طراحی سایت
تاريخ انتشار: 17 ارديبهشت 1400 - 12:56

عالی بازدار: پس از پایان تحصیل در دانشسرای تربیت معلم شیراز اعلام کردند که می‌توانید تا قبل از خدمت سربازی به عنوان معلم پیمانی معرفی شوید. با ابلاغ اداره کل آموزش و پرورش استان به اتفاق دوستان و همکاران عازم بندر دیلم شدیم. از ساعت ۷ صبح با اتوبوس آبادان حرکت کردیم راه بسیار ناهموار بود. حدود ۶ ساعت در...

مدرسه تنها پناهگاه امن دختران

عالی بازدار: پس از پایان تحصیل در دانشسرای تربیت معلم شیراز اعلام کردند که می‌توانید تا قبل از خدمت سربازی به عنوان معلم پیمانی معرفی شوید. با ابلاغ اداره کل آموزش و پرورش استان به اتفاق دوستان و همکاران عازم بندر دیلم شدیم. از ساعت ۷ صبح با اتوبوس آبادان حرکت کردیم راه بسیار ناهموار بود. حدود ۶ ساعت در راه بودیم تا در تقاطع بهبهان به دیلم رسیدیم و پیاده شدیم. بi اتفاق آقایان احمد شریف آرا،  ماشالله محمدپور، سید محمد علی موسوی، نصرالله زنگی، زین‌الدین عاشوری، صادق رقیب زاده از بوشهر عازم بندر دیلم شدیم. اواخر بهمن ۵۷ خود را به آموزش و پرورش دیلم معرفی کردم. محل خدمتم را برای دو مدرسه راهنمایی هدایت و دبیرستان جدیدالتاسیس تعیین کردند. مدیر مدرسه راهنمایی هدایت، آقای حیدر شفیعی و مدیر دبیرستان مرحوم عبدالوهاب عباسیان بودند. مدرسه جدید التاسیس شامل دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی در یک فضای آموزشی بود. البته کلاس ها مختلط نبودند.  تا آن زمان  مرزبندی ها و رعایت پوشش ظاهری دانش‌آموزان دختر چندان اهمیت نداشت اما هیچ اتفاقی نیز مشاهده نکردیم. زنان و دختران دیلم در آن ایام به ندرت در فضای شهر حضور داشتند و مدرسه تنها پناهگاه امنی بود که مردم فرزندان دخترشان را به آن می سپردند. این که چه درسی را تدریس کنم و چه کلاسی، در آن شرایط حائز اهمیت نبود باید با تمام قوا و توان و همت جمعی مشکلات آغاز سال تحصیلی مدارس در ۲۲  بهمن ۵۷ را پشت سر می گذاشتیم. به یاد ندارم که روز اول وارد کدام  کلاس شدم. اما از روز قبل از آن دائم در ذهن خود رفتار و آداب معاشرت معلمانم و نحوه تدریس شان از دوره ابتدایی تا پایان متوسطه مرور می کردم. الگوهای ارزشمندی بودند که افتخار شاگردی آنان را در طول سالیان دانش آموزی داشتم.  

دانش‌آموزان هم تحت تاثیر  رویدادهای انقلاب ۵۷ به مدرسه می‌آمدند در ابتدای ورود به دفتر دبیرستان آقای غلامرضا کپتان که  در دبیرستان پهلوی بوشهر معلم ما بودند را دیدم خود را معرفی کردم. اولین ساعتی که وارد کلاس شدم باید با دانش آموزان ارتباط برقرار می کردم. آن چه را که در تئوری ها آموخته بودم به کار نمی آمد. فهمیدم که همه چیز را در کتاب‌ها نمی‌توان یافت به عنوان یک معلم در آغاز راه متوجه شدم که باید در همه عرصه‌های اجتماعی، هویت معلمی خود را حفظ کنم. مسئولیت زیادی را در خود احساس می‌کردم. این گونه روز اول تدریس را سپری کردم. سایر دوستانی که در آن زمان در مدارس دیلم خدمت می کردند را می توان از آقایان مهدی زاهدی پور، ابراهیم شفیعی، سید علی فاطمی،  ناصر مظفری، سید محمد مهدوی، مرتضی خدایاری، دریا پیما، شهید ستارپناهی، مهرداد گله گیریان  از بندر دیلم   و محمد علی شادمان از بوشهر، غلامحسین عالی نژاد از  دلوار، حیدر احمدی از  سعدآباد،  شهید خسرو دروازه بان از بوشهر، آقای جمی فرزند آیت الله جمی از آبادان را می توان نام برد.

برچسب ها:
معلم

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین