طراحی سایت
تاريخ انتشار: 13 بهمن 1401 - 13:03

مکيه گرمسيري: چند وقت بعد يک روز بطور اتفاقي و به منظور ثبت نام در دوره رانندگي به بوشهر آمدم. در خيابان ششم بهمن (انقلاب) چشمم به تابلوي دفتر برنامه و بودجه افتاد. اولين بار بود که دفتر استان را مي ديدم، وارد شدم. نامه ابلاغ حکم را که در کيفم بود به آقاي دمکي دادم و ايشان نيز به آقاي شيرواني دادند ايشان نيز با خوشرويي نامه را به نجف غلاميان دادند و به من گفتند يک کپي نيز بگير تا به آقاي خمسي بدهند...

 

 

مکيه گرمسيري - کارشناس بازنشسته سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر

 

من در سال 1351 در کنکور سراسري در رشته اقتصاد دانشگاه شيراز(پهلوي سابق) پذيرفته شدم. در آن زمان آزمون بدون منطقه بندي و بدون در نظر گرفتن منطقه محروم و يا برخوردار انجام مي شد. بسياري از رشته ها در دانشگاه بين المللي شيراز، به زبان انگليسي تدريس مي شد. بيشتر استادان آن از دانشگاه هاي معروف آمريکا مانند پنسيلوانيا بودند و مرجع کتابهاي آنها نيز سنتور بوک ايالات متحده بود. معروفترين استادان دوره تحصيل ما دکتر تومان امريکايي، دکتر عمر فلسطيني، دکترارتک اهل ترکيه، دکتر پيروز و دکترحسين اهل پاکستان، دکتر کتابي و تعداد ديگري که از کشور خودمان بودند و به زبان انگليسي صحبت مي کردند.

در آن زمان و در طول دوره تحصيل، بهترين مشاغل را در سازمان انرژي اتمي و بعد از آن در سازمان برنامه و بودجه و نيز صدا وسيما براي رشته اقتصاد پيشنهاد مي کردند.

من در سال 1355 در آزمون هاي ورودي چند سازمان شرکت کردم و پذيرفته شدم. از جمله در آزمون سازمان آموزش و پرورش قبول شدم. وقتي که در تهران براي تحويل مدارک رفتم در کنار ساختمان اکباتان که محل سازمان آموزش وپرورش رسيدم مشاهده کردم تعداد زيادي قبول شدگان تجمع کرده اند. وقتي وارد سازمان شدم و فتوکپي دانشنامه و مدارک ديگر را تحويل مسئولان وقت دادم با خوشرويي يک سيب تکه شده به من تعارف کردند و گفتند تا اين سيب را مي خوري حکمت را براي آموزش و پرورش شهري که  ساکن آن هستي صادر کنيم.(زادگاهم برازجان). در ضمن پيشنهاد يک گروه شغلي هم دادند که براي رشته تحصيلي خودم صادر کنند و زماني که مشغول بکار شدم ابلاغ مي کنند.

در برازجان چند ماهي مشغول بکار شدم. در طي اين مدت چندين درخواست مصاحبه از سازمان هاي مختلف بدستم مي رسيد ولي واقعيت اين بود که دوست داشتم در سازمان برنامه و بودجه فعاليت کنم و به اين موضوع فکر مي کردم. در نتيجه در آزمون ورودي سازمان برنامه و بودجه شرکت کردم و بعد از قبولي دعوت به مصاحبه شدم. پس از قبولي موافقت شد که در استان بوشهر خدمت کنم. در آن زمان سازمان برنامه و بودجه کشور جايگاه بسيار مهمي در بين سازمان هاي کشور داشت و رييس آن دکتر مجيدي و معاون سازمان دکتر مژلوميان بودند. سازمان برنامه ايران درسال 1327 تاسيس و دفتر برنامه و بودجه بوشهر درسال 1352 راه اندازي شد. در نهايت در دفتر برنامه و بودجه بوشهر دعوت بکار شدم. وقتي نامه ابلاغ حکم به من دادند بعلت آن که پست هاي کارشناسي رشته اقتصاد که اکثرا برنامه ريزي بودند تکميل شده بود بناچار تصميم گرفتند که حکم کارشناسي آرشيتکت بزنند، من هم تصميم گرفتم که به زادگاهم برازجان برگردم و در همان آموزش و پرورش به خدمت خودم ادامه بدهم.

چند وقت بعد يک روز بطور اتفاقي و به منظور ثبت نام در دوره رانندگي به بوشهر آمدم. در خيابان ششم بهمن (انقلاب) چشمم به تابلوي دفتر برنامه و بودجه افتاد. اولين بار بود که دفتر استان را مي ديدم، وارد شدم. نامه ابلاغ حکم را که در کيفم بود به آقاي دمکي دادم و ايشان نيز به آقاي شيرواني دادند ايشان نيز با خوشرويي نامه را به نجف غلاميان دادند و به من گفتند يک کپي نيز بگير تا به آقاي خمسي بدهند. رييس سازمان قرار بود که به تهران بروند و در مورد تعيين تکليف پست کارشناسي بودجه صحبت کنند. من نيز به برازجان برگشتم تا به کار تدريس خودم ادامه دهم.

چند وقت بعد سازمان برنامه و بودجه کشور، کار کارشناسي بودجه را به استان ها ابلاغ  نمود. لذا با پيشنهاد سازمان استان، بدليل اين که فعاليت بودجه ريزي استان هم به ساير مشاغل اضافه شد پست من را به کارشناسي بودجه تغيير دادند. خانم رحماني منشي آقاي خمسي تماس گرفت و اطلاع داد که  تهران موافقت کرده زودتر به بوشهر تشريف بياوريد. براي من دل کندن از دانش آموزان که چند ماه با آنها کار کرده بودم سخت بود. از طرف ديگر تهيه مسکن مشکل بود. در نهايت از کار تدريس دل کندم و به بوشهر نزد خانه دوست قديميم خانم  منيرو رواني پور رفتم. در آن جا مادر دوستم بسيار خوشحال شد زيرا چند تا از بچه هايش خانه را ترک کرده بودند و لذا وجود من در آن جا برايش بسيار شادي آور بود... .

من در 15 ديماه 1355 در سازمان برنامه استخدام شدم و با سمت کارشناس بودجه شروع به کار نمودم. آن زمان سازمان برنامه و بودجه استان با عنوان دفتر برنامه و بودجه شناخته مي شد. دفتر سازمان در آن زمان در يک ساختمان دو طبقه قرار داشت. رييس آن آقاي خمسي و معاون ايشان آقاي راهدار بودند. خانم رحماني منشي رييس و خانم مرحوم اميري منشي معاون و ماشين نويس بودند.کارشناسان نيز آقاي شيرواني، مرحوم سرشار و مرحوم کرم پور و مسئول امور پيمانکاران آقاي معتمد بودند. آقاي بهرامي و مرحوم پرگان و درخشانيان مسئول کارگزيني و دبير خانه و ساير کارها بودند.آقايان مرحوم حاجبي، پاپري، نجابت، لاري دشتي، دمکي، غلاميان و کللي در سازمان فعاليت مي کردند.

يکي از جلساتي که در خاطره من ماند اين بود که به دعوت آقاي خمسي رييس سازمان، آقاي مژلوميان (ارمني تبار) معاون سازمان برنامه و بودجه کشور با تعداد زيادي نمايندگان مجلس به بوشهر آمدند و در کشتي رافايل بوشهر با ايشان جلسه داشتيم. يک بار هم با وزير کشور و استانداران منطقه چهار به دعوت دفتر سازمان، در منطقه 3 شکاري بوشهر دو روز جلسه داشتيم. آقاي خمسي چند سال پيش بر اثر بيماري از دنيا رفتند. در زمان رياست ايشان هنوز سازمان آمار با سازمان برنامه و بودجه ادغام نشده بود.

در سال 1355 شاه تصميم گرفت که به استان بوشهر سفر کند. سازمان برنامه و استانداري درگير تهيه نقشه تاسيسات و طرح هاي عمراني بودند. لذا يک آرشيتکت هندي اصل به نام «ساتيش» استخدام کرده و به دفتر سازمان فرستادند. من به عنوان مترجم،کار ترجمه مطالب را براي آقاي ساتيش انجام مي دادم. آقاي ساتيش و من نقشه را به اتمام رسانديم. يک روز صبح آقاي بطحايي استاندار بوشهر براي ديدن کار نقشه به سازمان آمدند و از ما تقدير کردند. در آن زمان تعداد کارشناسان هفت نفر بود. روشي که آقاي مرحوم خمسي  براي مديريت سازمان بکار مي بردند بسيارمتنوع و اثر گذار بود. هفت کارشناس بايد بر اساس شروع کارشان درجلسات  سازمان قرار مي گرفتند. من نفر هفتم بودم بايد در جلسات در صندلي مي نشستم. بعد از من آقاي حسين بحراني بودند که در صندلي بعدي مي نشستند. در روزهاي اولي شروع به کارم تا زمان تعيين مشخص شدن اتاق کار، رييس سازمان اتاق مجلل و با تجهيزات به من دادند. جلسات برنامه ريزي و جلسات اختصاص بودجه و تخصيص اعتبارات عصرها ساعت چهار و با شرکت روساي ادارات و با حضور عکاسان و خبرنگاران برپا مي شد. ساعت 3 که به دفتر مي آمدم. روسا وکارشناسان ادارات را که با اتومبيلهايشان سراسيمه و با عجله زياد به طرف دفتر برنامه وبودجه مي آمدند مشاهده مي کردم که مي خواستند تخصيص و اعتبار بگيرند. در همين دوران، يعني سالهاي 1356 و 1357 در مقطع کارشناسي ارشد در دانشگاه اقتصاد در تهران قبول شده و همزمان با کارم مشغول به ادامه تحصيل شدم که بعد از پيروزي انقلاب به دليل انقلاب فرهنگي نيمه تمام ماند. در سال 1357 آقاي فرهاد عدل اميني به عنوان رييس دفتر برنامه و بودجه انتخاب شدند. دوران ايشان با پيروزي انقلاب اسلامي مصادف شد و تا مدت ها سازمان و ادارات تعطيل بودند. در تابستان 1357 اکثر همکاران به مرخصي رفتند. نامه اي از تهران و وزارت علوم آمد که وضعيت تحصيلات عالي در استان بوشهر  بررسي شود. آقاي اميني  از من خواستند که بر اساس آمارهاي داده شده نشريه اي راجع به امکان احداث دانشگاه در بوشهر تهيه و به سازمان برنامه و بودجه و وزارت علوم ارسال دارم. در آن زمان بوشهر هيچ گونه سهميه ويا شانس مشخصي براي قبولي در کنکور نداشت و استان هم فاقد دانشگاه و ياموسسه علوم و آموزش عالي بود. لذا دو نشريه تحقيقي در خصوص امکان ايجاد دانشگاه در بوشهر و ديگري تاسيس علوم عالي در بوشهر تهيه کرديم و به تهران فرستاديم. اين نشريات موثر واقع افتادند و وزارت علوم  تصميم به راه اندازي و تاسيس دانشگاه در بوشهر گرفت. در آن دوران روزهاي زيادي با کارشناسان در استانداري مي نشستيم و بودجه سال بعد را  مي نوشتيم اما بعد از مدتي بناچار همه فعاليت ها متوقف و تعطيل شدند و به خانه هاي خود رفتيم.  حقوقي که مي دادند خالص حقوق بود و توسط آقاي مهندس راهدار معاون وقت دفتر، به درب خانه ميآوردند که آن هم به وسيله چند نفر کارمند دارايي تهيه شده و به کارمندان براي گذران زندگي روزانه داده مي شد.

در سال 1358 آقاي عدل اميني از بوشهر رفتند و آقاي يدالله کشتکاران که قبلا رييس دفتر برنامه و بودجه استان سيستان و بلوچستان  بود به بوشهر آمدند. مرحوم کشتکاران تا سال 1362 رييس دفتر بودند و بعد از آن به عنوان سرپرست دفتر استانها در سازمان برنامه و بودجه کشور انتخاب شدند. اين دوران با شروع جنگ تحميلي عراق با ايران مصادف شده بود. در همان زمان مرکز آمار ايران هم با سازمان برنامه ادغام شد و دفاتر برنامه و بودجه استانها به سازمان برنامه و بودجه استان تغيير نام دادند. آقاي کشتکاران، همکاران را به دفتر هماهنگي امور مناطق براي گزينش مجدد معرفي مي کردند و از آنان مي خواستند که در مورد آينده شغليشان تصميم بگيرند.ِ وي طي نامه هاي ارسالي به سازمان برنامه تهران اظهار مي داشتند که با همسرشان خانم آيت الله زاده کارهاي برنامه و بودجه استان بوشهر را انجام مي دهند. بعد از مدتها بررسي بالاخره احکام جديد صادر شدند و همکاران به مکان هاي ديگر منتقل يا مامور شدند. آقاي راهدار به عنوان معاونت کهگيلويه و بوير احمد انتخاب شد و آقاي چوبک که از دفتر فني استانداري به دفتر برنامه و بودجه بوشهر منتقل گرديده بود به معاونت استان تهران منتقل شدند و آقاي اسفنديار خرميان که سمت رييس مرکز  آمار بوشهر داشتند به شيراز منتقل شدند. خانم آيت الله زاده را نيز به کارشناسي فارس انتقال دادند. آقاي غلامرضا نجابت کارشناس بودجه استعفا داد و به خارج مهاجرت نمود. و با اين سياست سازمان استان از کارشناسان ماهر خالي گرديد.

پست سازماني من نيز  به عنوان کارشناس مامور به خدمت به دارايي برازجان و سپس به دانشگاه علوم پزشکي بوشهر تغيير داده شد. البته در دارايي تجارب خوبي کسب کردم بطوري که با اصول درآمد و هزينه و بستن حسابها آشنا شدم. بعد از چندي مامور به خدمت در دانشگاه علوم پزشکي بوشهر شدم. بعد از اين که آقاي کشتکاران بازنشسته شدند، آقاي جلالي جيرنده در سال 1362 به عنوان رييس سازمان برنامه و بودجه انتخاب شدند و من به سازمان برنامه و بودجه بوشهر برگشته  وکار خود را در پست کارشناسي بودجه از سر گرفتم. آقاي جلالي در زمان خدمت خود در سازمان برنامه و بودجه چند بار به عنوان مامور به خارج از کشور اعزام شدند و يک بار حدود يک سال در ژاپن اقامت کردند، بطوري که آقاي عامري معاون ايشان وظايف رياست را انجام مي دادند. آقاي جلالي علاقه زيادي به کارهاي تحقيقاتي داشت و در  زمان ايشان من در مورد وضعيت بهداشت و درمان استان و نيز در مورد شروع به کار تعاوني هاي مرز نشينان نشريه تحقيقاتي چاپ نمودم.

پس از آقاي جلالي آقاي اسماعيل عامري رييس سازمان برنامه و بودجه بوشهر شدند. کارهاي تحقيقاتي ما به خصوص مطالعات آمايش سر زمين در زمان ايشان رواج زيادي پيدا کرد. سرشماري عمومي نفوس و مسکن انجام گرفت. در آن زمان ايشان از من خواستند که معاونت بودجه را بپذيرم که من به ايشان گفتم که بنا به دلايلي ترجيح مي دهم که يک کارشناس خوب باقي بمانم. پس از آقاي عامري، آقاي محمد قاسم حسيني از کهگيلويه و بوير احمد به بوشهر منتقل و رييس سازمان برنامه و بودجه بوشهر شدند. در زمان آقاي حسيني فعاليت زيادي در کار کارشناسي وتحقيقات منطقه شروع شد ودر زمان ايشان ما کارهاي زيادي در مطالعه وضعيت مناطق محروم استان انجام داديم. بعد از ايشان آقاي حسين آرامي که معاون آقاي حسيني بودند رييس سازمان برنامه و بودجه شدند. آقاي آرامي باغملايي اصالتا بوشهري بودند و علاقه زيادي به منطقه و پيشرفت آن داشتند. بعد از ايشان نيز آقاي يدالله رحماني از رياست استان ايلام به بوشهر منتقل و رييس سازمان برنامه و بودجه بوشهر شدند. در زمان ايشان روحيه شاد بين همکاران و جو آرامي در سازمان وجود داشت و دوستي عميقي بين رييس و کارمندان سازمان بوجود آمده بود. پس از ايشان آقاي رسول زارعي که اصالتا دشتستاني و معاون سازمان بودند رييس سازمان برنامه وبودجه شدند. در زمان ايشان که مصادف با رياست جمهوري آقاي محمود احمدي نژاد بود سازمان برنامه و بودجه استان ها با استانداري ادغام شدند که بعد از پايان رياست احمدي نژاد و روي کارآمدن روحاني و رياست دکتر نوبخت، سازمان دو مرتبه مستقل شد. دوران خدمت من هم در همين زمان در سال 1386 به پايان رسيد و به افتخار بازنشستگي نائل شدم.

اين دوران سي سال ونيم خدمت در سازمان باعث شادماني و نشاط من بود زيرا براي خدمت به مردم منطقه محروم استانم تلاش مي کردم. مشکل کمبود آب در مناطق روستايي مرا بيشتر به کار و فعاليت در آن بخش واميداشت. سالهاي زيادي در فصول گرم و سرد سال براي نظارت بر آب و فعاليت هاي ساختمان هاي بهداشت و درمان به دورترين نقاط استان ماموريت مي رفتيم درحالي که از حداقل امکانات زيربنايي مانند راه دسترسي و ... برخوردار نبودند. براي گرفتن بودجه، هرسال به سازمان مرکزي مي رفتيم و با عنوان مناطق محروم، بودجه و هزينه آن فعاليت ها را تهيه  مي کرديم. در سال هاي دوران جنگ که امکان پرواز با هواپيما وجود نداشت با ماشين هاي فرسوده از بوشهر به تهران مي رفتم و در بين راه تصادف هم مي کرديم. اين تلاش ها براي اين بود که محروميت هاي استان زادگاهم مرتفع شود. دوران کارهاي تحقيقاتي و ترجمه هاي متون خارجي هم شور و شوقي بي نظير نصيبم مي کرد.

روساي دفتر و سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر تا  اين تاريخ به شرح ذيل مي باشند: 1. غياثي 2. پورکمال 3. علي محمد فروزش 4. مهرداد خمسي 5.فرهاد عدل اميني 6.يدالله کشتکاران  7. جلالي جيرنده  8. اسماعيل عامري 9. محمد قاسم حسيني10. حسين آرامي 11.يدالله رحماني 12.رسول زارعي 13. رضا عوض پور. 14. علي درويشي 15.محسن پاپري. 

 

برچسب ها:
مکيه گرمسيري

نظرات کاربران
ب. خمسی حدود 1 ماه قبل گفت:
از خانم گرمسیری بسیار متشکرم که با نوشتن خاطراتشان، یادی هم از پدر مرحوم من " مهرداد خمسی" و خدمات و زحماتشون ب ای بوشهر کردند .
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین