سایت هامون
    بنا
    دشتستان نیوز
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 10 مرداد 1396 - 07:58

نسيم جنوب؛ سيد حسن رضوي: جهان جنوب گستره وسیعی است فراتر از مرزهای جغرافیا، فراتر از برج و باروی شهرها و روستاها، فراتر از رودها و دشت‌ها. جغرافیای جنوب را نه مرزها، که آدم‌هایش می‌سازند و البته ادبیات و موسیقی. دلتنگ جنوب هم که باشی و دور افتاده از جغرافیایش، نوای شروه و چاوشی و ...

نسيم جنوب؛ سيد حسن رضوي

 

جهان جنوب گستره وسیعی است فراتر از مرزهای جغرافیا، فراتر از برج و باروی شهرها و روستاها، فراتر از رودها و دشت‌ها. جغرافیای جنوب را نه مرزها، که آدم‌هایش می‌سازند و البته ادبیات و موسیقی. دلتنگ جنوب هم که باشی و دور افتاده از جغرافیایش، نوای شروه و چاوشی و یزله و زار و نی‌مه و بندری هست که مفتونت کند در هوای خلسه جنوب. جغرافیای جنوب را ناله نی می‌سازد و دو بیتی های فایز و مفتون. جهان جنوب را نوای طرب‌انگیز موسیقی جنوبکان می‌سازد. نوایی که چنگ بر روحت می‌کشد و رهایت می‌کند در اوهام و خلسه. 

 

از نسل موسیقیایی جنوب یکی هم "محمود جهان" که آخرین نغمه را خواند و گذاشت و گذشت. یادش گرامی باد. تصویری که از محمود جهان نواخوان آواهای جنوب به یاد دارم باز می‌گردد به اواخر دهه شصت در جزیره خارگ که تازه فصل دیگری از جنوب ما آغاز شده بود. بازگشت از غربت آوارگی جنگ و عادت به زندگی بدون بمباران هر روزه. اما می‌شد هنوز غم و دلهره جنگ را در چشمان ترس خورده مردم دید. سالها و روزهای سختی که بر مردم رفته بود و باور اینکه آن روزهای سیاه رفته و دیگر باز نمی‌گردد سخت دشوار بود. جای آن دل‌نگرانی را چیزی نمی‌توانست پر کند جز شنیدن یک نوای موسیقی که پیام‌آور شادی بود. می‌گفتند مردی آمده به جزیره که خود زاده جنگ است و از آوارگان جنگی. آوازه‌اش پیچیده بود در ایران. بندری می‌خواند، آنهم چه بندری. ترانه "یاالله یاخدا"یش را هر شب تلویزیون پخش می‌کرد. هر شب در جُنگ شادی سینما نفت بندری می‌خواند. گفتند نامش محمود است. شورانگیز می‌خواند. در تالار وحدت تهران خوانده بود. برای ما که سرودخوان مدرسه بودیم باور نکردنی بود که یک جنوبی با یک ترانه بندری بشود اول‌خوان ایران. ولی بود. داشت کولاک می‌کرد. کولاکی که به زودی مرزهای جنوب و حتی مرزهای ایران را در می‌نوردید.

 

داشتیم برای مسابقات سرود مدارس استان آماده می‌شدیم. باید می‌رفتیم بوشهر. سرودی بندری می‌خواندیم با ساز نی‌انبان. اما دلهره مواجه شدن با نوازندگان چیره‌دست رهایمان نمی‌کرد. هر شب جمع می‌شدیم توی سنگر بتنی وسط حیاط مدرسه و تمرین سرودخوانی می‌کردیم. پیشرفت‌مان کند بود. پیشنهاد دوستی بود که برویم پیش محمود. کدام محمود؟ جهان، محمود جهان! محمود را توی پمپ بنزین جزیره دیده بود و قرارش را خودش گذاشته بود. شب رفتیم دیدنش. چند تا محصل خجالتی که زیر چشمی نگاه جهان می‌کردیم و باورمان نمی‌شد همان است که هر شب توی تلوزیون "یاالله یاخدا" می‌خواند. سبزه‌رو بود و خندان. جنوبی حرف می‌زد به لهجه شیرین آبادانی. تعارف کرد و نشستیم. لوازم چندانی در خانه نبود جز ضبط صوت بزرگی گوشه اتاق و میکروفن سیاهی که سیمش به ضبط وصل بود. به اتفاق چند تا از همکارانش در خانه سازمانی شرکت زندگی می‌کرد. استرس تک‌خوان گروه سرودمان را که دید شروع کرد به حرف زدن از انواع صداها و حنجره‌ها و نوع خوانش ترانه‌ها. می‌گفت صدای خواننده یا از حنجره بیرون می‌آید و یا از محفظه داخلی سینه. تک‌خوان سرودمان پرسید که صدای تو از کجایت بیرون می‌آید؟ شوخی‌اش یخ جلسه را شکست. جوابی که محمود داد هنوز بعد از سالها با یادآوری‌اش با دوستان یک دل سیر می‌خندیم. شوخ بود و پیام‌آور شادی. بعد پرسید چی بخونم برایتان؟ منتظر نماند. "می‌دونستی که خاک، فرش منه، رفتی نموندی" را خواند. آن حجم صدا شگفت‌انگیز بود. سحر صدایش جادو می‌کرد. آن شب شب طنازی محمود بود. آنقدر خواند که ترس‌مان از اجرای زنده ریخت. ما رفتیم مسابقات سرود دانش‌آموزی استانی و اول شدیم. محمود ماند تا صحنه یکتای هنرمندی را زندگی کند. ماند تا نعمه خود خواند و از صحنه رود. ماند تا در سپیده دمی، نواخوانی جهان جنوب را به دیگری بگذارد و بگذرد. صحنه پیوسته به جاست. خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. روحش شاد.

 

نسیم جنوب

برچسب ها:
بوشهر

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

آخرین اخبار

پربیننده ترین