طراحی سایت
تاريخ انتشار: 01 مرداد 1402 - 13:40

 جميل رزمي: گاهي وقت ها لازم است که آدم براي دل خودش دست به قلم شود و امروز اين فرصت براي من فراهم شد تا خودم را به ميهماني تاريخ ورزش شهرعمارت ها، بوشهر دعوت کنم. مدتي است که کتابي نخوانده ام به همين دليل در دنياي مجازي به  دنبال مطلب قابلي براي خواندن مي گشتم که خيلي اتفاقي چشمم به مطلبي درکانال «دلنوشته هاي يک ورزشي نويس افتاد» موضوع خيلي برايم جالب و قابل اعتنا آمد وآن را بهانه اي کردم براي آن چه که به دنبالش ميگشتم...

روياي امپراطوري فوتبال بوشهر

نسیم جنوب - جميل رزمي

گاهي وقت ها لازم است که آدم براي دل خودش دست به قلم شود و امروز اين فرصت براي من فراهم شد تا خودم را به ميهماني تاريخ ورزش شهرعمارت ها، بوشهر دعوت کنم. مدتي است که کتابي نخوانده ام به همين دليل در دنياي مجازي به  دنبال مطلب قابلي براي خواندن مي گشتم که خيلي اتفاقي چشمم به مطلبي درکانال «دلنوشته هاي يک ورزشي نويس افتاد» موضوع خيلي برايم جالب و قابل اعتنا آمد وآن را بهانه اي کردم براي آن چه که به دنبالش ميگشتم.

حسين وردياني فوتباليست سرشناس و پيشکسوت فوتبال بوشهر که زماني هم سکاندار اول ورزش استان بود در مقالهاي که شايد آن را ازسر هشدار به تماميت فوتبال بوشهر نوشته است اين متن  را با اين عبارت قوي شروع کرده است «آقايان محض رضاي خدا سهام باشگاه ايران جوان را واگذار نمائيد». اين عبارت آن قدر براي من به عنوان هوادار فوتبال شهرم دلچسب و تکان دهنده بود که بي اختيار لب به تحسينش گشودم. وردياني در اين سطور آينده باشگاه محبوب و مردمي ايرانجوان را به واگذاري سهام ، املاک و داراييها توسط سهامداران به اداره ورزش وجوانان ميداند. او که عمر و جواني خود را در راه اعتلاي فوتبال بوشهر سپري کرده است با اين تيتر نويد يک حرکت رو به جلو را داده است و من حرف ايشان را به مثابه سندي درخشان و قابل اعتناء در محاکم عقلانيت دانستم و از آن به عنوان بخشي ازيک پازل و معامله بزرگ که سرآغاز يک جنبش فکري تاثير گذار در روند فوتبال بوشهر خواهد شد، ياد کردم که به نوعي مي تواند باعث تحولي بزرگ در فوتبال اين شهر گردد، دانستم.

اما با همه احترامي که براي ايشان و بزرگان فوتبال شهرم قائل هستم، براي من اين سوال پيش آمد که بسيار خوب، حال که سهام باشگاه  و دارائيهاي آن را واگذار کرديد، بايد ببينيم که پس از واگذاري سهام باشگاه چه برنامه اي در پيشرو داريد و قرار است که چه اتفاق خوبي براي اين باشگاه ريشه دار ومردمي بيفتد؟ اين سوال پهناي ذهن مرا به خود ميگيرد که هضم آن براي من کمي دشوار است و من بايد پاسخي در خور براي آن بيابم. براي اين کار به سراغ آدمهايي ميروم از جنس فوتبال، کساني که ميتوانند سره را از ناسره تشخيص دهند و در اين راه مراکمک کنند. پس از جستجوي فراوان به سراغ نادراقدام رفتم، او از ستارگان بيچون و چراي دهه چهل و پنجاه باشگاه ايرانجوان است. با او قرار يک گفتگو را ميگذارم.

از آقاي اقدام ميخواهم تا نظر خودش را در اين خصوص بيان کند. وي اظهار داشت: «من اين متن را خواندهام و پاسخي در اين مورد دادهام. البته اين موضوع برميگردد به سالها قبل که علت آن هم شيوه اداره کردن باشگاه ايرانجوان بوده است و من خودم اين درخواست را پيشنهاد کردهام. ماجرا از اين قرار بود که من در يکي از جلسات باشگاه اين پيشنهاد را مطرح کردم که داراييها و اموال باشگاه را برآورد اوليه کنيم و پس از طي مراحل حقوقي و قانوني و تعيين ارزش هر سهم آن را به صورت سهام به هواداران و پيشکسوتان واگذارگردد، در صورتي که اين مهم صورت ميگرفت مبالغ هنگفتي به حساب باشگاه سرازير ميشد. البته درخواست من از مجاري حقوقي و قانوني پيگيري نشد. در ادامه با تشکيل جلسه و يا جلساتي در غياب من، سهام باشگاه را فقط به تعداد محدودي از پيشکسوتان باشگاه واگذار کردند که من از قبول هرگونه سهم پيشنهادي خودداري کردم. ضمنا با تحقيقاتي که به عمل آوردهام متوجه شدهام که باشگاه ايرانجوان بر اساس اساسنامه جديد خود  در حال حاضر به صورت هيئت موسسان اداره ميشود  و آنها بر اساس شرح وظايف خود به اداره باشگاه ميپردازند، در واقع موسسان امانتدار باشگاه هستند و لذا پيشنهاد واگذاري باشگاه ايرانجوان به اداره ورزش و جوانان و يا هر سازمان و موسسهاي ديگر محلي از اعراب ندارد. اگرچه درحال حاضر هرگونه اسپانسر حقيقي يا حقوقي حاضر به همکاري با اداره باشگاه شود، طي شرايطي که مورد پذيرش هر دو طرف باشد مسلما هيئت موسسان ميتواند جهت برون رفت از مشکلات مالي از اين موضوع استقبال کند. لازم به ذکر است که باشگاه ايرانجوان داراي املاک بينظيري درکنار استاديوم شهيد بهشتي است که داراي موقعيت ممتازي است و در صورت سرمايهگذاري در همين املاک ميتوان بخش بزرگي از مشکلات باشگاه را مرتفع نمايد».

از نادر اقدام خداحافظي ميکنم و در مسير بازگشت به خانه ذهنم همچنان درگير اين موضوع است. به کنار دريا ميروم تاکمي آرام بگيرم، ماشينم را درکنار تل عاشقون پارک ميکنم، نگاهي به دريا مياندازم، از صداي برخورد امواج ناآرام و فرياد خيال انگيز تماشاچيان حاضر در استاديوم  سنفوني مردان مرد را در سکوت وهم ناک غروب جمعه مي شنوم. لختي با خود ميانديشم و بياد گذشتههاي باشکوه فوتبال شهرم، چشمهايم را بر هم مينهم و خود را به  نسيم خاطرهانگيز امپراطوري فوتبال بوشهر درگذشتههاي نه چندان دور ميسپارم و با چشم دل نگاهي بر نقشي که  فوتبال اين قطعه از خاک خوب خدا بر فوتبال ايران انداخته،  مياندازم و ميبينم که بزرگان فوتبال بوشهر چه ردپايي از خود برجاي گذاشتهاند.

آنها با آن سبک از بازي زيباي خود تماشاگران را در سرما وگرما به استاديوم پير شهرمان ميکشاندند و خاطرههاي شيريني را براي مردم  رقم ميزدند و امروز ما بايد به دنبال احياي همان امپراطوري قدرتمندمان باشيم. بنابراين نخست بايد آن رويا را در دل و جان مردم کاشت وآن را چون دانهاي آبياري کرد تا بزرگ و تناور گردد و آن را به عنوان خواست مردم، مطالبه و ترويج دهيم.

براي اين کار بايد نگاهي به جهان اطرفمان بيندازيم و از آنها الگوبرداري کنيم.

درکشور انگلستان شهرهاي کوچکي را سراغ داريم که پس از صد و اندي سال به ليگ برتر و سطح اول فوتبال انگلستان راه پيداکردهاند و سعي ميکنندکه دستاوردهاي خود را حفظ کنند و هنگامي که خوب و بادقت به عوامل  موفقيت آن باشگاه دسته دومي و حتي دسته سومي مينگريم ميبينيم تمام مردم آن شهر يک روح شدهاند براي هويت بخشي به شهرشان، آوردن تيمهاي درجه اول فوتبال ليگ جزيره امثال منچستر، ليورپول، آرسنال به استاديوم کوچک شهرشان براي مردم آن شهر بيشتر شبيه يک خواب شيرين و رويا بود، اما در سايه تدبير، تلاش جمعي و برنامه ريزي اين مهم محقق شد و جالب آن که در آن روزي که تيم شهرشان مسابقه دارد استاديوم کوچک شهر مملو از جمعيت ميشود. زن و مرد، پيرو جوان همه و همه  لباس يکدست ميپوشند و با شال گردنهاي منقش به آرم باشگاه به استاديوم ميروند و سرود مخصوص باشگاهشان را مي خوانند. درآن روز شهر درکانون توجه همگان قرار ميگيرد، آمدن هواداران ساير تيمها به آن شهر باعث رونق صنعت گردشگري همان شهرکوچک ميشود، کشورهاي کوچک و درجه دو آسيا مانند ويتنام وتايلند را نيز به خوبي شاهد هستيم که آنها چگونه از فرصت پيش آمده توسط «اي اف سي» و «فيفا» و با رعايت شاخصهاي مورد نظر آنها تحت حمايت  قرار گرفته اند و روز به روز بر روند پيشرفتشان در عرصه فوتبال آسيا افزوده شده است.

بنابراين براي داشتن يک فوتبال حرفهاي بايد بازيگران خوب و با تفکرات خوب حرفهاي داشته باشيم، هم حرفهاي فکرکنيم و هم حرفهاي عمل کنيم و اما چيزي که شهرمان بدان نياز دارد هويت بخشي است که فوتبال ميتواند در راه رسيدن به آن کمک شايان توجهاي به آن بنمايد. با اين اوصاف که گفته شد بايد بدانيم که فوتبال اين شهر بايد گام  اول را محکم و بلند بردارد.

من فکر ميکنم ميبايست نقشه راه را با استفاده از الگوي باشگاههاي بزرگ جهان و به صورت بنيادين ترسيم کرد از جمله بخشهايي که خيلي قوي بايد به آن ورود کرد بحث اسپانسر و راههاي جذب آنها براي حضور قدرتمند باشگاههاي شهرمان ميباشد بطوري که بايد اقدامي عاجل براي جذب اسپانسرها شودکه الحمدالله از اين دست حاميان را ميتوان به راحتي در جغرافياي زرخيز نفت و گاز بوشهر يافت. منتهي بايد هوشيار باشيم که پاي دلالها به اين ماجراي پاک کشيده نشود. ما نيازمند افرادي با شخصيت قوي و دستپاک براي ايجاد پل ارتباطي با اين اسپانسرها هستيم که به برکت خاک زرخيز اين استان به درآمدهاي هنگفت و سرشاري رسيدهاند.

همچنين در اين مسير بايد از اهرمهاي قانوني که خوشبختانه به نفع ورزش استان هم وجود دارد به خوبي استفاده شود. ما نبايد در جستجوي اسپانسرهاي موقت و زود گذر باشيم وآگاه باشيم که فوتبال شهرمان هرگز در مسير توسعه و پيشرفت استانمان گدايي نخواهد کرد، بلکه اين حق قانوني مردم اين دياراست.

نکتهاي که خيلي عاقلانه بايد به آن نگاه کنيم اين است که در حال حاضر شيوه تيم داري ما بينهايت ضعيف است بنابراين بهتر است که قيد هزينه کردن و داشتن تيم در رده  بزرگسالان را بزنيم و به جد روي فوتبال پايه سرمايه گذاري کنيم و فرمول جديدي را بر پايه فوتبال محلات بنا کنيم و فوتبال محلات را به عنوان يک رکن بپذيريم و آن را تقويت کنيم و آنگاه خواهيم ديد که چه استعدادهاي نابي چون سرو سر بر اوج خواهند کشيد. اگربه تاريخ فوتبال بوشهر نگاهي از سرشوق بيندازيد متوجه خواهيد شد که رکن ديگر فوتبال بوشهر مسابقات آموزشگاهي بوده است و باز هم بايد اعتراف کنم که وجود يک دربي درخشان ميان دوتيم بزرگ شاهين و ايرانجوان که از حساسيت بالايي نيز برخودار ميباشد و به نوعي يک «ال کلاسيکو» محسوب ميشود ابزاري هستند که ميتوانند باعث شود تا فوتبال شهرمان ساليان سال در رده قدرتهاي بزرگ فوتبال ايران قرار بگيرد و بازيکنان ارزشمندي را به عرصه فوتبال ملي معرفي کند.

فوتبال بوشهر يکي از قديميترين دربيهاي کشور را در دل خود نهفته دارد وجود اين دربي بزرگ ميتواند باعث تلاش هر چه بيشتر فوتباليستهاي جوان و نخبه  براي بهتر ديده شدن است. شوربختانه هر دو باشگاه شاهين و ايران جوان فاقد اين درک والا از تاثير دربي در شکوفايي، رشد و بالندگي فوتبال شهرمان هستند، چيزي که ميتواند شادابي  و طراوت را براي مردم فوتبالدوست به ارمغان بياورد. انجام بازيهاي بزرگ ميان دو تيم پرطرفدار ميتواند کمک زيادي به حضور جوانان و نوجوانان در محيطهاي سالم ورزشي و پرهيز از بزهکاري و هنجارشکني آنان کند که اين خود سبب تخليه هيجانات و سلامت رواني آنها ميشود.

ديگر اين که اين دربي متعلق به شهر بوشهر نخواهد بود. شاهين و ايرانجوان قلب تپنده  فوتبال در سراسر استان خواهند بود و پسران سرزمين آفتاب سايه به سايه مهدي طارمي؛ شاهزاده سرزمين پارس بادبانهاي افتخار را برافراشته خواهند کرد.

جان کلام آنکه بايد بدانيم  براي کارهاي بزرگ نياز به مردان بزرگ و با جسارت داريم.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و ششم، شماره 1048)

مرتبط:
» عميق مثل اقيانوس [11 ماه قبل]
» جانان پدر، دانايي آموزيد [حدود 16 روز قبل]
برچسب ها:
جميل رزمي

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین