طراحی سایت
تاريخ انتشار: 03 تير 1403 - 11:03

چرا دکتر پزشکيان؟(عبدالرسول عمادي)/ انتخابي براي اجراي قانون (مرتضي سراجي) / انتخاب چهاردهم؛ آخرين فرصت براي بازگشت به واقعيت (سجاد بهزادي) / ده دليل براي راي به پزشکيان (دکتر عباس حاتمي ) / دکتري فهميده، بايد دست در درمان زند (حسين حشمتي) / فرصتي براي بهبود وضعيت کشور (حسن احمدي) / چرا راي مي‌دهيم... (محمد حياتي) / خاطره‌اي از سفر پزشکيان  به بوشهر (مهدي نامدارزادگان)/ براي ايران  (مصطفي خرمي) / انتخاب پزشکيان؛ فرصتي براي آشتي ملي ( امين ساجدي) / انتخابات رياست جمهوري؛ فرصتي براي تغيير وضع موجود (فاطمه مساوات) / حرکت از نگاه آرماني به باور  واقع‌گرايانه (حبيب تنگستاني) / انتخاب با دلي پر از اميد و نگاهي به فردا (عبدالرسول رضايي) / بخاطر کمي احترام (روزبه کردوني) /  در گریختن رستگاری نیست (️دکتر محمد بهروزی)

 

چرا دکتر پزشکيان؟ 

عبدالرسول عمادي - رئيس ستاد پزشکيان در استان بوشهر 

آياتجربههاي شکستخورده حاکميت دوگانه در ادوار رياست جمهوري خاتمي و روحاني کفايت نميکند تا عطاي مشارکت سياسي را به لقايش ببخشيم و آش با جاش به اصول گرايان واگذار شود؟  

خون دل خوردن هاي هر نه روز يک بحران دولت خاتمي و کارشکنيها در مسير دولت روحاني براي آشتي با جامعه جهاني کافي نيست که حالا چهار سال يا هشت سال هم هر روز شاهد باشيم که دولت آقاي دکتر پزشکيان با معضلات و کارشکنيهاي روز افزون مواجه شود و خون دل بخوريم؟ 

چنين دولتي در مرحله اول با سد سکندر مجلس تندرو برخورد ميکند و متوقف ميشود و نميتواند وزراي قابلي معرفي کند يا حتي قبل از معرفي به مجلس، جلوي نامزدهاي پست وزارت سنگاندازي مي شود.

يادمان نرفته که برخي وزراي دکتر روحاني پيشنهاد شانزدهم، هفدهم بودند و وقتي رئيس جمهوري تا اين حد مقبوض اليد باشد آيا دولت قابل اعتنايي که پيگير مطالبات ملي باشد شکل خواهد گرفت؟

دولتهاي خاتمي و روحاني با درصدهاي بالاي مشارکت سياسي شکل گرفتند و سعي بر تنشزدايي در سطوح داخلي و بينالمللي داشتند تا امور را به سلامت طي کنند و کشور بدون تلاطم اداره شود و هر روز مخالفين آنها بيش از پيش جري شدند و جراحتها بر پيکر منافع ملي وارد آوردند تا آنها را به شکست بکشانند.

با چنين پيشينهاي دکتر پزشکيان چه مزيت و ويژگي خاصي دارد يا شرايط چه تغيير محسوسي کرده است تا اگر او رئيس جمهور شود بتواند کاري از پيش ببرد و از پس بحران سازيهاي تندروها برآيد؟

از سوي ديگر اصول گراياني که به دنبال تسخير قوه مجريه بودند و در سال 1400 آن را هم به دست آوردند و اکنون براي حفظ خود در پست ها به آب و آتش ميزنند مگر ميگذارند که آب خوش از گلوي پزشکيان و دولتش پايين برود؟

تحليلها تا همين امروز اينگونه است که از انتخابات مجلس در سال 98 به بعد پروژه يکدستسازي حاکميت پيگيري ميشده و اين يکدست سازي تا حد بسيار بالايي تحقق يافته است چگونه ميتوان پذيرفت که به يکباره اين پروژه به بوته فراموشي يا تعليق نهاده شود و دولتي مرکب از اصلاح طلبها شکل گيرد و بتواند کاري از پيش ببرد؟

اگر چه همه آنچه گفته شد خطراتي است که هر دولت متفاوتي را در جمهوري اسلامي تهديد ميکند و مقابله با چالشهايي که يک دولت اصلاحطلب پيش رو دارد عزمآهنين و توان بينهايت ميطلبد اما تجربه واگذاري دولت توسط جريانهاي تحولخواه نيز نشان ميدهد که عدممشارکت ملي ضررهاي جبرانناپذيري را متوجه ملت و منافع او ميکند و جلوي ضرر هر کجا گرفته شود منفعت است.

ممکن است کساني مدعي باشند که دولتهايي که با مشارکت اکثريت ملت تشکيل شدند هم ره به جايي نبردند و سود سرشاري را متوجه ملت ننمودند اما اگر دولتهاي مختلف را از جهت ارتقاي شاخصهاي توسعه ملي با هم مقايسه کنيم درمييابيم که مشارکت بالاي مردم ميتواند از وارد شدن خسارات جبرانناپذير به منافع ملي جلوگيري کند و همين کم انگيزهاي براي شتافتن به سمت صندوقهاي راي نيست مگر اينکه صندوق و راي و مشارکت از هويت تهي شده باشد که در انتخابات رياست جمهوري چهاردهم و با امکان رقابت شايستهاي که فراهم شده چنين نيست و اميد است که در اين دوره انتخابات در معناي اصيل خود قابل تحقق باشد.

پيشبينيها اين بود که يا نامزدهاي اصلاح طلب همگي رد صلاحيت ميشوند يا يکي دو نامزد با ضريب محبوبيت وکارايي اندک تاييد ميشوند که قدرت بسيج عمومي ندارند و در رقابت با نامزدهاي اصولگرا شکست ميخورند مانند اتفاقي که در انتخابات سيزدهم افتاد ولي بر خلاف همه پيش بينيها خيرالموجودين نامزدهاي اصلاح طلبان تاييد شده است و آنان که از دانش، تجربه، شجاعت، صراحت لهجه، پاي بندي به اخلاق، مردم داري و محبوبيت آقاي دکتر پزشکيان اطلاع دارند ميدانند که با کريمان کارها دشوار نيست! اولا اصلاحطلبان و تغييرخواهان با داشتن نامزدي چون دکتر مسعود پزشکيان مزيت رقابتي ارزشمندي براي جلب آراي عمومي در مقابل رقيب دارند و ثانيا تدبير، توان مندي، شجاعت و تعامل منطقي دکتر پزشکيان اميدواري بسياري را نسبت به اصلاح و پيشرفت امور موجب ميشود.

به نظر من تاييد صلاحيت دکتر پزشکيان حاکي از وجود ظرفيتهايي نهادي در جمهوري اسلامي است که همچنان ميتوان با بهرهگيري از آن ظرفيتها به اداره کشور با استفاده از برآيند توان ملي اميد بست.

فرصت حضور دکتر پزشکيان از فرصتهاي طلايي براي افزايش سرمايههاي اجتماعي، انساني، فيزيکي و جلوگيري از اتلاف سرمايههاي طبيعي ما ايرانيان است.

بايد با استفاده از اين فرصت بينظير به خلق فرصتهاي جديد اميد بست.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

انتخابي براي اجراي قانون

مرتضي سراجي

ميخواهم با صداي بلند اعلام کنم، در انتخابات رياست جمهوري شرکت ميکنم، ميخواهيم با کمک همديگر اميد را به جامعه برگردانيم، تا آنجا که ريشه نااميدي را، به فضل خدا و همت همه شماها بزرگواران بخشکانيم.

ميخواهيم دوباره به جاي اخم و تَخمها و بغضهاي گرفته شده، لبخندها را به لب شماها هموطنانمان نقش بنديم.

ميخواهيم باب برادري و برابري را بر مبناي حق و حقوق عمومي، مدون در قانون اساسي، دوباره در وطن نهادينه سازيم.

ميخواهيم برحسب عزتمندي و عزتمداري رفتار با همه کشورهاي جهان را دوباره استارت بزنيم.

ميخواهيم در بهره وري و توليد و توسعه در منطقه و جهان حرف نويني براي گفتن داشته باشيم.

ميخواهيم مباني داد و ستدي ما برحسب مباني قانون صادرات واردات  جهاني بنا نهاده شود و به نوبه خود مستحکم و با دوام و با ضمانت  باشد.

ميخواهيم روابط بين المللي ما برحسب منافع ملي ما رقم بخورد.

ميخواهيم که با بازگشت به قانون آني باشيم، غير از اينيکه بوده ايم و هستيم. با اين همه اين و اينها بايد که تلاش کرد، تا کشتي را کشتيبان ديگر آيد، ناخدايي که کارداني را، بر مباني کارشناسي و تخصص و تعهد، بر مباني علمي همواره توامان به صلاح ديد خود و مملکت دانسته و ميداند، تا آنجاکه با اقرار به اجراي قانون رگهاي گردن خود را برحسب سخنان امام علي(ع) به ضمانت ميگذارد.

دکتر پزشکيان، شعار محوري دولت خود را انصاف معرف کرده و با اقرار به اينکه دکترين دولت من اجرا صفر تا صد قانون اساسي و قوانين مصوب شده و خاک خورده مجلس است، و نه چيز ديگر، حرکت بازگشت به قانون و اجراي آن را به صلاح پيشبرد دکترين حکيمانه خود و جامعه دانسته و ميداند.

در دکترين اين کانديداي رياست جمهوري عدالت محوري بر پايه انصاف مداري، براي داشتن جامعهاي سالم با صلاحديد افکار عمومي، خود يک نوع رفراندم مجدد، با پيامد انتخاب رئيس جمهور جديد است،  بنابراين از خودم و شما ميپرسم که در اين مسير چه کسي ميتواند اهداف عاليه ما را بهتراز مسعود پزشکيان نمايندگي کند؟ پس تا دير نشده است هم  ولايتيها،  همشهريان، هم استاني ها و هم وطنان به جرگه يا اردوگاه  مسعود پزشکيان  بپيونديد. چرا که خير و صلاح شما و مملکت دراين انتخاب متبادر است.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

انتخاب چهاردهم؛ آخرين فرصت براي بازگشت به واقعيت

سجاد بهزادي

در نبود احزاب و تشکل هاي نهادينه شده، چگونه مي توان واقعيت ها را شناخت و چه کسي حقيقت هاي جامعه را مي تواند در انتخابات پيش رو نمايندگي کند؟ گاها تناقضها در تحليل وضعيت، نشان مي دهد که درک افراد از حقيقت هاي جامعه با هم اختلاف هاي عميقي دارند.

 براي تبيين بهتر موضوع مثال مي زنم:

اسحاق جهانگيري معاون دولت دوازدهم که اکنون نامزد رياست جمهوري و منتقد وضع موجود است، مدتي پيش طي سخناني گفته بود «صداي شکسته شدن استخوان مردم به گوش ميرسد و بايد مسيرها را باز کنيم.» هم زمان محمد مخبر معاون دولت سيزدهم که اکنون کفيل رياست جمهوري و مدافع وضع موجود است، به تازگي گفته بود «کشور در وضعيتي است که چشم انداز روشني براي توسعه دارد.»

وقتي در رفتار و عمل؛ تناقضگويي ميان افراد اينقدر زياد باشد يعني مسئلهها وچالشها روشن نيست. وقتي مسئله روشن نباشد، نمي توان راهکار روشني هم بر حل مسئله ارائه داد. در کشور گاهي تناقضگويي پيرامون يک مسئله مشخص آن قدر زياد است که ديگر اميدي براي حل آن مسئله نمي ماند.

در تمام دنيا توسعه يافتگي يک امر جهان شمول و دستاورد تثبيت شده است. نمي توان هر فردي براي رسيدن به توسعه نسخه مخصوص به خود را داشته باشد.

به عنوان نمونه، وقتي گفته مي شود ارتباط با جهان پيرامون يکي از ضرورت هاي توسعه و يک واقعيت امروز کشورهاي توسعه يافته است، ديگر نبايد بر اين اصول چانهزني کرد و هر کسي روايت خود را از توسعه بيان کند.

بنظر ميرسد ساختار سياسي و نظام حکمراني در ايران همچنان در تناقض ميان حقيقت و واقعيت گرفتار است. يکي وضعيت را آن چنان گل و بلبل نشان مي دهد که گويي نه تورمي در کار است و نه عقبماندگي در توسعه و ديگري گزارش رسمي ميدهد که تورم در جامعه پايدار مانده است.

برخي کارشناسان مطابق گزارش هاي منتشر شده مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي اعلام ميکنند که سرانه خط فقر مطلق کشور در سال 1402 نسبت به سال 1400 بيش از سه برابر شده است و علي رغم آن که گفته مي شود کشور رشد اقتصادي را تجريه مي کند، نه تنها از جمعيت زير خط فقر کشور کم نشده است بلکه فقر در کشور پايدار شده است.

 هم چنين گفته مي شود بررسيها نشان ميدهد که خط فقر در سالهاي 1400 به بعد با افزايش بيشتري نسبت به انتهاي دهه 90 مواجه شده، بطوري که دامنه آن نيز غيرفقرا يعني طبقه متوسط را نيز در برگرفته است.

دادهها نشان ميدهند که نرخ خط فقر درسال 1402 نسبت به سال 1401 با رشد بيش از 68 درصدي مواجه شده و تأمين درآمد براي طبقه متوسط و کارگر را سخت کرده است.

 از طرفي عده اي بر اين باور هستند که همه اين آمارها سياه نمايي است و شرايط اقتصادي مردم و رشد توليد، نسبت به قبل در شرايط بسيار مطلوبتري قرار دارد. در چنين وضعيتي که فاصله ميان حقيقت و واقعيت زمين تا آسمان است، ديگر نميتوان براي برون رفت از بحران ها نسخه اي واحد ارائه داد که مورد قبول اليتها باشد.  انتخابات رياست جمهوري چهاردهم، يکي از آخرين فرصت ها براي ديدن واقعيتهاي جامعه است. بايد به واقعيتها برگرديم و همه بپذيريم که چقدر از توسعه فاصله داريم.

اگر براي نجات کشور از پرتگاههاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي سوداي رياست جمهوري در سر داريم، مي بايست به علم باور داشت و مولفههاي ثبات توسعه را دستکاري نکرد. براي هميشه نمي توان وجود يک دولت توانمند براي اداره يک کشور را به تاخير انداخت و ظرفيتهاي توسعهساز را به بهانههاي مختلف حذف کرد و هزينههاي يک زيست ساده مدني و اقتصادي را براي جامعه ايران بالا نگه داشت. بايد به واقعيتها برگشت و بر محور کارآمدي تمرکز کرد.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

ده دليل براي راي به پزشکيان

دکتر عباس حاتمي

چرا بايد به پزشکيان راي داد و ضمن طرح مطالبات از او حمايت کرد؟

1-ثروت اندوز نبوده و پزشکي خيّر و حامي محرومان است که در اين شرايط سخت، با قبول مسئوليت فداکاري کرده.

2- تجربه سياسي و مديريتي سالم و بدون رانت و بدون آقازادگي و... دارد.

3- دور برش و مشاورانش نيروهاي با تجربه و توانا هستند.

4- اهل باج دادن و منت نيست.

5- قاطع و تواناست.

6- باسواد و داراي دانش نوين مملکت داري بوده و ديدگاه اجتماعي دگم و بسته ندارند.

7- بحران ساز نيست، رک و شفاف است.

8- قومگرا و جناح گرا نبوده، ايران گرا و ملتگراست و ميتواند صداي بي صدايان باشد.

9- انتخابات از حقوق اساسي ملت است.

10- شخصيت و سيستم مديريتي ايشان بيشتر شبيه ماهاتير محمد مالزي است.

 

 

دکتري فهميده، بايد دست در درمان زند

حسين حشمتي

کوچ ناگهاني رئيس جمهور فقيدکه بنا به مشيت الهي دوره اول رياست جمهوريش ناتمام ماند اگر چه غمانگيز بود اما اين فرصت لامحاله را نيز فراهم ساخت تا شوراي نگهبان بر اساس وظايف قانوني خود از ميان دهها نفر نفر شيفتگان خدمت، تنها صلاحيت 6  نفر از سياستمداران قَدَر و کارکشته در عرصه هاي قانونگذاري، دادگستري و کارگزاري «مجريه» را جهت انتخاب به عنوان رئيسجمهور به وزارت کشور معرفي نمايد و مسعود پزشکيان نماينده 4 دوره تبريز در مجلس شوراي اسلامي يکي از آنان است که البته رقباي قدرتمندي از طيف اصولگرايان را در کاروزار انتخابات رئيسجمهور چهاردهم روياروي خويش دارد که از قضا بهترين شانس او شکافي است که بين 5 کانديداي اصولگراي وجود داشته و ادامه يافته تا در نهايت راي آنها را تقسيم کند.

پزشکيان، مردي خانواده دوست و حامي تز جواني جمعيت است کما اين که در پي از دست دادن همسر و يکي از فرزندانش در تصادف رانندگي تاکنون ازدواج نکرده تا سه فرزندش را به تنهايي بزرگ کند، پسرش به يکي از خبرنگاران گفته است حتي زماني که مادرش زنده بوده، پدرش براي خانواده آشپزي مي کرده، مصداقش اين است که در روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري با همراهي دخترش و در حالي که دست او را گرفته بود به وزارت کشور رفت وثبت نام کرد.

مسعود پزشکيان از کاريزماي شخصي نزد همزبانان 4 استان آذربايجان شرقي، غربي، زنجان و اردبيل برخوردار است که به اعتقاد نگارنده همين مزيت حداقل  7 ميليون و 500 هزار راي  از هموطنان آذري زبانش را در سبد آراي او واريز خواهد کرد و از آنجايي که اين محبوبيت مردمي در ساير استانهاي کشور نيز ساري و جاري است، پيشبيني ميشود حداقل 25 ميليون راي هم توسط رايدهندگان ساير استانها به نام وي در صندوقها ريخته شود، بديهي است کسب چنين نتيجهاي غير از اين که رکوردي بي سابقه را در تاريخ قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران رقم خواهد زد، گوياي اين واقعيت نيز خواهد بود که ايرانيان در بزنگاههاي انتخاباتي هرگاه کانديداهاي واقعي و ملي آنان به ميدان آمدهاند از حضور در شعب اخذ راي دريغ نکردهاند.

انشاالله در هشتم تيرماه امسال خواهيم ديدکه ارقام و آمار ارائه شده در سطور پيشين اغراق آميز نبوده و محقق خواهد گرديد.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

فرصتي براي بهبود وضعيت کشور

حسن احمدي- مسئول حزب اعتماد ملي شعبه گناوه

انگار همين ديروز بود، وقتي آقاي سيدمحمد خاتمي؛ عزم خود را جزم کرد، وارد رقابت انتخاباتي براي رياست جمهوري شود، نه تنها ايشان بلکه کساني که در متقاعد کردن او براي ورود به اين عرصه نقش داشتند نيز ابتدا اميد پر رنگي به راي آوري لازم و کافي نداشتند؛ اما اکثريت مردم و به ويژه نسل جوان  در آن زمان، چنان خسته از فضاي حاکم بر جامعه بوده و خواهان فضاي بازتري بودند که در دوم خرداد هفتاد و شش آن حماسه به ياد ماندني را آفريدند.

هر چند آن حماسه شورآفرين و تغييراتي که در سياستهاي داخلي و خارجي ايران پس از آن به وجود آمد، اميد زيادي در آن دوره ايجاد نمود اما، مقاومت حکومت در مقابل اجراي سياستها و برنامههاي اصلاح طلبان، اندک اندک آن اميد رنگ باخت و در پايان دولت اصلاحات با روي کار آمدن دولت آقاي احمدينژاد و حوادث پس از آن، فضاي ياس و نا اميدي بر جامعه حاکم شد.

بر کسي پوشيده نيست که در انتخابات رياست جمهوري در سال نود و دو، باري ديگر همان انديشه اصلاح طلبي موج آفرين شد و فضاي يأسآلود حاکم بر جامعه ايران، که حاصل عملکرد دولت بود را، اندکي تغيير داد و اميد به بهبود وضعيت کشور را در مردم زنده نگه داشت.

از دوره دوم دولت روحاني تا به امروز وضعيت گراني، تورم، بيکاري، فقر و ... روز به روز سير صعودي را طي نموده و عملکرد ضعيف مسئولان در اکثر موضوعات اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و  سپردن کارها و مسئوليتها به مديران غيرمتخصص و افراد کارنابلد، سطح رضايتمندي مردم را در حدي پايين آورده است، که شاهد اعتراضات صنوف مختلفي در سه/چهار سال اخير بودهايم.

علاوه بر اين در چند دوره انتخابات برگزار شده اخير، به دلايلي از جمله نارضايتي از شيوه تاييد صلاحيت نامزدها، شاهد انتخاباتي با مشارکت حداقلي بودهايم.

امروز اما، رسيدن انتخاباتي زودرس را، شايد بتوان فرصت دانست، هم براي حکومت و هم براي مردم؛ براي حکومت از آن جهت که صداي واقعي مردم را که در چند سال اخير بارها بلند شده را شنيده، و در جهت برآورده کردن خواستههاي بر حق مردم، زمينههاي تغييرات لازم را فراهم کند. و اما  فرصت براي مردم از آن جهت که؛ از اين انتخابات زودهنگام بهره برده و بهترين گزينه ممکن را انتخاب نموده تا شايد بار دگر کشور مسير رو به بهبود را بيابد.

نگارنده هر چند منتقد جدي شيوه تاييد صلاحيتهاي کانديداها و موضوعاتي ديگر بوده اما، در ميان گزينههاي تاييد صلاحيت شده آقاي دکتر پزشکيان با توجه به تجربه، تخصص، عملکرد گذشته و ويژگيهايي که دارند، ميتواند در بهبود وضعيت فعلي کشور، بيش از ديگر نامزدها موفق باشند.

هر چند در همين چند ماه پيش از اين، آخرين انتخابات با حداقل مشارکت و آراي بالاي باطله نشان از نااميدي شديد جامعه براي بهبود وضعيت مي باشد، اما به قول سعدي شيرين سخن: به راه باديه رفتن به از نشستن باطل/ وگر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

چرا راي ميدهيم...

محمد حياتي

حقيقتا در شرايط حاضر برايم سخت است باز هم از مزاياي راي دادن براي مردمي که غرق در مشکلات زندگي و نااميد از آينده هستند، چه  بگويم، اما مگر ميشود در اين مسير مهم سکوت کرد و همه چيز از جمله روياهاي مردم را به ته دره فرستاد؟!

قهر ما با صندوق راي و نااميدي ما از توان جامعه مدني ميتواند منجر به کوچک شدن سفره مردم و روي کارآمدن مديران ناکارآمد شود که قطعا در نبود و قهر جامعه مدني خود را نشان ميدهد.

بار ديگر براي ايران و آينده فرزندانمان 8 تير همه با هم ميآئيم.

در عرصه انتخابات بين کانديداها بايد اصلحترين و سالمترين و درستترين را انتخاب کرد، با توجه به اينکه تمامي خصوصيات نسبي است و هيچگاه و هيچ زماني سراغ نداريم کسي بتواند يک تنه تمامي امور را سامان بخشيد، به نظرم در بين کانديداها، دکتر پزشکيان با توکل بر خدا و با استفاده از خرد جمعي افراد متخصص در امور با پاکدستي و سلامت وجودي که دارد، خوشنامتر و اصلحتر بوده و انشالله با حمايت و همت مردم عزيزمان بار ديگر مثل سالهاي 76 و بعد، گرهاي از گرههاي کور  مشکلات اجتماعي، تورم و مفاسد اقتصادي و روابط بينالملل و مشاغل و بيکاري و مشکلات عديده جامعه، باز خواهد کرد.

(هفته نامه نسیم جنوب سال بیست و هفتم، شماره 1085)

 

خاطرهاي از سفر پزشکيان  به بوشهر

مهدي نامدارزادگان - هيات علمي دانشکده مهندسي دانشگاه پيام نور بوشهر

 

در دورهاي که دکتر پزشکيان نائب رئيس مجلس بودند، از طرف دانشگاه پيام نور بوشهر ايشان را براي مراسم روز دانشجو و شرکت در چند رويداد فرهنگي دانشجويي به بوشهر دعوت کرديم.

در طول 2 روز حضور ايشان در دانشگاه پيام نور بوشهر و بزرگداشت بنيان گذاران مدرسه سعادت با ميزباني دانشگاه، اکثر قريب به اتفاق اساتيد و دانشجويان و همکاران دانشگاه، ايشان را فردي دانشگاهي و علمي، صادق، دلسوز و آگاه ديدند و رهنمودهاي بسيار خوبي در جلسات پرسش و پاسخ براي اين سه قشر دانشگاهي داشتند.

جالب بود پس از تاييد ايشان، بسياري از همکاران علمي و اداري و دانشجويان خواستار حضور مجدد ايشان در دانشگاه بودند.

 

 

 

براي ايران 

مصطفي خرمي 

در سايهي آفتابي که بر آب و خاک ايران تابيده، سروقامتاني از اين سرزمين با دلي پر از عشق و وفاداري در اين خاک جوانه زده اند، رشد کردهاند و در خون خود غلتيدهاند تا ايران بماند. مادران اين سرزمين در دامان پرمهر خود قصهها و افسانههاي پاکي، نجابت، وفاداري و ايران دوستي را در گوش فرزندانشان نجوا کردهاند تا شب را به صبح برسانند. 

آنها روايتگر خاطرات تلخ و شيرين، سبز شدنها و سوختنهاي بسياري در طول تاريخ بوده اند.  

و امروز اين سرزمين که همواره در  مرز بين تاريخ و آينده قرار گرفته است، به انسانهايي نياز دارد که با اراده و ايمان، به سوي روشنايي و پيشرفت حرکت مي کنند. انسانهايي که همچون پرنده     اي آزاد، بر آسمان اين سرزمين پرواز کند و فرا رسيدن روزهاي روشن و زيبا را به همه ما نويد دهد. 

هماي سعادت اين سرزمين در اين سفر چالشها و موانع بسياري در پيش روي خود مي بيند!  

تحريمها و فشارهاي بينالمللي، تورم و نوسانات اقتصادي، بيکاري و کمبود فرصتهاي شغلي، فساد در ساختار اقتصادي، سياسي و اداري، نهادهاي موازي، گروه هاي فشار، نارضايتيهاي اجتماعي و اعتراضات مردمي، مشکلات محيط زيستي و آلودگي هوا، مديريت نادرست و عدم دسترسي به منابع آب کافي، نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي، عقب افتادگي از قافله فناوري و نوآوري، بحران مسکن، مشکلات در حوزه حقوق بشر و قطعنامه هاي جامعه جهاني، بهره وري پايين در حوزه کشاورزي و هدر رفت منابع طبيعي و... که با همدلي، همبستگي و تغيير نگاه به مقوله توسعه ميتوان اميدوار بود که  بخشي از اين موانع سخت را پشت سر گذاشت و آرامش نسبي را به جامعه برگرداند.  

بايد به ياد داشته باشيم در اين مسير پر پيچ و خم هر يک از ما ميتواند به عنوان تکه پارچههاي رنگارنگ در کنار هم قرار گيريد و زيبايي و تنوع را در تاريخ اين سرزمين با رنگ و بويي تازه ثبت نمايد و جرعهاي هواي تازه را در ريه هاي نيمه جان اين خانه بدمد. 

بنابراين، امروز با تني خسته و قلبي پر اميد براي ايران به صحنه ميآييم براي اين سرزمين کهن، راي ميدهيم. رايي که پيام روشن ما براي تغيير به سوي پيشرفت، صلح و انسجام ملي و بينالمللي خواهد بود. اميدواريم با همت و تلاش همگاني، نگاهي نو بر مسند بنشيند و ايران به عنوان يک نمونهي درخشان از توانمندي و انسانيت، در دنياي امروز و فردا هويت اصيل خود را بازيابد. 

با اميد به روزي که همه ما، با مهرباني و خردمندي، به سوي آيندهاي بهتر براي ايران و ايرانيان پيشروي کنيم.


 

انتخاب پزشکيان؛ فرصتي براي آشتي ملي 

 امين ساجدي 

حضور پزشکيان در اين دوره فرصتي براي آشتي اقوام؛ آشتي ملي و خروج از بحران است.  

با حضور يک نامزد مقتدر و ملي گرا تا حد زيادي مردم در تکاپوي بدست آوردن مطالبات نااميد شده خود خواهند بود.  

از نظر من شايد دکتر پزشکيان پديده اين انتخابات تلقي شود و بتواند به گونهاي عمل کند که نظر اکثريت خاموش را جلب کند و به او راي دهند.  

مسعود پزشکيان شانس اول انتخابات پيش روست. نداشتن راي منفي، حمايت از محرومان، مخالفت با سختگيريهاي فرهنگي و اجتماعي و در سمت مقابل جبهه يکدست رقبايي که مسببين وضع موجود هستند، از پزشکيان شانس اول انتخابات پيش رو را مي سازد.  

مهمترين برنامههاي دکتر پزشکيان بازگرداندن معيشت و معاش مردم به يک سطح قابل قبول است که حق مردم ايران بوده و سزاوار آن هستند. اين خود به خود ميتواند اعتماد از دست رفته مردم را برگرداند و آنها را پاي صندوقهاي راي بياورد.  

با ويژگيهايي که از دکتر پزشکيان در صداقت و عدالت محور بودن ميشناسيم، اميدواريم که اعتماد مردم برگردد و با حضور پاي صندوقهاي راي، شاهد تغيير سرنوشت خود باشند.  

و اميدواريم با يک رقابت جدي و سالم جناب دکتر پزشکيان راهي پاستور شود.

 

 

انتخابات رياست جمهوري؛ فرصتي براي تغيير وضع موجود

فاطمه مساوات

اميدوارم به عنوان يک شهروند ايراني به موقعيت پيش آمده انتخابات رياست     جمهوري به عنوان يک فرصت براي تغيير وضع موجود دقت داشته باشيد.

شرايط موجود که ناشي از قهر اکثريت مردم ايران در انتخاباتهاي گذشته ميباشد باعث تسلط اقتدارگرايان و زيادهخواهي آنان شده است. اما متاسفانه هنوز عده زيادي براي راي دادن دچار ترديد هستند، در شرايطي که تنها راه حل موجود سهمخواهي از حاکميت براي واگذاري قسمتي از قدرت در اختيار تفکري متفاوت ميباشد. در حال حاضر فقط يکي از کانديداها هست که با ساير کانديداها در روش و منش و سابقه متفاوت هست و شايد انتقال قدرت در قوه مجريه، مفري براي تعديل شرايط موجود باشد.

پزشکيان به شهادت همه، فرد پاکدست و شجاع و تحصيلکردهاي بدون استفاده از رانت ميباشد که سابقه درخشاني دارد و الحمدالله با شجاعت بينظيري که دارند، در همه موقعيتهاي اجتماعي بدون هيچ ملاحظهاي، نظرات واضح و صريح خودشان را در حمايت از مردم ابراز کرده است.

 از طرفي با پرهيز از فريبکاري و قول وعدههاي دروغين معتقد به بکارگيري و اجراي قوانين هست. دليل بسياري از معضلات موجود را ضعف و ناتواني و عدم پاسخگويي مسوولين موجود ميداند. ايشان که سخت به تخصص و شايسته سالاري اعتقاد دارد بکارگيري افراد صالح و نخبه و صاحب صلاحيت را يکي از دلايل اصلي پيشرفت ميداند. هم کارنامه وزارت بهداشت دولت اصلاحات را در سابقهي خود دارد و هم اينکه سالها در کميسيون بهداشت مجلس بوده و به زير و بم قوانين حوزه سلامت اشراف دارد و از اين جهت ميتواند باعث ضمانت، توسعه و بهبود اين حوزه باشند.

 به هرحال آنچه انتظار است اينکه به دور از احساسات و با رصد کردن نظرات افراد صاحبنظر، از اين موقعيت به نحوي استفاده کنيم که بعد با تبعات عدم شرکتمان تاوان هاي زيادي را مجبور نباشيم پرداخت کنيم.

عدم شرکت ما در انتخابات به منزله واگذاري تماميت قدرت به يک طرز فکر ميباشد که باعث اقتدارگرايي بيشتر آنان و فشار به بقيه سلايق و طرز فکرها ميباشد. به اميد روزهاي بهتر براي مردمان خوب سرزمينمان...

 

 

حرکت از نگاه آرماني به باور  واقعگرايانه

حبيب تنگستاني

استمرار مشروطه خواهي ما از مشروطه خواهان  سياسي به محمد مصدق، علي شريعتي، محمد خاتمي، مهدي کروبي، ميرحسين موسوي، اکبر هاشمي، حسن روحاني و اکنون مسعود پزشکيان رسيده است...

وقتي به اسامي  و سير  تغيير وجه اسطورهاي آنها مينگريم متوجه ميشويم که براي  يک احساس قهرمانانه و غرورآميز  راديکال و چپ، ليستي آنچنان چشم گير نيست و هر چه از ديروز به امروز رسيدهايم قهرمانانمان کيفيت خود را از دست داده اند اما از سوي ديگر به کيفيت ما افزوده شده  است. به همين دليل از نگاه حداکثري و آرماني به باور حداقلي و واقع گرايانه رسيدهايم... افت قهرمانها با اوج ما رقم خورده و اين يعني پختگي و بلوغ سياسي و اجتماعي... 

در واقع،  بايد باور کنيم ما ديگر شهروندان چپ پيشا دوم خرداد 1376 نيستيم که نگاهمان آرماني، غيرواقعي و معطوف به تغييرات انقلابي  باشد...

ما اکنون فراگرفتهايم که مطالباتمان را مستمر و اميدوارانه و معطوف به اعمال ارادهي جمعي پيگيري نماييم... روزنهها برايمان مهم است و تمام تلاشمان معطوف به رسيدن به وضعيتي بهتر از پيش است، نه اينکه  اتوپيايي را مد نظر داشته باشيم که رسيدن به آن تنها با رويکردي راديکال، حداکثري و رمانتيک شکل ميگيرد که محال بودن آن، اميدمان را کمرنگ مي کند و کنشمان را منفعل...

ما ايرانيان امروز اميدواريم و اميدوار و اميدوار چرا که نور از مجموع شمعهاي ما،  همديگر را براي اعمال ارادهي جمعي گردهم ميآورد و گفتوگويي را شکل  مي دهد تا صبح اميد اندک اندک بتابد... رنگ مشکيمان را سبز و بنفش کرديم و امروز فيروزهاي و... شايد رنگين کمان پلوراليسم و آزادي از اين رنگ هاي اميدمان آماده طلوع شود... براي تحقق شايدمان، راي بايد و بايد راي بدهيم...

 

نبرد با ترديد

دکتر عبدالرسول عمادي

رقابت دکتر پزشکيان در انتخابات اخير نه با نامزدهاي جريان اصول گرا و بانيان وضع موجود بلکه با تحريم انتخابات توسط اکثريت ملت است.

حضور شخصيتي چون دکتر پزشکيان در رقابت انتخاباتي اخير آنان را که معتقدند در مقام رياست جمهوري، خاتمي با احمدينژاد از جميع جهات براي کشور متفاوت است است متقاعد و مصمم کرد که وارد چالش انتخابات شوند اما دو دسته از مردم همچنان يا بر عدم شرکت در انتخابات پافشاري ميکنند و يا در محيط ترديد به تامل مشغولند:

يک: آنان که القائات اقتدارگرايان را در مورد بيتاثيري راي مردم باور کرده اند.

هر بار که ملت ايران در سالهاي 76 و 92 حماسه حضور آفريدند و اراده خود را در مقابل عزم مهندسان انتخابات نشان دادند اقتدارطلبان و تماميت خواهان با طي فرايندهاي چندين ساله به انواع روش هاي القاي احساس ياس سعي در پشيمان کردن مردم از انتخاب خود کردند.

اين القائات نوميدکننده که همراه با سياه نمايي و دروغپردازي و آمارسازي است به مرور ذهن اين بخش از جامعه را مجاب کرده که هر کس رئيسجمهور شود در بر پاشنهاي که اقتدارطلبان ميخواهند ميچرخد در حالي که عملا اينگونه نيست. به يقين دوران هشت ساله دولتهاي اصلاحات دوران اصلاح روندهاي حکمراني سياسي و اقتصادي بود و پس از آن هشت سال دولتهاي معجزه هزاره سوم دوران سياه آشفتگي و به هم ريختگي و هدم بنيان هاي دولت داري و حکومتگري بود.

دو: بخش ديگري از مردم که از شدت کارشکنيهاي اقتدارگرايان و مافياهاي کاسب تحريم در مسير راي اصلاح طلبانه و تحولخواهانه مردم خسته شده اند و از اين نبرد طولاني مدت براي به کرسي نشاندن اراده ملي به ستوه آمده اند.

سخني با گروه اول: راي شما در 76 و 92 ايران را از بحرانهاي بسيار بزرگي خارج کرد و کشور را در مسير درست اصلاح و بهبود قرار داد. نبايد گفت که از راي به خاتمي و روحاني چه نتيجه اي حاصل شد؟

نتايج بسيار درخشان بوده است نه تنها شاخصها در اين باره به روشني  ميگويند که به زندگي و قدرت خريد خود در آن سال ها بنگريد و آن را به ويژه با حکومت يکدست اين سه سال اخير مقايسه کنيد.

سخني با گروه دوم: عرصه سياست عرصه افت و خيز و پيروزي و شکست است و در ايننبرد طولاني و زمان بر آنچه در نهايت پيروز است اراده ملت است به شرط اين که اين اراده محکم و استوار بماند و سستي نپذيرد.

اذا الشعب يوما اراد الحيات

فلابد انيستجيب القدر

تقدير ناگزير از همراهي با ملتي است که اراده کرده آزاد زندگي کند.

امروز نجات ايران در گرو غلبه اکثريت ملت بر ترديد خود در اين سرنوشتسازترين انتخابات است. ما چند روز براي غلبه بر ترديد و راي به مسعود پزشکيان و پيروزي در اين نبرد فرصت داريم.

انتخاب با دلي پر از اميد و نگاهي به فردا

عبدالرسول رضايي

در اين بزنگاه تاريخي، آنگاه که خورشيد انتخاب بر بام آسمان سياست ميتابد و نسيم اميد، دشت انديشهها را مينوازد، انتخاب سياستي که راهگشاي آيندهمان باشد، همچون انتخاب مسير در يک سفر بزرگ است. بايد به ژرفاي دلهايمان بنگريم و با نگاهي به دوردستها، سياستي را برگزينيم که نه تنها امروزمان را روشن کند، بلکه فرداهايمان را نيز به روشنايي وعده دهد.

آيا بايد به سوي اصلاحات و تغييرات تدريجي گام برداريم، همچون بهاري که نويدبخش تازگي و شکوفايي است؟ يا شايد بهتر است بر پايه اصول و ارزشهاي بنيادين، همچون کوههايي استوار و برافراشته، ايستادگي کنيم و با احتياط و استواري پيش برويم؟

در اين کارزار انتخاب، سياستي را برگزينيم که صداي مردمان سرزمينمان را بشنود، به نيازهايشان پاسخ دهد و با احترام به گذشته، آيندهاي روشنتر را ترسيم کند. سياستي که همزمان با نوگرايي، بر مباني اصيل جامعهمان نيز پايبند باشد، چونان پلي که دو سوي زمان را به هم پيوند ميزند.

بياييد با دلي پر از اميد و نگاهي به فردا، سياستي را انتخاب کنيم که مسيرمان را به سوي افقهاي روشنتر هدايت کند و راهگشاي زندگي بهتر براي همگان باشد. در اين انتخابات، انتخاب ما تعيينکننده فرداهاي سرزمينمان است، پس با دقت، با عشق و با انديشهاي ژرف گام برداريم.

 

چرا به پزشکيان راي ميدهم!

دکتر عباس حاتمي

1- چون پزشکيان حداقل انتظار من براي تاييد صلاحيت بود و يک روزنه اميد براي جمهوريت و دمکراسي است.

2-اگر به پزشکيان راي ندهم با روي کارآمدن دولت تندرو در ايران و ترامپ در آمريکا خطر درگيري دو کشور و افزايش تحريمها وجود دارد ولي سياست خارجه پزشکيان تنش زدايي و گفتگو و لغو تحريمهاست.

3-سکوت و انفعال و تماشاچي بودن هيچي را تغيير نمي دهد!

در کوبا، کره شمالي و چين که انتخاباتي وجود ندارد و حکومت هم مشروعيت ندارد مگر اتفاقي مي افتد؟

4-پزشکيان مرد عمل است و قاطعانه از حقوق ملت دفاع ميکند.

5-دولت پزشکيان اهل بگير و ببند نخواهد بود و با فيلترينگ، برخورد تند و خشن، دانشجوي ستاره دار و.... مخالف هستند.

6-پزشکيان صداي بيصدايان بوده و توجه بيشتري به معيشت مردم خواهد کرد.

 

بخاطر کمي احترام

روزبه کردوني

اينکه پزشکيان براي راي بيشتر فيلم بازي نميکند و از هويتش و  از خودش دور نمي شود، احترام برانگيز است.

در اين وضعيت نامناسب، در اين شرايط تبعيضآميز، در اين تنگناهاي سخت و در اين جهان نابرابر کمي احترام ميخواهيم. ميخواهيم به ما بي احترامي نشود چرا که بي احترامي به همان اندازه خشونت، آزاردهنده است. در بياحترامي ممکن است اهانتي نباشد ولي در اصل ما و همه حقهايي که داريم به رسميت شناخته نمي شود.

در اين عرصه  فرصتهاي نابرابر، احترام گذاشتن يعني  به رسميت شناخته شدن، ديده شدن و شنيده شدن. ريچارد سنت در کتاب تکوين منش در جهان نابرابري ها مي گويد: «در فقدان احترام نميتوان نابرابريها را کاهش داد».

اين روزها گفته مي شود، دکتر پزشکيان درعرصه انتخابات گفتمان متفاوتي ندارد، حرف جديدي نميزند، اتفاق مهمي در صحبتها پديد نميآورد، در گفتگوها و  مناظره نمي درخشد، اين نکات قابل تامل است.

اما واقعيت اين است از صداقت او، از خودش بودن، عدم تلاشش براي کسب راي به هر قيمتي، وفاداري تحسين برانگيزش به هويتش و به شعور ما حس احترام دارم.

اينکه دروغ نميگويد، اينکه توهم ندارد، اينکه خودش است احترام برانگيز است.

کاري به اين ندارم که پزشکيان  بعضي جاها ميتواند بهتر بگويد و برنامه بدهد يا ستادش ميتواند موثرتر باشد، امروز آنچه متفاوت است اين است که پزشکيان با خودش بودن، با بازيگر نبودنش با دروغ نگفتنش، به خودش و مردم احترام ميگذارد و من اين رفتار محترمانه را دوست دارم.

 

 در گریختن رستگاری نیست

️دکتر محمد بهروزی

امروز وقتی با بسیاری از نخبگان جامعه و دانشجویانم و همچنین نسل جوان و فرزندان خودم صحبت می‌کنم تا آن‌ها را به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری متمایل و علاقمند سازم، عمدتا با برشماری بسیاری از ناکارآمدی و بی‌توجهی دولت‌ها و حاکمیت به وضعیت جوانان، تورم افسارگسیخته، معیشت مردم، سخت‌گیری به وضعیت حجاب دختران و حضور حجاب‌بان‌ها، بی‌توجهی به پاسخگویی مدنی در برخورد با انتقادات و اعتراض‌ها و... ده‌ها ناکارآمدی دیگر در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی اشاره می‌کنند که با قصد تحریم انتخابات و همراهی نکردن در این عرصه مشارکت سیاسی، فکر می‌کنند که پاسخی مدنی و هوشمندانه به این رفتار و برخورد دولت‌ها و حاکمیت می‌دهند. 

واقعیت این است که استدلال‌های آن‌ها در ناکارآمدی دولت‌ها در طول سالیان متمادی، امری درست هست، که اکنون به بغض‌های جوانان ایران زمین و نخبگان اجتماعی تلمبار شده و به این عصیان سیاسی تبدیل گشته است. 

امروز بیش از پیش مسئولان کشوری وظیفه دارند که به انتقادات این عزیزان با شکیبایی گوش فرادهند و به نوعی زخم‌های انباشته و متمادی آن‌ها را مرهم نهند. امروز نمی‌توان خواسته‌های به حق عزیزان جوان را کتمان و یا فراموش کرد، اما واقعیت این است که قهر کردن با صندوق رای نیز پاسخی به این دردمندی اجتماعی و سیاسی نیست.

حال که حاکمیت با درک این برهه حساس، با تایید صلاحیت دکتر مسعود پزشکیان پاکدست، متخصص، حقگو و با شهامت، زمینه آشتی ملی را فراهم نموده است، جوانان و نخبگان ما نیز باید با درک اهمیت این فرصت تاریخی و همچنین با درک وضعیت امروز و آینده ایران زمین، با حرکتی اجتماعی و مشارکت سیاسی همراه با اوج هیجان، با حضور در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دکتر پزشکیان، به تثبیت پایه‌های دولت مردمی و علاقمند به حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی همراهی نمایند.

نخبگان و جوانان علاقمند به سرآمدی ایران زمین، امروز گریختن را کنار بگذارند و به آشتی ملی بپیوندند.

در گریختن رستگاری نیست،

 

 بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند

 

برچسب ها:
پزشکیان

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین