طراحی سایت
جستجو:

چالشهاي كوتاه مدت

حسين زيرراهي - مدرس توسعه فردي

بر اساس قانون پاركينسون مدت زمان انجام هر كاري همانقدر است كه ما براي آن در نظر ميگيريم. اگر براي كاري كه يك روز انجام ميشود يك هفته در نظر بگيريم دقيقا يك هفته به طول ميانجامد. حال اگر براي كاري زمان پايان در نظر نگيريم احتمال دارد هيچوقت تمام نشود. اين موضوع باعث ميشود خيلي از كارهايمان را نتوانيم تمام كنيم. يك روش خوب براي انجام ضربتي كارها و اتمام پروژههايمان در كوتاه مدت تعريف چالشهاي كوتاه مدت براي آنها است.

دليل موثر بودن چالشها اين است كه وقتي در يك دوره كوتاه خود را مجبور به انجام فقط يك كار ميكنيم كارهاي ديگر را كنار ميگذاريم و تمام تمركز و انرژي خود را بر همان كار ميگذاريم؛ خيلي از عادتهاي مضر مثل اتلاف وقت با گوشي، تلويزيون، همنشينيهاي تكراري و بيهدف را كنار ميگذاريم؛ هدفي كه از آن چالش داريم به ما انرژي و انگيزه ميدهد؛ ضمن اينكه بخاطر زمان كم وقتمان را براي انجام بينقص كارها به هدر نميدهيم. چند زمينه كه ميتوان براي آن چالش تعريف كرد:

چالشهاي آموزشي. شايد شما هم اين تجربه را داشته باشيد كه حافظه رايانه خود را پر از دورههاي آموزشي مانند يادگيري زبان انگليسي، آموزش نرمافزارهاي كاري و هنري كردهايد ولي هيچوقت سراغ آن نرفتهايد. براي اينكه بتوان يك دوره آموزشي بلندمدت را تمام كرد نياز به تبديل آن به عادتي روزانه يا حداكثر هفتگي است كه لازمه آن هم يادگيري ساخت عادت است. ولي راه آسانتر اين است كه شما همان دوره را بصورت حضوري يا آنلاين شركت كنيد. در اين صورت شما در چالشي قرار داريد كه مجبوريد جلسات را شركت كنيد و تمرينها را هم انجام دهيد. احتمالا هزينه آن بيشتر از آموزش آفلاين است ولي به نتايج و خروجي آن ميارزد.

چالش ورزشي و تندرستي. ورزش هم از مقولاتي است كه عادت آن خيلي دير ساخته ميشود. چون با خستگي و درد جسماني همراه است مغز با ما همراهي نميكند. ولي انداختن خود در يك چالش مقطعي ميتواند براي ورود شروع خوبي باشد. مثلا شركت در مسابقات ورزشهاي همگاني يا همراهي با يك گروه كوه نوردي براي صعود به يك قله محلي. همين چالشهاي كوتاه ميتواند شما را كمكم به ورزشكار تبديل كند. چالش كوتاهمدت به شدت مناسب رژيمهاي غذايي تندرستي است. مثلا چالش يك هفته نخوردن قند، چالش ده روزه نخوردن گوشت و پروتئين حيواني.

چالش كتابخواني. ميتوانيد چالشي تعريف كنيد كه به مدت يك هفته روزي يك كتاب بخوانيد. اگر كتاب قطوري داريد كه سالهاست دوست داريد بخوانيد براي خود چالشي چند روزه (بسته به حجم كتاب) تعريف كنيد و آنرا تمام كنيد. فقط بايد دوره چالش كوتاه باشد.مثلا اگر در حالت عادي فكر ميكنيد كتابي را در سه روز تمام ميكنيد اين زمان را به نصف كاهش دهيد.

خلاصه كلام اينكه اگر كاري را مدتهاست ميخواهيد انجام دهيد و قابل اتمام در يك دوره كوتاه است چالشي براي آن تعريف كنيد و در يك هفته يا ده روزه تمامش كنيد. بعدا كه به پشت سرتان نگاه ميكنيد هر كدام از اين چالشها مانند فتح يك قله است.

    (هفته نامه نسیم جنوب، سال بیست و ششم، شماره 1077)

ارسال شده 4 ماه پيش در بوشهر 2 ، نظر (0)

شورا و شهرداري، بيگانه با موسيقي محلي در هفته بوشهر

 

رضا محمودي: هفته بوشهر هم همانند سالهاي پيش با برنامههاي اکثرا تکراري و غير جذاب تمام شد.

عملا بجز غرفههايي که شهرداري به هر مناسبت کنار ساحل برپا ميکند و بدليل محل رفت و آمد شهروندان در آن محل، مورد بازديد قرار ميگيرد، اکثر برنامههاي ديگر، محفلي و با تعداد محدودي برگزار شد، بطوريکه عملا نتوانست اهداف برگزارکنندگان هفته بوشهر که معرفي فرهنگ و هنر و تاريخ و... بوشهر و تبليغ آن در سطح عمومي بود، برآورده شود.

اما آنچه در اين برنامههاي هفته بوشهر بيشتر توي ذوق ميزد، تحريم موسيقي محلي بوشهر توسط برگزار کنندگان بود بطوري که گويا عامدانه و پس از اتفاقاتي که براي فستيوال کوچه افتاد، مديران شهرداري از ترس ايجاد حاشيه، قيد موسيقي محلي را در برنامههاي هفته بوشهر زدند و با اين تصميم خود، برنامههاي هفته بوشهر را از رونق انداختند.

اين تصميم عجيب مديران شهرداري و شوراي شهر بوشهر باعث شد تا ضمن بيتوجهي که به هنرمندان موسيقي محلي بوشهر شد، برنامههاي اين هفته نيز بيرونق و بدون شادي و نشاط برگزار شود.

بزرگداشت هفته بوشهر در بيتوجهي به موسيقي آن که به عنوان يک نشانه و سفير جهاني، مطرح شده است، نشان ميدهد که مديران شهرداري و شوراي شهر بوشهر، درک درستي از فرهنگ و هنر اين بندر کهن و قديمي ندارند و فکر ميکنند که با کنار گذاشتن موسيقي آن، چيز مهمي را از دست ندادهاند.

در هر صورت بايد به دستاندرکاران و کساني که در برگزاري برنامههاي هفته بوشهر زحمت کشيدند، خسته نباشيد گفت و اي کاش، مديران شهرداري و شورا، برنامههاي مبتکرانه و نوآورانهاي را در اين هفته تدارک ديده بودند تا تاثيري در معرفي فرهنگ و هنر و تاريخ اين بندر باسابقه و مهم خليج فارس و ايران عزيز داشته باشد.

ارسال شده 4 ماه پيش در بوشهر 2 ، نظر (0)

مژده مواجي : اين روزها فضا تغيير کرده است؛ در واقع از هفتة دوم اکتبر. سوار مترو شدم که به سر کار بروم. به صفحة مانيتور در مترو نگاه ميکردم که اخبار و اطلاعرسانيها پشت سر هم روي آن اعلام ميشد. اعلام برنامههاي تئاتر شهر هانوفر، سيرک، تبليغات تجاري شهر، دماي هوا تا به اخبار جهان که رسيد، اخبار جنگ در خاورميانه در صدر خبرها بود. چند سطري خواندم...

ارسال شده 6 ماه پيش در سیاسی ، نظر (0)

کنسرتي که بوي دريا ميداد

بهار بيگدلي - استراليا

 

کنسرت گروه ليان براي من شايد با خيليها فرق داشت و فقط يک کنسرت پرشور و حال نبود. کنسرت اين شب صرفا يادآور اين نبود که از موسيقي وطني فقط تو غربت ميشه آزادانه لذت برد. کنسرت ليان براي من فقط نيشتر به غم دوري از خانه و يادآور تلخي مهاجرت نمود. کنسرت گروه ليان فقط احساس غرور از داشتن موسيقي فولك و اصيل مردم جنوب نبود، کنسرت و گروه ليان فقط افتخار به وجود دختران جسور و با استعدادي مثل ليانا نبود. يادآور راستي و درستي مردم جنوب بودن و براي من يادآور خوبيها و شيرينيهاي گذشته.

کنسرت گروه ليان با موسيقي محلي نواي دلچسب ني انبان و حال و هواي جنوب براي من يادآور کودکي و نوجواني بود. يادآور همان خاطراتي که گرد گذر زمان و پستي بلنديهاي زندگي رويشان نشسته است. کنسرت ليان براي من يادآور بابا بود بابايي که خيلي وقت نيست، رفته، اما با رفتنش خيلي چيزها رفته، ليان يادآور عطر فلفل و ادويه غذاهاي عمه ماه نسا بود. ليان يادآور طنين صداي مهربون آقاي دهباشي بود. ليان روزاي خوشي که با عديله گذراندم بود و يادآور زير زيرکي خنديدن و ريسه رفتن بود، کنسرت ليان براي من فشرده شدن قلبم از ديدن شکستن آقاي کنين مرد نازنين روزگار از رفتن بابا بود، صداي غرغر مامان از آنهمه صداي اخبار تو خونه آقاي کنين بود و عطر مرباي بالنگي که از درخت باغچهشون چيده شده بود.

اون شب توي سالن بوي جنوب ميآمد بوي همان گوش ماهيايي که جمع ميکرديم، بوي دريا.

انگار دوباره با بچهها توي قايق نشسته بوديم و باد داشت موهامو ميبرد. خيس شده بوديم  و صداي قهقهمون ميومد. همه اون شب همه توي سالن بلند ميخنديدن و منو ياد خونه ميانداختن، خونهاي که دوره و گرماشو هميشه کم دارم.

اون شب وسط اون همه هياهوي سالن رفتم به گذشته و خاطراتي که ديگه خيلي دور به نظر ميان، دلم از نداشتنها و نبودنها گرفت و اشکم سرازير شد، اما با تمام وجود لذت بردم. ممنون از گروه ليان که با وجود کاستيهايي که هماهنگ کنندههاي ملبورن از پسش بر نيومده بودن، اجراي بسيار زيبا و دلنشيني داشتند.

ممنون از ليانا شريفيان براي به نمايش گذاشتن جسارت و مهارت و تاثير حمايت خانواده، ممنون از محمد بحراني هنرمند که وجودش گرمي کنسرت رو بيشتر کرد و صداش خاطرات نه چندان دور «جناب خان» شخصيت مورد علاقه بابا رو واسم زنده کرد.

ته همه چي ميرسه به ايکاش، ايکاش ميشد زمانو برگردوند. ايکاش دوباره ميشد دوباره دورهم جمع شد، ايکاش دوباره ميشد از ته دل خنديد، اي کاش روزگار خوبي تو راه بود.

ارسال شده 6 ماه پيش در بوشهر 2 ، نظر (0)

سواحل زيباي بوشهر يکي از جاذبههاي مهم گردشگري ميباشد. در همه دنيا مديران دولتي و بخش خصوصي دست در دست هم ميدهند تا سواحل خود را به بهترين نحو براي جذب توريست و مسافر آماده کنند. اما مثل اين که در بوشهر برخي از مديران مربوطه بجز سنگ اندازي در راه آباد کردن...

ارسال شده 8 ماه پيش در اجتماعی ، نظر (0)

سرهنگ علي رهبري: بعد از مدتي دادستان کل کشور به بوشهر آمد و دستور داد مرا و هفت افسر شهرباني دستگير کرده به زندان نيروي هوايي منتقل کنند. در آنجا براي سرگرد خلبان محمد حاجي پيام دادم که بيا که دوستت در بند است. او که به خوبي مرا ميشناخت از منزل برايمان غذا و لباس و تلويزيون آورد و در زندان برايمان امکانات فراهم کرد. بعدها سرگرد حاجي در جنگ عراق با ايران به شهادت رسيد...

ارسال شده 10 ماه پيش در بوشهر نامه ، نظر (1)

 ابراهيم بشکاني: مرداد ماه بوشهر تو جِنگ قلبالاسد و نم و رطوبت و گرمان، معمولاً تو اي مواقع صبح زود اُو دريا پرن(مد) و بعدازظهرها خالي ميشه (جذر). به کارخونه يخي حاج عبدالله وزيري نزديک شهرداري رسيديم، روبروش کنار بُلت دِريا يه پله دوطرفهاي بيد که سي دومن و بالا رفتن اَزِش...

ارسال شده 10 ماه پيش در بوشهر نامه ، نظر (0)

جنگ دلوار تلخ ترين فراز تاريخ جنگ جهاني اول براي انگليسي هاست. آنها که در اکثر جبهه هاي جنگ فائق شده بودند و نيروهاي دلواري را به چشم نمي آوردند، در يک تهاجم اوليه و بمباران اين روستا با گلوله هاي توپ که وزن آنها قريب به 96 کيلوگرم بود موفق شدند دلوار را تسخير کرده و از اين بابت خود را آسوده يافتند که بالاخره دشمن ديرين خود را نابود نمودند...

ارسال شده 10 ماه پيش در تاریخ ، نظر (0)

حسین شادکامی: عيدي که بوام دو سه سالي بيد که رفته سفر دور و دراز، اکام هم به اجباري (سربازي) رفته بيد. آخر سال از طرف مدرسه به بچه هاي کم بضاعت و يتيم لباس مي دادند ولي اسم مو توليست سهميه نبيد. آقاحميد معلم زبان آخر رنگ ازم سوال کرد و فهميد بي خبر هسوم. دستوم گرفت برد تو دفتر مدرسه، وقتي به مدير مدرسه معرفي ام کرد مدير گفت: اين که لباس بهتر از مو برشن (پوشيده) و سهميه تموم شده، اما نامه اي مي دمش، بره مدرسه سعادت...

ارسال شده حدود 1 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

ابراهيم بشکاني: اواسط مرداد ماه بود، گرما و شرجي در بوشهر بيداد مي کرد؛ ننم يه قَليه تند و تيزِ مَشتي با مُي هَداکي گِرَت دم زردي که مهدي برادر بزرگم با رُخ نون کنار دريا رو سنگ هاي تُل عاشقون  گرفته بود، پخت و آماده کرد. ظهر که شد تو يه لگني چند تا نون تکه کرد و اُوقليه روش ريخت و تليت خوشمزه اي درست کرد که همراه تُربيزه و پياز تا...

ارسال شده بيش از 2 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

دکتر سعيد معدني: خاطره خوبي که از  «نسيم جنوب» در آن دوران، سال 86- 85 - دارم اين بود که نشريه «نسيم جنوب» با يک کارگر افغانستاني، که مسئول رسيدگي به فضا و چمن زمين ورزشي باشگاه شاهين بود، مصاحبه اي انجام داده بود. اين کارگر خارجي آن قدر تحت تاثير اخلاق خوب و بزرگ منشي بوشهريها قرار گرفته بود...

ارسال شده بيش از 2 سال پيش در دیدگاه ، نظر (0)

ابراهیم بشکانی: خردادماه سال ۱۳۵۱ ، امتحانات ترم آخر کلاس دوم یا همان کلاس یازده شروع شده بود ، بچه‌های هنرستان حاج جاسم اگر از نظر درس خواندن کمی تنبل بودند ولی در رشته‌های  فوتبال و تئاتر و موسیقی و به طور کل هنر بسیار فعال و زرنگ بودند. یک روز بعد از اتمام یکی از امتحانات، همکلاسیم  آقای علی درخشانیان که پدرش از بانیان مسجد زیارتی‌های بوشهر بود خبر داد که امسال قرار است سنج و دمام ببریم...

ارسال شده بيش از 2 سال پيش در تاریخ ، نظر (0)

عبدالمجید زنگویی: باز هم به دام حیله و تزویر و خشم و خشونت و انتقام جویی قرون وسطایی طالبان درافتادن، باز هم در ملاء عام به گناهی موهوم و تهمتی ناروا، ضربه های شلاق وحشیانه را تحمل کردن، باز هم از وحشت زندان و اعدام و هزار درد بی درمان دیگر، خانه و کاشانه و خویشان و بستگان را وانهاده و زحمت مهاجرت به ناکجاآباد را برگزیدن...

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

خلیل موحد: یکی از دگرگونی هایی که در این سی چهل سال در میهن ما رخ داده، میان تهی کردن شماری از  واژگان از معنای درونی  و نیز از  کاربرد  بیرونی آن  است. معنا و  کاربردی که  همه و یا دست کم بیشتر مردم آگاه از معانی واژه و  به ویژه ارباب  فرهنگ و  دانش  از آن واژه،  فهم مشترک و نیز انتظار  کارکرد  ویژه دارند...

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در سیاسی ، نظر (0)

علیرضا مشایخ - پاریس

 

دیدار از هر شهری که نشانه ای از رنسانس را در خود داشته باشد می‌تواند لذت بخش باشد. ناپل هم بخشی از میراث رنسانس ایتالیا را در خود دارد گرچه غنای آثار به جای مانده در این شهر به پای فلورانس نمیرسد ولی آن گونه که پتر بورک ( ۱۹۳۷) مورخ انگلیسی در کتاب پر جاذبه اش یعنی "رنسانس ایتالیا" می نویسد «ناپل به همراه فلورانس، پادوا، روم و بولوین گهواره های رنسانس یا جنبشی هستند که ما بعدها رنسانسش می خوانیم». 
ارسال شده بيش از 3 سال پيش در دیدگاه ، نظر (0)

جواد غلام نژاد جبری: جهاز یا لنج های،  بندردلوار و بندر محمدعامری (مدمری) در اصل این  خور (گورستان)  اسکله قدیمی دو بندر محمد عامری و  دلوار بوده است. از  ورودی  دست راست خور (بندر محمد عامری) و دست چپ خور (بندردلوار)  بوده. جهازها موقع که با بار بودند دریا لنگر می انداختند  و بعد با تشاله بارهای لنج ها را خالی می کردند. بار که  کامل تخلیه می شد آن وقت لنج های هر بندر به سمت خور خود می رفتند...

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

علیرضا مشایخ : روز پنج ژوئیه سال ۱۹۸۴ ناپل دوباره متولد شد، مارادونا به ناپل پیوست و بارسلونا را (که حس خوبی به آن نداشت و با روح طبقاتیش همخوانی نداشت) برای همیشه ترک کرد. استادیوم پائولوی مقدس همه گنجایشش را در روز پیوستن مارادونا پر کرده بود. بیش از شصت  هزار نفر هوادار عاشق در امید شروع دوره ای جدید، فقط برای معرفی عضو جدید باشگاه جمع شده بودند...

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در تاریخ ، نظر (0)

سید قاسم یاحسینی: نخست علی باباچاهی یک شهروند بوشهری است. این تولد در استان بوشهر فقط یک اتفاق فیزیولوژیکی و جغرافیایی صِرف نبوده است. بوشهر، فضای جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوشهر، عمیقاً در ساختار افکار، ایماژ ذهنی، ساختار شعری و کنش فرهنگی و روشنفکری باباچاهی تأثیر همه جانبه ای داشته و گذاشته است...

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در بوشهر نامه ، نظر (0)

 

یونس قیصی زاده

 

گویا کار اداره امور کشور دیگر واقعا سخت شده و جان ها دارد به لب می رسد، از نابسامانی های پی در پی که همانند تیر به سوی مان روانه میشود.

در حالی که رونمایی از واکسن های مختلف کرونا در کشور دستمایه طنزپردازی شده و هر روز تولید واکسن جدیدی مطرح می شود، اما هنوز خبری از واکسن عمومی نیست. واکسیناسیون در ایستگاه سالمندی متوقف شده و ده ها میلیون نفر دیگر، سردرگم و ماسک به دهان، در حالی که بازوهای خودشان را برای واکسن آماده کرده اند ولی خبری از آمپول نیست که نیست. برخی نیز هراسان با هزینه چند میلیون تومانی برای رسیدن به واکسن، خودشان را به کشورهایی مانند ارمنستان می رسانند که عوارض خروج آنها، درآمدی هم شده برای خزانه کشور که به جای این که پول واکسن مردم را بدهند، پولی نیز بابت تزریق واکسن هموطنان در کشوری دیگر دریافت می کنند!

در این اوضاع بیم و نگرانیِ پیک چندم کرونا که دامن گیرمان شده، قطعی مکرر برق و کمبود آب نیز دست از سرمان بر نمی دارد و زندگی را در این روزهای گرم تابستانی که در بوشهر و جنوب کشور آتش از آسمان می بارد، طاقت فرسا نموده است.

وقتی به دلیل تحریم و سوء مدیریت ها، سالهای سال میانگین رشد اقتصادی کشور صفر هست و نرخ تشکیل سرمایه منفی، معلوم است که خود را در بی برقی و نبود امکانات رفاهی و گسترش فقر و ازدیاد بیکاری و شکاف طبقاتی و تورم سرسام آور و... نشان می دهد.

دیگر توجیهات و ذکر دلایل این مشکلات اساسی نه دردی از مردم دوا می کند  و نه فایده ای برای آنها دارد. مردم دیگر نه حوصله شنیدن نصایح تحمل کردن این مشکلات را دارند و نه دل و دماغی برای وعده های رفع آنها و نه گوشی برای شنیدن انداختن تقصیرات این اوضاع به گردن این جناح و آن جناح که هر چه هست به ضررشان تمام شده است. هر چه بوده و نبوده را به کنار بگذارید و برای رفع این همه مشکل مردم کاری کنید. 

اگر بحث تنش زدایی هست، دست بکار شوید. اگر نیاز به رفع تحریم هاست، وقت کشی نکنید. اگر ضرورت تصویب قوانین مبارزه با فساد است، اقدام کنید. اگر می خواهید مقابل رانت خوارها بایستید کوتاهی نکنید. اگر قصد تصویب  اف ای تی اف را دارید، امروز و فردا نکنید. 

اوضاع سختی است، هر کاری می خواهید برای این مردم کنید، بشتابید تا هنوز فرصتی باقی مانده است.

ارسال شده بيش از 3 سال پيش در سلامی و کلامی ، نظر (0)

در این وضعیتی که شهرداری بوشهر با آن رو به روست اگر نخواهند تن به شفافیت و پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری بدهند و نظارت مردم بر عملکرد شورا و شهرداری را نهادینه کنند به واقع خطر ورشکستگی این شهرداری و شهر بوشهر را به صورت جدی تهدید می‌کند. دقت کنید که فعلاً فقط در خصوص پروژه‌ها صحبت شده که 80درصد پروژه‌ها تعطیل است...

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در اجتماعی ، نظر (1)

استراتژی آمریکا نسبت به ایران چیست؟

محمود سریع القلم

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در دیدگاه ، نظر (0)

خورشید فقیه : گروه هایی از این هم اقلیمی های سیاسیِ بظاهر هم اندیشِ خودگداز، به منظور هر چه تنگتر نمودن حلقه های محاصره ی رقبا، دست به دامان قدرت های فرا منطقه ای شده و تلاش می کنند تا با هر وسیله و ترفندی – ولو غیراخلاقی - مانع از فعالیت ها و یا احیانا ارتقای مقام و موقعیت های سیاسی و اجتماعی رقبا در دیگر نقاط مملکت شوند!!...

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در سیاسی ، نظر (8)

علیرضا فقیه: فراغت در لغت به معنى «آسودگي» است و معمولاً در مقابل کار، انجام امور روزمره و اشتغالاتى که موجب خستگى مى‌شود به کار مى‌رود. در زمان فراغت معمولاً افراد به علايق و سرگرمى‌هاى خود مى‌پردازند و اين امر موجب تقويت بهداشت روانى آنها ...

 

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

همین روستایی که همه تاکید به خدمت به مردم آن را دارند می تواند با همفکری و همکاری دستگاه های متولی و مرتبط با موضوع تولید و اشتغال ، دریا و کشاورزی ،گردشگری وصنایع دستی ، صنعت و تجارت ، آموزش فنی و حرفه ای  و آموزش و پرورش واز همه مهمتر رسانه ها  به ویژه رسانه ملی ، صدا و سیما...

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در اقتصادی ، نظر (0)

آنچه درباره رأي ايرانيان خارج از كشور نمي‌دانيد

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در دیدگاه ، نظر (1)

من واقعا دیگه خسته شدم. بعد از ٥٠ سال دنبال توپ دویدن، خسته شدم. از‌ ١٤، ١٥ سالگی که با توپ پلاستکی بازی می‌کردم، شروع کردم، تا اومدم مربی پرسپولیس و تیم ملی شدم. به جایی رسیدم که دیگه هیچ‌جور کشش نداشتم. همین الان هم می‌‌یان به من پیشنهاد می‌دن...

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در ورزش ، نظر (0)

ناگفته‌های فائزه‌هاشمی پس از رحلت پدر

ارسال شده بيش از 7 سال پيش در گوشه و کنار 2 ، نظر (0)

بهرام نکیسا: امسال هم شب یلدای دیگری پشت سر گذاشتیم، یاد شب های یلدای جبهه، شب های عملیات، شب های ذکر و دعا،  شب های که رزمندگان و غواصان در کربلای چهار و پنج آخرین خداحافظی های خود را کردند و به اروند زدند. یاد دعاها، نجواها، صفا و صمیمیت...

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران با بیان اینکه به مردم استان بوشهر بابت داشتن یک استاندار پیگیر تبریک می‌گویم، اظهار داشت: استاندار بوشهر با پیگیری‌های خود ما را به خرج انداختند و قرار است دو پروژه بیمارستان اورژانس هسته‌ای و بیمارستان تخصصی قلب در بوشهر توسط سازمان انرژی اتمی ایران احداث شود...

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)

مرتضی رضائی: در مراجعه به سازمان های دولتی، کوچکترین آمار، اطلاعات، داده و هر چیزی که به مسئله عملکرد سازمان یا معضلات کلان و خرد بر می گردد در اختیار خبرنگاران قرار نمی گیرد و همواره سایه ای از نگرش های پنهانی بر سر اطلاعات وجود دارد. هیچ یک از کارشناسان آمار ارائه نمی کند...

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در اجتماعی ، نظر (1)

سعید بردستانی : محسن شریف را با مجموعه داستان «ورار» و رمان‌های «آس نحس»، «فصل‌های تکراری» و «سال‌های صبر» می‌شناسیم. «تب نوبه» پنجمین اثر و چهارمین رمان این نویسنده پیشکسوت بوشهری است.  اما داستان «تب نوبه» چیست؟ 

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در ادب و هنر ، نظر (0)

انتشار طرح میدان انقلاب بوشهر، پس از شش ماه از اتمام ساخت این میدان، با واکنش های بسیاری در فضای مجازی روبرو شده است. گزارش نسیم جنوب را از واکنش به این طرح می خوانید: ریشخندِ معماری بوشهری - نوید مهربان / دفاع مشاور طرح میدان انقلاب - دکتر محسن پورحمزه / پاسخی به یک درخواست عجولانه ی مدیران شهری -دکتر علی کولیوند / مشکل المان میدان انقلاب بوشهر - سعيدي...

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در اجتماعی ، نظر (8)

حسین شادکامی : کشتی رافائل با توجه به موقعیت حساس و بیولوژیکی که طی 33سال درون آبهای ساحلی بوشهر خفته و آغوشش را به روی نسل گونه آبزیان گشوده است و اکوسیستمی در خور توجه بوم گرایی و چرخه تولیدی تمامی گونه های آبزیان توانسته بستری مناسب از سطح تا بستر ایجاد نماید و موقعیت...

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در اجتماعی ، نظر (0)
صادق خرازي در گفت‌وگو با «اعتماد»:
روحاني، امروز بيش از ٩٢ به اصلاح‌طلبان نياز دارد
محمدحسين مهرزاد

گفت‌وگو با صادق خرازي جذابيت‌هاي خاصي دارد به ويژه آنكه معمولا صريح‌تر از تصور صحبت مي‌كند و طعنه مي‌زند. او اين‌بار به ساز و كار شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان معترض است و مي‌گويد اين اعتراض را طي نامه‌اي به رييس دولت اصلاحات به عنوان رهبر اين جريان تقديم كرده است. او همچنين از اينكه برخي اصلاح‌طلبان پيش‌تر راديكال، امروز پرچم اعتدال بلندكرده‌اند استقبال مي‌كند و آن را نشانه بلوغ فكري سياسيون مي‌داند اما معتقد است ايده آنها مبني بر حمايت بي‌قيد و شرط از روحاني مخالف روح دموكراسي‌خواهي است و انتخاب كانديداي اصلاح‌طلبان براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده بايد برآمده از يك روند دموكراتيك باشد روندي كه مذاكره با شخص حسن روحاني در آن نقشي حساس دارد. خرازي به مذاكره با روحاني خوش‌بين است چرا كه مي‌گويد او امروز بيش از ٩٢ به اصلاح‌طلبان نياز دارد. او برخي عقب‌نشيني‌هاي دولت را محصول فشار سنگين مخالفان مي‌داند و مي‌گويد اين فشار را به شما بياورند عقب‌نشيني كه مي‌كنيد هيچ دو معلق هم روي آن مي‌زنيد! در حالي كه او آماده مي‌شد تا براي ادامه درمان راهي سفر شود چند ساعتي در منزلش ميهمان بوديم.

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در دیدگاه ، نظر (0)

 

نگاه محمدرضا تاجیک به چشم‌انداز پیش‌روی ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان:
اصلاح‌طلبان یک عذرخواهی به تاریخ خود بدهکارند
مرجان توحیدی

پرده‌های کرکره‌ای دفتر این‌بار باز هستند و آفتاب داغ عصر تابستان از لابه‌لای آنها فضای اتاق را روشن کرده است. در اتاق چشمم به کتابی می‌افتد که روی میز مقابل محمدرضا تاجیک قرار دارد و برگه‌ای را هم میان آن گذاشته است و به یاد ندارم که علامت‌گذاری بود یا اینکه مطالبی را هم در آن یادداشت کرده بود. عنوان کتاب «یک روز دیگر از زندگی» اثر «ریشارد کاپوشینسکی»، خبرنگار و عکاس و نویسنده لهستانی، است که به روایت مترجم کتاب، بهرنگ رجبی در لحظه وقوع ۲۷ انقلاب در قرن ۲۱ در کشورهای محل این رویدادها حضور داشته و از طرف خبرگزاری رسمی کشور لهستان گزارش تهیه کرده است. به گفته بهرنگ رجبی، «کتاب یک روز دیگر از زندگی» از لحظه پیروزی چپ‌ها در پرتغال و اعلام آزادی تمامی مستعمرات این کشور شروع می‌شود. در یک لحظه ناگهان کشور آنگولا که تا صدسال قبل هیچ فرد بومی‌ای در مناسباتش حضور نداشته با خلأ قدرت مواجه می‌شود و ناگهان صدها گروه از میان مردم برآمده و مدعی قدرت و دولت و حکومت می‌شوند و البته فصل مشترک همه آنها کشتن اروپایی‌هاست. در تمام طول گفت‌وگو همان‌طور که پای خود را روی پایش انداخته بود، از شکایت تلویحی‌اش سخن می‌گفت که در جای‌جای این مصاحبه به آن پرداخته است. گفت‌وگو که تمام می‌شود، با لبخند کم‌رنگی که بر لبش نقش می‌بندد، رو به من می‌کند و می‌گوید که می‌دانم بعد از این مصاحبه، نقدهای مختلفی را، هم از جریان رقیب و هم از جریان اصلاح‌طلبی می‌شنوم، اما اشکالی ندارد! حرف‌ها را باید گفت. موقع خداحافظی چشمم به تابلو خطی می‌خورد که بالای میز کارش به دیوار نصب کرده، بیتی از کلیم کاشانی البته با اندکی تغییر از اصل آن: چو محرم شدی، حافظ خویش باش/ که محرم به یک نقطه مجرم شود! با تاجیک درباره آنچه در جریان انتخابات هفتم اسفند گذشت و نیز وقایع بعد از آن گفت‌وگو کردیم که ماحصل آن در پی می‌آید.

ارسال شده بيش از 8 سال پيش در دیدگاه ، نظر (0)
صفحات: 1 | 2 | 3

آخرین اخبار

پربیننده ترین