غربی فلکه فعلی امام واقع شده بود و ضلع غربی آن به حدود کوچه فعلی حاج نجف می رسید. بعد از جنگ جهانی دوم ژاپنی ها این ساختمان را ترک کردند و مدتی بعد سند شش دانگ آن را برای «عبدالله عرب» که باغبان و نگهبان ساختمان بود فرستادند.

شهربانی هم توسط غلامحسین پسر رئیسعلی مرادی، والی اهرم، خلع سلاح شد. تنگسیرها گمرک و آنچه کالا در آن بود را غارت کردند. علاوه بر آن تمام تفنگ های قدیمی و جدید شهربانی هم از انبار درآوردند و مانند هیزم طناب پیچ کردند و بردند.

بمب منفجر نشده در عمارت ایزی

صبح فردای آن روز ما برای برداشتن اجساد کشتگان به محل رفتیم ولی تا آن زمان طرفین درگیر پیکر کشتگان خود را برده بودند و جسدی نبود ولی یک بمب منفجر نشده در عمارت ایزی پیدا کردیم. این ساختمان که به «کلوپ» نیز معروف بود پیش از آن جایگاه دکتر ایزی، پزشک کنسولگری انگلستان بود. به همین خاطر به عمارت ایزی شهرت داشت. این بمب، کوچک و دوکی شکل بود و مانند یک ماهی هامور به نظر می رسید. ما بدون اینکه متوجه خطر باشیم یا کسی باشد که ما را راهنمایی کند کنار بمب ایستاده بودیم. سرانجام به ذهنمان رسید که آن را در چاه بیندازیم. من پیشقدم  شدم بمب را بغل کردم - حدود 15 تا 16 کیلو وزن داشت -و آوردم در چاه عمارت، که چاه بلندی بود، انداختم و خودم فرار کردم ولی بمب منفجر نشد. صاحب گاو هم آمد و گاو تکه تکه شده خود را دفن کرد. بعد از ده روز ارتش وارد بوشهر شد و تنگستانی ها از بوشهر خارج شدند و اوضاع به حالت عادی برگشت.

شکایت رفتگرهای شهرداری در زمان نهضت

با شروع نهضت، شهردار وقت بوشهر که مرحوم سید حسین شبانکاره بود از بوشهر خارج شد و به تهران رفت. خانواده اش در بوشهر بودند و من شب ها می رفتم خانه اش و برای خاطرجمعی فرزندانش نگهبانی می دادم. بعد از آن تاریخ سید رسول ریشهری شهردار شد. در همان زمان نهضت که رئیس غلامحسین بنه گزی رئیس شهربانی بود و آقای فتح الله خان حیات داوودی فرماندار، تعدادی از رفتگرهای شهرداری آمدند پیش رئیس غلامحسین بنه گزی و شکایت کردند که چهار ماه حقوق گیرشان نیامده است. من آنجا بودم. رئیس غلامحسین بنه گزی با تلفن هندلی (که آن زمان وجود داشت) زنگ زد که به فرماندار بگوید تا حقوق کارگران شهرداری پرداخت شود. در آن ایام تمام ادارات بندر بوشهر به جز تلگرافخانه تعطیل بود. تلگرافخانه هم تحت کنترل تفنگچی ها بود. به هر حال زنگ زد ولی با اینکه تلفن وصل بود کسی جواب نداد. رئیس غلامحسین مرتب «فوت» می کرد که صدا برود ولی فایده ای نداشت که یکمرتبه اوقاتش تلخ شد... بعد دستور داد بدون مجوز یا سندی رفتند از بانک، پول آوردند و بین رفتگران شهرداری که آن وقت هفتاد نفر بودند تقسیم کردند و تمام حقوق عقب افتاده آنها پرداخت شد. البته باقی پول هم به بانک پس فرستادند و از این لحاظ خیانتی صورت نگرفت. در زمان نهضت، شهرداری تنها یک ماشین داشت که آنهم در اختیار تنگستانی ها بود. یک بنز مشکی که زباله حمل می کرد، ریگ و ماسه می آورد و سایر کارهایی که شهرداری لازم داشت هم با همین ماشین انجام می گرفت. لازم است بگویم آن زمان زباله ها را به دریا می ریختند. در آن زمان هر رفتگر می دانست که از کدام خانه تا کدام خانه را باید بروبد. برنامه نوشته شده در جیبشان بود و هر محله هم یک سرکارگر داشت. این سرکارگرها حکم شهردار محل را داشتند و اگر کسی آب توی کوچه می ریخت یا کار نادرست دیگری می کرد، آنها گزارش می دادند و گزارش آنها هم فورا به شعبه داوری فرستاده می شد و اگر واقعا خلافی صورت گرفته بود فورا مأمور می رفت و مانع از آن عمل می شد و از این نظر کارها بسیار منظم بود. تغییر منبع آب شهر بوشهر

در زمان سید حسین شبانکاره کار بسیار بزرگی انجام گرفت و آن تغییر منبع آب شهر بوشهر بود. از زمان های دور تا اول دهه بیست، مردم بوشهر برای آب مصرفی خود به آب انبارهای شخصی و چاه ها و همچنین آب انبار قوام وابسته بودند که اصلا بهداشتی نبود. در زمان شهرداری سید حسین شبانکاره که فردی تحصیلکرده انگلستان و از خانواده خوانین شبانکاره و فردی بسیار با دیسیپلین و مبرزی بود، تصمیم گرفته شد که برای بوشهر از خارج شهر آبرسانی شود. به همین خاطر به دستور شهردار تعداد 13 حلقه چاه در روستای عالی چنگی حفر گردید و توسط معمار شهرداری که فردی بود به نام «استاد حسین مهندس» (ساکن محله کوتی). با لوله سفالی از عالی چنگی تا پاسگاه برج مقام لوله کشی کردند. منبع بسیار بزرگی نیز در بالای تپه اندربندر بنیاد نهادند که صدها متر مکعب آب گنجایش داشت و چندین برابر آب انبار قوام بود و در برج مقام هم یک تلمبه دیزلی (ساخت چکسلواکی) کار گذاشتند که از همانجا از چاه های عالی چنگی آب می کشید و به این منبع می ریخت. از منبع آب اندربندر هم تا شهر و تا نزدیکی محل فعلی پمپ بنزین شهر (روبروی هلال احمر) با لوله سفالی، لوله کشی کردند و در این محل هشت شیرآب در دو ردیف چهارتایی پشت به هم برای استفاده عموم نصب کردند. و از آنجا که منبع اندربندر در جای مرتفعی ساخته شده بود و برای رساندن آب از آنجا تا بوشهر نیاز به پمپ نبود. چاه های عالی چنگی چندان بلند نبود (حدود 4 تا 5 متر) و بخاطر بافت ماسه ای زمین همیشه آب داشت. لوله های سفالی هم در اطراف عالی چنگی ساختند. آجرپزهای آنجا توانستند این لوله ها را هم بسازند. این لوله ها به هم پیچ نمی شد و بوسیله سیمان سیاه و نوار قیری آنها را به هم وصل می کردند. این آبرسانی افتتاح شد و برای استفاده از آن بلیط درست کردند و من از سال 1324 مسئول فروش آب بودم. این آب تا سال های  29 و 30 جوابگوی شهر بوشهر بود. البته گاهی بخاطر رشد چمن اطراف لوله و نفوذ آن به داخل لوله آبرسانی دچار مشکل می شد و می بایست لوله های سفالی که توسط چمن و علف های هرز سوراخ و خورده شده بودند و درون لوله رشد کرده بودند تعویض شوند. مثلا یکبار به مدت یک هفته آب بوشهر به همین خاطر قطع شد که در این مدت مردم مجددا از آب انبارها استفاده می کردند. این مرمت ها نیز توسط استاد حسین مهندس انجام می گرفت. از دیگر فعالیت های مرحوم شبانکاره این بود که به وضعیت بازار رسیدگی می کرد، به نظافت شهر و بازار بسیار اهمیت می داد. با اینکه سد معبر چندان مطرح نبود ولی این شهردار به این مسأله توجه داشت. به رفتگرها به خوبی می رسید. آنها جیره شیر داشتند و در زمانی که اداره قوانین کار وجود نداشت او به کارگران تنظیف شهر (رفتگران) عینک و چکمه و لباس مخصوص می داد. پس از وی سید رسول ریشهری شهردار شد... (ادامه دارد)  

 

برچسب ها:
بوشهر

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین